کنترل احساس در زمان خرید و فروش


درک این موضوع که احساسات شما به طور قابل اعتمادی به شما می گویند که چه کاری را نباید انجام دهید، اولین قدم برای غلبه بر تأثیر آنها بر پرتفوی شماست.

چند راهکار برای کنترل خرید کردن عاطفی

چند راهکار برای کنترل خرید کردن عاطفی

مقاومت در برابر میل به خرج کردن بیش از حد در زمان برخورد یک محرک عاطفی در زمان‌های عادی به اندازه کافی سخت است. اکنون افزودن یک بیماری همه گیر جهانی به این ترکیب، مقاومت در برابر هزینه‌های عاطفی را چالش برانگیزتر نیز کرده است.

گروه ایرنا زندگی- از آنجایی که در دوران همه گیری کرونا بیشتر افراد در خانه ماندند، بسیاری توانسته‌اند در هزینه‌های اختیاری بیشتر صرفه‌جویی کنند. اما این بیماری همه گیر استرس زا طولانی مدت می تواند منجر به عوارض عاطفی بالایی شود. مهم است که مراقب محرک‌های احساسی باشید که باعث می‌شود خریدهای عجولانه انجام دهید و برنامه‌ای برای مدیریت مسئولانه این احساسات ایجاد کنید.

خرج کردن عاطفی چیست و چه چیزی باعث آن می شود؟

اگرچه اصطلاح خرده‌درمانی ممکن است یک بازی سرگرم‌کننده با کلمات به نظر برسد، اما برای برخی افراد خرید خرده ریز می‌تواند به یک خروجی واقعا احساسی تبدیل شود. خرید کردن عاطفی می تواند باعث شود که فرد به سرعت بیش از بودجه خود خرج کند. هنگامی که با یک محرک احساسی مواجه می شوید، ممکن است مجموعه ای از واکنش ها را تجربه کنید که شما را به سمت خرید سوق می دهد. ممکن است شما با طیف وسیعی از احساسات تحریک به خرج کردن مواجه شوید، در این گزارش چند مثال از این محرک ها آورده شده است:

غمگینی: بعد از یک روز بد، تصمیم می گیرید به خرید بروید تا حال خود را بهتر کنید.

کسالت: یک صبح کسل کننده در دفتر کار شما را به خوردن تنقلات سوق می دهد تا بعدازظهر کمتر احساس ناامیدی و مرگ کنید.

ترس: یک بیماری همه گیر جهانی شروع می شود و شما بلافاصله اقلامی را در انباری ذخیره می کنید که برای مدتی به آنها نیاز ندارید.

حسادت: در حین خرید با دوستان، آنها درباره آخرین خریدهای خود به خود می بالند. این کار شما را به خرید مدل بهتری از کالایی که به آن نیاز ندارید سوق می دهد.

به چند نمونه از خرج کردن های عاطفی در زندگی خود فکر کنید. من شخصاً در زمان خرج کردن عاطفی در هنگام خستگی یا گیج شدن مقصر هستم. با این حال باید متوجه بود که هرکسی محرک های خاص خود را دارد که منجر به خرج کردن عاطفی می شود.

در این گزارش نحوه کنترل مخارج عاطفی آورده شده است.اگر می خواهید خرج کردن عاطفی خود را تحت کنترل داشته باشید، راهکارهای زیر می تواند به شما کمک کند.

چند راهکار برای کنترل خرید کردن عاطفی

محرک های خرج کردن عاطفی خود را شناسایی کنید
بهترین نقطه برای شروع، شناسایی عوامل محرک است. به منظور شناسایی محرک های شخصی خود، «ارین پاپورث»، مربی مالی و موسس برنامه مالی شخصی Nav.it، توصیه می کند خلق و خوی خود را برای شناسایی محرک ها و احساساتی که باعث می شوند بدون در نظر گرفتن کل بودجه خود خرج کنید، ردیابی کنید.

پاپورث می‌گوید: با گذشت زمان، مردم شروع به شناسایی عادت‌ها و گرایش‌هایی می‌کنند که با رفتار ناخواسته برابری می‌کنند. خودآگاهی اولین قدم برای هر تغییر رفتار است.با درک بهتر از زمانی که مستعد ولخرجی هستید، می توانید علائم را قبل از تکمیل معامله تشخیص دهید.

از خریدهای ناگهانی خودداری کنید
خریدهای آنی ممکن است در یک لحظه اتفاق بیفتد. اگر قبل از ورود به فروشگاه قصد خرید آن را نداشتید، پس این یک خرید فوری است. این خریدهای عجیب و غریب می توانند به سرعت اضافه شوند.برای جلوگیری از هدر رفتن هزینه خریدهای فوری، وقت بگذارید و به خرید خود فکر کنید. «مارلن اشمیت»، مربی مدیریت پول در Insight Spending Planners می‌گوید: «یک راهکار عالی برای جلوگیری از هزینه‌های ناگهانی این است که قانونی داشته باشید که قبل از خرید هر چیزی که هزینه بیش از ۵۰ یا ۱۰۰ دلار است، باید حداقل ۲۴ ساعت صبر کنید.مزیت این انتظار قبل از خرید این است که هنگام تصمیم گیری برای ادامه خرید، ذهن روشنی خواهید داشت. وی می‌گوید: اغلب پس از این مدت تامل نظر خود را تغییر می‌دهید و متوجه می‌شوید که به هر حال به آن نیازی نداشته و یا آن را نمی‌خواهید.

به تبلیغات توجه نکنید

ما توسط رسانه های مختلف تبلیغاتی از جمله رادیو، اینترنت، بیلبوردها و تلویزیون بمباران شده ایم. حتی صندوق ورودی ایمیل شما نیز احتمالاً مملو از خرده فروشانی است که آخرین فروش خود را تبلیغ می کنند. با رگبار مداوم تبلیغات، می توان به راحتی در دام خرج کردن احساسی گرفتار شد. شما می توانید با به حداقل رساندن تعامل خود با تبلیغات در جایی که می توانید از این وسوسه جلوگیری کنید. برای مثال، می‌توانید اشتراک خرده‌فروشی‌هایی را که مرتباً به صندوق ورودی‌تان آگهی می‌فرستند لغو کنید.

با حذف برخی از تبلیغات از زندگی خود، برخی از وسوسه هایی را که به عنوان یک خرج کننده احساسی با آن روبرو هستید را از بین می برید.

فعالیت های دیگر را پیدا کنید

وقتی سعی می کنید از خرج کردن های عاطفی خودداری کنید، مشخص کنید که چه فعالیت های دیگری این شکاف عاطفی را پر می کند. به عنوان مثال، ممکن است به جای خرید از یک مرکز خرید، برای پیاده روی رایگان در اطراف پارک با دوستان خود ملاقات کنید.

بودجه بندی کنید

اگر تا به حال بودجه بندی برای خود نداشتید، وقت آن رسیده است که آن را بسازید.«نیشانک خانا»، مدیر ارشد بازاریابی Clarify Capital، سرویسی که برای کسب و کارهای کوچک تأمین مالی می کند، می گوید: بسیاری از افرادی که بیش از حد خرج می کنند، از کنترل احساس در زمان خرید و فروش بودجه برای تعیین پارامترهای عادات خود استفاده نمی کنند. وقتی آنچه را که خرج می‌کنید دنبال نمی‌کنید، یا اهدافی در ذهن دارید، کنترل وضعیت مالی‌تان ممکن است سخت باشد. با در نظر گرفتن بودجه، قبل از اینکه اجازه دهید احساسات شما را تحت سلطه خود درآورند، ایده بهتری در مورد آنچه که می توانید هزینه کنید، خواهید داشت.

اهداف مالی برای خود تعیین کنید

فراتر از تنظیم بودجه، اهداف مالی بر اساس ارزش های خود ایجاد کنید.اهدافی که برای پول خود ایجاد می کنید می تواند از تامین مالی برای تعطیلات تا ساخت حساب های بازنشستگی شما متغیر باشد. از آنجایی که احساسات خود را با اهداف پولی در آینده، گره می‌زنید، ممکن است زمان آسان‌تری برای توقف خرید عاطفی فوری داشته باشید.

چگونه هنگام معامله در بازار های مالی احساسات خود را کنترل کنیم

چگونه هنگام معامله در بازار های مالی احساسات خود را کنترل کنیم

کنترل احساسات هنگام معامله در بازار فارکس می تواند تفاوت بین موفقیت و شکست را رقم بزند ، به ویژه اگر در بازار معامله تازه وارد هستید وضعیت ذهنی و طرز فکر شما تاثیر بسیار مهمی در تصمیماتی که می گیرید دارد . داشتن رفتار متعادل و ذهنی آرام برای معاملات به صورت مداوم نکته بسیار مهمی می باشد .
در این مقاله ما اهمیت چگونگی کنترل احساسات در هنگام معامله در فارکس برای معامله گران مبتدی و همچنین معامله گران با تجربه بررسی می کنیم .
اگر به عنوان یک معامله گر فکر می کنید که فقط استراتژی های مدیریت کنترل احساس در زمان خرید و فروش ریسک برای معاملات در فارکس کافی است ، باید گفت این طرز فکر صحیح نمی‌باشد . یکی از رمز های موفقیت در معاملات فارکس ، دارا بودن هوش هیجانی است . هوش هیجانی به توانایی فرد برای درک و مدیریت احساسات خود گفته می شود . اما این قابلیت نیز گاهی مواقع می تواند تاثیر مخربی در نحوه تصمیم گیری فرد داشته باشد . ما در این مطلب به شما کمک می کنیم که تصمیمات منطقی بگیرید و در معاملات فارکس به یک معامله گر متخصص تبدیل شوید .

روانشناسی فارکس و هوش هیجانی

با وجود این نکته که ما می دانیم تجربیات احساسی منجر به طیف وسیعی از تغییرات رفتاری و شناختی می شود ، بازهم روانشناسی معاملات در هنگام معامله و آموزش فارکس نادیده گرفته می شود . برای جلوگیری از معاملات بی فکر و هیجانی ، شخصیت یک معامله گر نیز به اندازه دانش و تخصص او ضروری است . برای تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای و متخصص در معاملات فارکس ، فرد باید دارای نظم و انضباط ، آگاه و بلند پرواز باشد که تمامی این خصوصیات نشانه‌ های مثبت هوش هیجانی بالا است .

احساسات و معاملات فارکس

سوال اینجاست که برای یک معامله موفق باید به تصمیم قلب خود گوش دهیم یا تصمیمی که مغزمان میگیرد را انجام دهیم ؟ حقیقت این است که پاسخ های احساسی ، جزوی از حالت های طبیعی و با اهمیت تکامل انسان است و طبق این موضوع تعجبی ندارد که معامله گران فارکس نیز از این نوع احساسات در امان نیستند ‌.
زمانی که فرد معامله گر یاد بگیرد پاسخ های ذهنی خود را به طور کامل بشناسد و بر آنها مدیریت داشته باشد ، در آن زمان فرد می تواند از احساساتش استفاده کند و با کمک آنها هنگام معاملات در فارکس به موفقیت دست یابد .

1 . کنترل کردن استراتژی های‌ مقابله ای منفی

طبق مطالعات مشخص شده که ریشه تصمیم گیری های فرد به کنترل احساس در زمان خرید و فروش دوران کودکی‌ اش بر می گردد ، در شرایطی که اتفاق خاصی رخ دهد ، فرد با استفاده از تجربیاتی که در گذشته کسب کرده است به آن اتفاق عکس العمل نشان می دهد ‌. طبق این نظریه معامله گران فارکس نیز از این قاعده مستثنی نیستند و عده ای از معامله گران بدون اینکه از استراتژی مقابله ای خود مطلع باشند و برای آن استراتژی برنامه ای داشته باشند ، معاملاتشان را آغاز می کنند .
به این مثال در رابطه با این نظریه توجه کنید ، فردی که هرگز در دوران کودکی اش مورد ستایش قرار نگرفته می تواند ضرر و زیانی که در معاملات خود را متضرر می شود را یک شکست شخصی بداند و بابت آنها احساس شرمساری کند . در حالی که حقیقت این است که معاملات فارکس مانند یک میدان مین ، پر از نتایج تصادفی است و هیچ چیزی به طور قطع مورد اطمینان و به طور کامل امکان پذیر نمی باشد (یعنی حتی بهترین معامله گران هم ضرر میکنند و آن بخشی از این شغل میباشد ولی همیشه سود بسیار بیشتر از ضرر بوده )

2 . ترس و معاملات فارکس زوج خوبی نیستند

ترس در معاملات فارکس

ریسک کردن و یادگیری رها کردن دو مرحله اساسی برای تبدیل شدن به یک معامله گر واقعی در دنیای معاملات فارکس می باشد . این قابل درک است که از دست دادن یک معامله می تواند ترس و احساس نا خوشایندی ایجاد کند اما اقدامات هیجانی در این مواقع به هیچ وجه توصیه نمی شود .

کتاب محدوده معاملات نوشته مارک داگلاس ، کتابی مشهور در زمینه روانشناسی معاملات است . نکته ی جالبی که در این کتاب اشاره شده اینست که چهار نوع ترس رایج در انسان وجود دارد :
ترس از ضرر کردن
ترس از دست دادن
ترس از اشتباه کردن
ترس از اینکه یک پیروزی به یک شکست تبدیل شود .

در حالی که ترس یک احساس مهم برای بقا در طبیعت و مختص تمامی موجودات است ، اما این رفتار در دنیای اقتصاد و حس انزجار از ضرر گاهی می تواند عواقب نا خوشایندی برای شما داشته باشد . برای مثال زمانی فرد شانس خوبی برای موفقیت در یک معامله دارد ترس باعث می شود فرد در استراتژی معاملاتی اش دچار شبهه شود و نتواند معامله خودش را انجام دهد .

3 . نقش طمع در معاملات

اعتماد نفس بیش از اندازه در فارکس

نقطه‌ مقابل ترس ، اعتماد به نفس است . در حالی که اعتماد به نفس برای دستیابی به موفقیت حیاتی می باشد ، اما اعتماد به نفس بیش از حد در معاملات می تواند یک شیوه ی اشتباه برای استراتژی معاملاتی فرد در فارکس باشد . معامله گران حریص در بازار فارکس اغلب مقادیر زیادی را به خطر می‌ اندازند و یا به صورت طولانی مدت در یک معامله می‌ مانند ، که این شیوه می تواند ضرر و احساسات منفی بسیاری را برای شخص معامله گر به ارمغان بیاورد .
فرد معامله گر‌‌‌‌ باید توجه داشته باشد که گاهی معامله به صورت پله پله باعث می‌ شود که فرد طمع خود را کنترل کند و حد ضررش‌ را کاهش دهد . بدین صورت با توجه به این شیوه باعث می شود که معامله گران در فارکس تشویق شوند که اندازه معاملات خود را در هنگام معامله کنترل کنند و آن را ثابت نگه دارند .

4 . تعصب و سرخوشی
طمع می تواند منجر‌ به احساس برتری و سرخوشی غیر واقعی شود ، با بالا رفتن بیش‌ از حد اعتماد به نفس ، برخی از معامله گران فارکس تمایل دارند که معاملات خود را بدون برنامه ریزی انجام دهند و اینگونه افراد استراتژی معاملاتی که قرار بود به آن‌ پایبند باشند را فراموش می کنند . همچنین تعصب ، گونه ای از یک نقص رواشناختی بین انسان ها و همچنین معامله گران فارکس است . تعصب در معاملات به عنوان یک تمایل ذهنی گفته می شود که صرفاً برای تمرکز‌ کردن فرد معامله گر به آخرین معاملات موفقی که داشته است گفته می شود .
یکی دیگر از اشتباهات رایجی که در معاملات ، فرد معامله گر انجام می دهد سوگیری اشتباه است . سوگیری اشتباه به تمایل فرد معامله گر نسبت به استراتژی هایی که مدنظر دارد می‌ گویند . به عنوان مثال ، یک معامله گر فارکس که اعتماد به نفس بیش از حدی دارد ممکن‌ است اطلاعات و نمودار هایی که با ایده های غیر واقعی روبرو است را نادیده بگیرد و مسیر خود را پیش برود .

5 . ناخوشی و معاملات فارکس

هر چند فقط سرخوشی نیست که می تواند تصمیمات شما در معاملات فارکس تحت تاثیر خود قرار دهد بلکه هر احساس قوی و عمیقی می تواند همان تاثیر‌ منفی را در روال معاملات شما داشته باشد . به عنوان مثال یکی از بدترین لحظاتی که فرد معامله گر می تواند در معاملات بازار فارکس تجربه کند اینست که فرد احساس خوبی نداشته باشد و بخواهد برای کارش احساسات و مشکلات درونی خود را سرکوب کند ‌. در همان‌ زمان فرد ممکن است دچار شکست هایی شود که این شکست ها ، منجر به افسردگی فرد معامله گر می شود . این امر همچنین باعث تعصب اشتباه فرد به استراتژی هایی که در گذشته استفاده کرده می شود اما این نکته را نباید از یاد برد که‌ شرایط بازار فارکس دائم در حال تغییر است و فرد نباید مدام از ضرر هایی که در گذشته به دلیل استراتژی های اشتباه دچار شده گلایه کند .

6 . سرزنش و معاملات فارکس

وقتی استراتژی های فرد معامله گر در معاملات فارکس دچار شکست می شود ، احساس نا امیدی و ناراحتی فرد کاملا طبیعی است . با این حال ، هنگامی که فرد در توانایی اش برای موفقیت در زندگی دچار شبهه می شود ، همان وقت شروع به سرزنش خود در عواملی که قادر به کنترل کردن آنها نیست می کند . پس طبق این موضوع فرد قادر به کنترل احساساتش در این شرایط نیست . سرزنش خود در قبال ضرر ها فقط می تواند منجر‌ به احساس گناه شود که بسیار برای فرد نا خوشایند است . از این گذشته ، بازار معاملات فارکس مملو از نتایج احتمالی می‌‌ باشد بنابراین تعجب آور نیست که معامله گران حرفه ای بازار فارکس کسانی هستند که از نظر ذهنی برای بدترین شرایط نیز آماده هستند .

چگونه بر احساسات خود هنگام‌ معامله کردن در فارکس کنترل داشته باشیم ؟

چگونه بر احساسات کنترل داشته باشیم

اگرچه تجربه ، دانش و مدیریت ریسک مهمترین عواملی است که فرد معامله گر باید در معاملات فارکس در نظر بگیرد ، گزینه دیگری که باعث می شود که فرد معامله گر در فارکس به موفقیت برسد اصول روانشناسی فارکس می باشد . همانطور‌ که در مطالب بالا اشاره شد ، تجربیات عاطفی عمیق می تواند در تصمیم گیری ما تاثیر فراوانی داشته باشد پس یادگیری کنترل احساسات یکی از نکات پایه در معاملات فارکس است . برای گریز از مشکلاتی که در ذهن فرد قرار دارد ، فرد معامله گر باید نگاه واقع بینانه ای به وضعیت کلی بازار داشته باشد . در این مطلب چند نکته برای کمک به فرد معامله گر برای مدیریت احساسات و بهبود استراتژی های تصمیم گیری که در معاملات فارکس الزامی‌ می باشد اشاره شده است :

به خودتان زمان استراحت بدهید
وقتی احساس غرق شدن در احساسات و تردید را دارید بهتر است به خودتان زمان استراحت بدهید . این شیوه باعث آرامش ذهنی شما می شود و به شما برای طی کردن ادامه مسیر خود در معاملات کمک می کند . از نمونه کار هایی که در زمان استراحت می توانید انجام دهید این است که بعد از پایان زمان معاملات خود اندکی قدم بزنید و پیاده روی کنید ‌.

از روی حرص و طمع و احساسات عمیق معامله نکنید
معاملات فارکس یک زمینه پیچیده است پس فراموش نکنید که معامله بر اساس احساسات می تواند ضرر های هنگفتی را برای معامله گر به همراه داشته باشد . با توجه به این موضوع ، این نکته را باید مدنظر داشته باشید که بازار معاملات فارکس مملو از امکانات و عواملی است که دائماً در حال تغییر است ، پس این نکته را بدانید که برای ادامه در این بازار معاملاتی به استراتژی هایی برای مدیریت ریسک نیاز دارید زیرا که بازار معاملات فارکس یک‌ بازی قمار و یک روش آسان برای به دست آوردن پول سریع نمی باشد .

از نحوه احساسات و نقص هایتان آگاهی داشته باشید
تنها زمانی که فرد کاملا از نقص ها و احساساتش آگاه باشد می تواند در بازار معاملات فارکس تبدیل به یک معامله گر حرفه ای شود . صبر ، انضباط و استدلال عینی سه ویژگی مهمی هستند که در بازار معاملات فارکس به شما به شدت کمک می کنند . اگر چه ارزیابی برای پیدا کردن استراتژی مناسب برای معاملات زمان‌ بر است . در این هنگام‌ ، شناخت فردی و کنترل شخص بر احساساتش کاملا در معاملات آینده فرد تاثیر مثبت می گذارند .

برنامه ای واقع گرایانه و منطقی برای معاملات خود درست کنید
در حالی که معاملات در فارکس می تواند باعث بالا رفتن هیجان و آدرنالین در فرد معامله گر شود ، فرد باید در چنین مواقعی واقع بین و منطقی باشد . تهیه کردن یک برنامه کاری دقیق و همچنین حفظ نگرش واقع بینانه ، می تواند باعث بالا رفتن مهارت و تسلط فرد در معاملات بازار فارکس شود . با توجه به این نکته که بازار دائما در حال تغییر است نمی توان انتظار داشت که همیشه هزاران دلار برای معامله در حساب خود داشته باشیم پس انتظارات واقع بینانه رمز موفقیت در معاملات فارکس می باشد .

گذر کردن را بیاموزید
وسواس در معاملات می تواند فرد معامله گر را دچار مشکل کند . فراموش نکنید که تصمیم گیری و داشتن یک استراتژی مشخص برای حد ضرر و سطح سود بسیار‌ ضروری است . گاهی لازم است نگاه کردن به نمودار ها را متوقف کنید و این نکته را بپذیرید که در بازار معاملات هم باخت وجود دارد و هم برد و این نکته را درک کنید که شرایط بازار معاملات فارکس با تغییر شرایط و گذر زمان مشخص می شود .

به طور کلی معاملات فارکس چیزی فراتر از دانش مالی و یا شانس خالص است . معاملات در بازار فارکس یک موضوع پیچیده است و احساسات شخص معامله گر بازیگر اصلی این معاملات است . در واقع معاملات فارکس و روانشناسی دو روی سکه می باشند .

چگونه در هنگام معامله بر ترس و استرس خود غلبه کنیم؟

غلبه بر ترس و استرس در معامله

از مدت‌ها قبل در فضای سرمایه گذاری این فرض به وجود آمد که سرمایه گذاران بر اساس معیارهای منطقی نظیر ریسک و بازده، میزان سود، وضعیت سودآوری و …، تصمیم به سرمایه گذاری می‌گیرند. این در حالی است که تحقیقات مالی رفتاری، آشکار ساخت که عواملی مانند احساسات، هیجانات و وضعیت روحی افراد ازجمله دیگر فاکتورهای تأثیرگذار روی تصمیمات سرمایه‌گذاری و مالی آن‌ها است.

بسیاری از سرمایه‌گذاران برای وارد شدن به یک سرمایه‌گذاری، سقف قیمت و برای خروج از سرمایه‌گذاری کف قیمت را انتخاب می‌کنند و در هیاهوی رسانه‌های اجتماعی و هجوم اطلاعات و احساسات، اقدام به خرید سهام در بالاترین قیمت‌ها و فروش آن در کمترین قیمت می‌کنند! واقعاً چرا سرمایه‌گذاری‌ به این شکل صورت می‌گیرد و چگونه می‌توان از سرمایه‌گذاری بر اساس هیجانات و احساسات خودداری کرد؟

در این مطلب از بلاگ بآشگاه کارگزاری آگاه سعی می‌کنیم نگاهی کاربردی به روانشناسی سرمایه گذاران در بورس داشته باشیم. با ما همراه باشید.

رفتار سرمایه‌گذاران

اگر از سرمایه‌گذاران پرسیده شود چه هدفی را از سرمایه‌گذاری خود دنبال می‌کنند، بیشتر آن‌ها پاسخی ساده خواهند داد: آن‌ها خواهان سود هستند. گرچه این پاسخ واضح به نظر می‌رسد اما درون آن عوامل و فاکتورهایی وجود دارد که بر پیچیدگی این پاسخ می‌افزاید. درون هریک از ما، خواسته‌هایی وجود دارد که همیشه ابراز نمی‌کنیم و یا حتی از وجود آن‌ها بی‌اطلاعیم. بیشتر ما وقتی درباره پول و سرمایه‌مان تصمیم‌گیری کنترل احساس در زمان خرید و فروش می‌کنیم، به‌جای اینکه واقعاً به قصدی که داریم عمل کنیم (کسب سود) معمولاً به دنبال این هستیم که آن احساسات درونی را ارضا کنیم. عدم اطلاع از این خواسته‌های نهفته در درون، می‌تواند منجر به این شود که خطاهای جبران‌ناپذیری در سرمایه‌گذاری خود مرتکب شویم و این به معنای ضربه مالی ضربه احساسی است.

برای مثال ممکن است درحالی‌که معاملات ما در وضعیت سودآوری نیست، به‌طور مداوم به معاملات سهام بپردازیم و به‌جای اینکه سرمایه‌گذاری را یک عمل هوشیارانه مالی تلقی کنیم، این کار را به چشم یک بازی لذت‌بخش ببینیم. از طرف دیگر ریسک‌های معقولی که برای کسب سود بالاتر در بازار باید متحمل شویم را نپذیریم و به خاطر ترس از دست دادن سرمایه، وارد معامله نشویم. عکس این موضوع نیز احتمال وقوع دارد. به این معنا که از فروش سهامی که قیمت آن سقوط کرده و روند نزولی دارد، خودداری می‌کنیم چون می‌خواهیم همچنان امیدوار بمانیم که قیمت آن بالاخره رشد خواهد کرد و مجبور نخواهیم بود به شکست خود اعتراف کنیم.

مشکل ما هرکدام از موارد فوق باشد، مهم این است که تمایلات و احساسات شخصی پنهان درون خود را بشناسیم تا بتوانیم با تصمیمات بهتر، درنهایت به هدفی که واقعاً به آن نیاز داریم برسیم.

مهم‌ترین عامل بروز احساسات و هیجانات در سرمایه‌گذاری، وابستگی احساسی به سهام است.

وابستگی احساسی به سهام

یکی از مشکلات احساسی در بورس که هرگز در پرتفوی سرمایه گذاران موفق رخ نمی‌دهد، وابستگی احساسی به یک سهم یا دارایی است. برای روشن شدن این موضوع یک مثال مطرح می‌کنیم. فرض کنید تعدادی سهام از پدر یا پدربزرگتان به شما رسیده، احتمالاً دوست دارید بدون توجه به روند سهم و وضعیت شرکت، یادگاری پدربزرگتان را تا ابد نگهداری کنید. درحالی‌که اگر واقع‌بین باشید باید آن سهام را بررسی کرده و اگر ارزش نگهداری و روند مناسبی ندارد آن را بفروشید. احساساتی بودن می‌تواند در زندگی و روابط شخصی ویژگی ارزشمندی باشد، اما این ویژگی در سرمایه‌گذاری مناسب نیست. برای وجود هر دارایی در پرتفوی شما باید یک دلیل قانع‌کننده وجود داشته باشد و اگر یک دارایی، هدفی که مدنظر است را محقق نمی‌کند باید آن را فروخت. چیزی که در این مطلب روی آن تأکید داریم، این است که سرمایه گذاران باید سبد دارایی و پرتفوی سهام خود را بر اساس اصول سرمایه‌گذاری تشکیل دهند نه بر مبنای وابستگی احساسی.

بررسی نشانه‌های سرمایه‌گذار احساسی

اگر یکی از ویژگی‌های زیر در شما وجود دارد، پس شما یک سرمایه‌گذار یا معامله‌گر احساسی هستید:

وقتی قیمت سهام کمی افت می‌کند، آن را به فروش می‌رسانید:

تصمیم برای فروش سهام باید نتیجه ملاحظات دقیق باشد. اگر شما سهم را فقط به خاطر اینکه کمی زیان کرده‌اید می‌فروشید، پس شما یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

روی اخبار شدیداً متمرکز شده‌اید:

پیگیری و رصد اخبار بخش مهمی از سرمایه گذاری است اما اگر شما در شرکتی مانند کارگزاری و شرکت‌های سرمایه‌گذاری و شرکت‌های مشابه شاغل نیستید، خواندن مرتب اخبار و اطلاعات سهام مرتبط به‌صورت ۲۴ ساعته برای شما ضروری نیست و این رفتار منطقی نیست و به‌احتمال‌قوی شما یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

شما به خاطر سودی که هنوز تحقق نیافته، خوشحال هستید:

سود تحقق نیافته سودی است که اگر یک دارایی را در زمان و قیمت مشخصی بفروشید عایدتان می‌شود. این سود هنوز کسب نشده و قطعی نیست. به‌طور مثال اگر یک سهم با قیمت ۲۰۰ تومان بخرید و رویای رسیدن قیمت به ۳۰۰ تومان را داشته باشید، درحالی‌که هنوز این افزایش قیمت محقق نشده، به این خاطر شادمان شوید و یا پس از خرید سهام، با شروع رشد قیمت، فوراً احساس شیفتگی و خوشحالی “شدید” به شما دست دهد، شما یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

شما به خاطر ضرر و زیانی که هنوز قطعی نشده است، ناراحت می‌شوید:

زیان تحقق نیافته، برعکس سود تحقق نیافته است. اگر هر زمان که قیمت سهام از قیمت خریداری شما کمی کاهش یافت و شما احساس ناامیدی و اندوه کردید، شما یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

شما از بررسی قیمت سهام ترس دارید:

چنانچه می‌دانید قیمت سهمتان کاهش یافته، اما از بررسی قیمت سهام ترس دارید، چون نمی‌خواهید با حقیقت مواجه شوید، در این صورت شما یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

با هر خبر بد ترس وجود شما را می‌گیرد:

عکس‌العمل منطقی در مواجهه با اخبار بدی که از بازار و وضعیت شرکت‌هایی که سهام آن را دارید، این است که اثر این اخبار و اطلاعات را به‌صورت واقع‌بینانه بررسی کنید و تصمیم متناسب با آن را بگیرید. اگر شما با هر خبر بد رسیده از بازار، هراسان می‌شوید در این صورت یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

مدام قیمت سهام را بررسی می‌کنید:

بازار بورس، یک بازار نوسانی است و قیمت سهام در این بازار روزانه نوسانات زیادی خواهد داشت. اگر مرتباً با کارگزار تماس می‌گیرید یا در سامانه معاملاتی خود و سایر سامانه‌های معتبر دیگر، قیمت سهام را بررسی می‌کنید و یا اگر از هر شخصی که می‌بینید درباره سهام نظرخواهی می‌کنید، شما یک سرمایه‌گذار احساسی هستید!

۵ راه‌حل پیشنهادی برای کاهش اثر احساسات در سرمایه‌گذاری

۱ – تشکیل پرتفوی سرمایه‌گذاری: تکنیکی که می‌تواند باعث کاهش پاسخ احساسی به بازار شود، ساخت پرتفوی دارایی‌هاست. چون اگر پرتفوی به‌درستی چیده شده باشد، خیال شما تا حدودی راحت است که اگر یکی از سهام یا دارایی‌های موجود در پرتفوی افت کرد، مابقی آن‌ها مانع از افت شدید سرمایه شما خواهد شد. تنوع سازی دارایی‌ها می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ سرمایه‌گذاری در صنایع مختلف، مناطق جغرافیایی مختلف، خرید انواع دیگر اوراق بهادار و حتی مصون‌سازی با بازارهای جایگزین مانند بازار مسکن. پس در بیشتر چرخه‌های طبیعی بازارها، استفاده از یک استراتژی تنوع سازی می‌تواند از کاهش شدید ارزش سرمایه جلوگیری کند و درنهایت راهکاری برای جلوگیری از بروز رفتار احساسی و هیجانی سرمایه‌گذار باشد.

۲ – داشتن طرح و استراتژی: وجود یک استراتژی دقیق و نوشته‌شده روی کاغذ در سرمایه‌گذاری حیاتی است. برخی از موارد پیشنهادی که می‌توانید مشخص کنید شامل این موارد است:

• اهداف سرمایه‌گذاری (تعیین حد سود و حد ضرر)
• بازه زمانی سرمایه‌گذاری
• هدف کلی پرتفوی سرمایه‌گذاری
• استراتژی تغییرات در پرتفوی

بسیاری از سرمایه‌گذاران موفق بر اساس اهداف سرمایه گذاری (حد سود و حد ضرر) تصمیم‌گیری می‌کنند. برای مثال استراتژی برخی از افراد این است که اگر قیمت سهام ۸ یا ۱۰ درصد از قیمت خرید آن‌ها کاهش یافت آن را می‌فروشند. از طرف دیگر، تصمیم‌گیری برای فروش سهام و زمان کسب سود کمی مشکل است. چون وقتی قیمت سهم در حال افزایش است، طمع افزایش قیمت باز هم ادامه می‌یابد و باعث بروز دو دلی می‌شود. در این زمان، سرمایه‌گذاران ممکن است تصمیم بگیرند بخشی از سهام خود را در قیمت فعلی و در قیمت‌های بالاتر، مابقی سهام را بفروش برسانند.

۳ – عدم سرمایه‌گذاری با پول قرض: به نظر شما فرد مبتدی و تازه‌وارد که برای خرید و فروش سهام از سرمایه‌ای قرضی و وام استفاده می‌کند می‌تواند در بازار موفق شود؟ حرفه‌ای‌های بازار از این قاعده مستثنی هستند، ولی شخصی عادی که اولین روزها و حتی اولین ماه‌های آشنایی با بورس را می‌گذراند، درصورتی‌که بخواهد با سرمایه‌ای که مالک آن نیست از بازار سود به دست آورد، معمولاً نمی‌تواند از تأثیر احساسات و هیجانات در معاملات خود اجتناب کند. زمانی که شما با سرمایه‌ی خودتان در حال معامله هستید، نوسانات بازار احساسات مخرب کمتری در شما ایجاد می‌کند.

۴ – شروع سرمایه‌گذاری با مبالغ کم: همان‌طور که با سرمایه‌های بالا می‌توان سودآوری بیشتری در بورس به دست آورد، میزان زیان احتمالی نیز با معاملات سنگین، بیشتر می‌شود و همین عامل منجر به افزایش میزان استرس و هیجانات می‌گردد. مخصوصاً زمانی که یک سرمایه‌گذار مبتدی به معامله و سرمایه‌گذاری با مبالغ بالا عادت ندارد، این موضوع معمولاً به ضرر تمام می‌شود. رفته‌رفته با آموزش سرمایه گذاری در بورس و افزایش مهارت سرمایه‌گذاری در این بازار، می‌توان حتی در معاملات با سرمایه بالا، کنترل بیشتری روی احساسات داشت.

۵ – پذیرش فرصت‌های ازدست‌رفته: یکی از احساساتی که می‌تواند مخصوصاً باعث شتاب‌زدگی در انجام معاملات سهام و سرمایه‌گذاری شود، احساس از دست دادن فرصت است. ازآنجایی‌که هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم معجزه کنیم، ممکن است در اغلب مواقع فرصت‌های رشد را از دست بدهیم. درصورتی‌که شما قصد خرید سهمی را داشتید ولی به هر دلیلی آن را نخریدید و یا نتوانستید بخرید و بعداً آن سهم رشد کرد، به‌احتمال‌قوی آرزو می‌کنید که آن سهم را داشتید. البته آرزو کردن هیچ سودی برای شما نخواهد داشت. توصیه بزرگان است که به‌جای آرزو کردن، روی رشد مهارت سرمایه‌گذاری و معامله‌گری‌تان کار کنید تا فرصت‌های بعدی را به‌موقع شناسایی کنید.

هیچ‌کس در بورس وجود ندارد که از همه فرصت‌های سودآوری استفاده کند و اگر این موضوع را بپذیرید، اقدامات احساسی و هیجانی شما در معاملات کاهش می‌یابد.

سخن آخر

شواهد نشان می‌دهد که بیشتر سرمایه‌گذاران احساسی برخورد می‌کنند و جریان پول را در زمان نامناسب ایجاد نموده و باعث کاهش بازدهی سرمایه‌گذاری‌شان می‌گردند. قبول داریم که سرمایه‌گذاری به‌دوراز هیجانات و احساسات، در عمل مشکل‌تر است. مخصوصاً اینکه عدم قطعیت، خصیصه ذاتی بازارهای مالی به شمار می‌رود؛ ولی شما می‌توانید ابتدا با شناسایی نقاط ضعف خود، اقدامات پیشگیرانه را برای کم کردن اثرات هیجانات و احساسات روی سرمایه گذاری تان انجام دهید.

چرخه احساسات سرمایه گذاران

چرخه احساسات سرمایه گذاران

این جمله را جان دی راکفلر سالها پیش بیان کرده است. چندی بعد، وارن بافت نیز این جمله را به نحو زیر تکرار کرد:

"وقتی دیگران حریص هستند بترسید و وقتی دیگران می ترسند حریص باشید."

اگر مدت زیادی است که در بازار سرمایه فعالیت می کنید، حتما از این دست جملات، خصوصا جمله معروف وارن بافت را بارها و بارها شنیده اید. نکته جالب دو عبارت گفته شده در بالا این است که آنها جنبه عاطفی و نه مالی کنترل احساس در زمان خرید و فروش سرمایه گذاری را مورد توجه قرار می دهند و همانطور که در ادامه بررسی خواهیم کرد، نحوه مدیریت مولفه احساسی تصمیمات سرمایه گذاری، خود می تواند بین موفقیت و شکست تفاوت ایجاد کند. بنابراین در این مطلب قصد داریم تا کمی بیشتر راجع به نقش احساسات در سرمایه گذاری و چرخه احساسات سرمایه گذاران صحبت کنیم.

تعداد کمی از ما می خواهیم آن را بپذیریم، اما به عنوان یک انسان، احساسات ما اغلب بزرگترین محرک تصمیمات سرمایه گذاری کنترل احساس در زمان خرید و فروش ما هستند. به این ترتیب، آنها همچنین بزرگترین محرک بازگشت ما از یک مسیر می باشند. یادگیری چگونگی پیش بینی و کنترل احساسات و رفتارهای هیجانی خود، یکی از مهم ترین تلاش هایی است که هر سرمایه گذار می تواند انجام دهد.

مدل کلاسیک سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران همیشه تصمیمات منطقی می‌گیرند و با هدف دستیابی به بهترین بازده بلندمدت و با یک ریسک تعدیل‌شده، سرمایه‌گذاری می‌کنند. اما تحقیقات نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران همواره بر کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند و به‌طور پیوسته تصمیماتی می‌گیرند که برای هدف جمع‌آوری ثروت در افق زمانی بلندمدت ناسازگار است.

شکاف رفتاری

شکاف رفتاری

علت اصلی بسیاری از این تصمیمات ضعیف، احساساتی است که سرمایه گذاران باید در طول سفر سرمایه گذاری خود با آنها مقابله کرده و مدیریت کنند. شواهد حاصل از مطالعات متعدد در مورد امور مالی رفتاری نشان می دهد که نیاز به آرامش عاطفی برای یک سرمایه گذار معمولی، بسیار می تواند در بازده سرمایه گذاری او موثر باشد. برای سرمایه گذاران مبتدی تر، مانند کسانی که در سقف های بازار خرید می کنند یا نزدیک به کف های بازار می فروشند، این تاثیر می تواند به طور قابل توجهی بالاتر باشد.

این کمبود، که معمولاً با عنوان «شکاف رفتاری» نامیده می‌شود، از این واقعیت ناشی می‌شود که تصمیم‌های مالی بلندمدت بهینه، اغلب برای زندگی در کوتاه‌مدت بسیار ناراحت کننده و ناخوشایند هستند.

با توجه به تصمیمات سرمایه گذاری خود، درک احساساتی که در مراحل مختلف چرخه احساسات سرمایه گذاران اتفاق می افتد را به خود بدهکار هستیم. با شناسایی دوره‌هایی که احتمالاً از قضاوت عقلانی منحرف می‌شویم، بهتر می‌توانیم خود را برای مقابله با دردهای کوتاه‌مدتی که برای دستیابی به دستاوردهای بلندمدت لازم است، مجهز کنیم.

چرخه احساسات سرمایه گذاران

چرخه احساسات سرمایه گذاران

نمودار فوق تقریبی از حالات احساسی است که در چرخه احساسات سرمایه گذاران در بازار سرمایه اتفاق می افتد. شما می توانید خط پیوسته را به عنوان مقدار قیمت دارایی ها در طول یک دوره توسعه اقتصادی و رکود متعاقب آن در نظر بگیرید.

اکراه

بهترین مکان برای شروع سفر ما در مرحله Reluctance یا اکراه و بی میلی است. این به این دلیل است که اکراه برای اکثر سرمایه گذاران حالت پیش فرض است.

در شرایط عادی، ترس ما از ریسک کردن و اشتباه کردن بیشتر از ترس از دست دادن است. در امور مالی رفتاری، از آن به عنوان زیان گریزی یاد می شود و تمایل افراد را برای ترجیح شدید اجتناب از ضرر نسبت به کسب سود توصیف می کند. به عبارت دیگر، آسیب روحی از دست دادن 1000 دلار، با به دست آوردن همان مقدار، نمی تواند جبران شود!

این سوگیری، که در آن "زیان بیشتر از سود به نظر می رسد" پیامدهای جالبی برای سرمایه گذاران دارد. این نشان می دهد که به طور پیش فرض، همه ما افرادی ریسک گریز هستیم. در حالی که این می تواند از منظر بقا مفید باشد، اما در هنگام سرمایه گذاری علیه ما کار می کند. یکی از مظاهر اولیه زیان‌گریزی، عدم سرمایه‌گذاری کامل و قرار دادن مقداری ‌پول نقد در یک حساب بانکی یا سایر سرمایه‌گذاری‌های بدون ریسک و کم بهره است. این موضوع که ما چیزی را که سرمایه گذاری نمی کنیم، از دست نمی دهیم، راحتی و آسایش را فراهم می کند؛ اما آنچه واقعاً انجام می دهیم، خرید آسایش عاطفی کوتاه مدت به قیمت از دست دادن یک بازدهی بلندمدت است.

خوش بینی تا نشاط

فومو

با افزایش قیمت در بازارهای مالی و ادامه رشد اقتصاد، وضعیت طبیعی بی میلی ما به آرامی شروع به کاهش می کند. همانطور که تقریباً هر کسی می تواند تأیید کند، اخبار مکرر که اوج های جدید در بازار را به نمایش می گذارد و مکالماتی در مورد اینکه چگونه دوستان و همکاران ما پول زیادی به دست می آورند، می تواند به راحتی وضعیت عاطفی ما را تغییر دهد. در این مرحله ترس ما از شکست به سرعت به ترس از دست دادن یا فومو تبدیل می شود. هر زمان که این تغییر خاص را تشخیص دادید، توجه ویژه ای داشته باشید، زیرا این یکی از فاجعه بارترین ذهنیت هایی است که یک سرمایه گذار می تواند داشته باشد.

فومو در طول مراحل خوش بینی، هیجان و شور و نشاط اتفاق می افتد و بیزاری طبیعی ما از ضرر، اکنون بسیاری از سرمایه گذاران را به بازار سوق می دهد. در واقع در اینجا ما زیان‌ها را به‌عنوان فرصت‌های از دست رفته (به‌جای زیان‌های واقعی) می بینیم و ورود به بازار در این مقطع باعث افزایش آسایش عاطفی کوتاه‌مدت ما می‌شود.

ورود به بازار در این مراحل احساس راحتی به ما می دهد، زیرا ما با گله می دویم، نه برخلاف آن. و معمولاً تا این مرحله، ما نیز وارد دوره‌ای از نتایج مثبت شده‌ایم که به مخدوش کردن درک ما از خطر کمک می‌کند. اما متأسفانه، زمانی که بیشتر سرمایه‌گذاران نسبت به بازارها خوش‌بین و هیجان‌زده هستند، بیشتر سودها قبلاً حاصل شده است. این سرمایه‌گذاران با اطمینان از ایمن بودن بازارها در کوتاه مدت برای سرمایه‌گذاری، در واقع با خرید در قیمت‌های بالا، به بازده بلندمدت خود آسیب می‌زنند.

سرمایه‌گذارانی که در طی مراحل هیجان و شور و نشاط وارد بازار می‌شوند، معمولاً قبل از پایان چرخه، سودهای کمی را مشاهده می‌کنند اما قیمت‌ ها کم کم شروع به چرخش می‌کنند.

انکار تا وحشت

نکته خنده دار در مورد سقف های بازار این است که وقتی آنها رخ می دهند، هیچ کس به طور قطع نمی داند که آیا یک سقف واقعی است یا خیر. احساسات مثبت تمایل دارند تا مدت ها پس از رسیدن بازار به اوج خود ادامه پیدا کنند و در نتیجه، سرمایه گذاران شروع به محافظت از خود (از نظر روانی) در برابر اخبار منفی می کنند و درنتیجه آنها وارد مرحله انکار می شوند.

عدم تمایل به فروش که در مرحله انکار مشاهده می کنیم، باعث می شود که بازارها برای مدتی به طور مصنوعی بالا نگه داشته شوند و در همین حین، شرایط شروع به بدتر شدن می کند. سرمایه گذاران باهوشی که می توانند احساسات خود را کنار بگذارند و به شرایط مالی به طور عینی نگاه کنند، در این مرحله شروع به فروختن دارایی های خود می کنند؛ اما برای اکثر سرمایه گذاران، احساس انکار بسیار قوی است.

آنها نمی توانند باور کنند که مهمانی تمام شده است و نوشته های روی دیوار را نمی بینند. با ادامه روند نزولی بازارها، آنها به ترتیب از ترس به یأس و در نهایت به وحشت می روند. با کاهش قیمت ها، ضرر گریزی دوباره بر تصمیم گیری ضعیف تأثیر می گذارد. سرمایه‌گذاران که می‌خواهند از درد عاطفی ناشی از ضرر (حتی یک ضرر کوچک) اجتناب کنند، تمایل دارند به جای کاهش سرمایه‌گذاری‌ها، سرمایه گذاری ‌های زیان‌ده خود را حفظ کنند.

این به این دلیل است که با کاهش ارزش پرتفوی ما، درد فروش همراه با زیان افزایش می یابد، اما با نرخی کاهشی. ضرر 5 درصد اول بیشترین آسیب را دارد اما زمانی که 25 درصد از دست داده اید، تفاوت بین 25 درصد و 30 درصد ضرر اغلب ناچیز شمرده می شود. احساسات ما بار دیگر به سختی کار می کنند و درک ما از ریسک و پاداش را مخدوش می کنند.

تسلیم تا اکراه

تسلیم تا اکراه

در نهایت، با ادامه افزایش زیان، بسیاری از سرمایه گذاران به نقطه تسلیم خواهند رسید. در نهایت می گویند بس است و از بازار خارج می شوند. در برخی موارد، سرمایه گذاران با زور شرایط بیرونی به این نقطه می رسند. کمبود پول نقد برای انجام کاری دیگر یا نیاز به خرید چیزی، می تواند شرایطی را ایجاد کند که سرمایه گذاری ها باید برای پوشش هزینه ها فروخته شوند. اما بیشتر اوقات، سرمایه‌گذاران در این مرحله می‌فروشند زیرا می‌ترسند، استرس دارند و به امنیت پول کنترل احساس در زمان خرید و فروش نقد خود نیاز دارند.

در واقع، آنها ذخیره قدرت عاطفی خود را تخلیه کرده اند. آنها دیگر تاب آوری لازم برای مقابله با استرس و اضطراب ناشی از سرمایه گذاری را ندارند. این شاید خطرناک‌ترین جایی باشد که یک سرمایه‌گذار می‌تواند خود را در آن بیابد. نه تنها آنها به طور موثری در زیان‌های خود قفل شده‌اند، بلکه ترن هوایی احساساتی که اخیراً تحمل کرده‌اند، احتمالاً زخم‌های طولانی‌مدتی بر جای می‌گذارد.

بسیاری از کسانی که نزدیک به کف تسلیم می شوند، به طور کلی سرمایه گذاری نمی کنند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که سرمایه‌گذاری برای آنها مناسب نیست و خود را به امنیت پول نقد می سپارند.

هنگامی که به دلایل احساسی از بازار خارج شدید، بازگشت به آن بسیار دشوار است. همانطور که چرخه احساسات سرمایه گذاران نشان می دهد، یک سرمایه گذار باید مراحل ناامیدی، افسردگی، بی عاطفگی و بی تفاوتی را طی کند تا به مرحله اکراه بازگردد. این می‌تواند سال‌ها طول بکشد و در طول این فرآیند، بسیاری از این سرمایه‌گذاران با احیای بازار، سود قابل توجهی را از دست می‌دهند.

استفاده از چرخه احساسات سرمایه گذاران به نفع خودتان

کنترل احساسات

برای بسیاری از ما خاموش کردن احساساتی که هنگام سرمایه‌گذاری احساس می‌کنیم، غیرممکن است. به هر حال، مسئله معیشت مالیمان در میان است و بنابراین بر احساس ما تأثیر می گذارد. با این حال، ترفند این است که از احساسات خود فاصله بگیریم؛ در حالی که به حالات عاطفی سرمایه گذاران دیگر توجه نکنیم.

از نظر عواطف خودمان، باید یاد بگیریم که چگونه هنگام ناراحتی، راحت باشیم! یعنی باید متوجه باشیم و از صمیم قلب بپذیریم که آنچه که احساساتمان به ما می گویند تا در هر نقطه ای انجام دهیم، به احتمال زیاد اشتباه است. هر زمان که نسبت به سرمایه‌گذاری احساس خوش‌بینی یا هیجان داشتیم، این احتمال وجود دارد که بازار به اوج خود نزدیک شود و ما باید احتیاط کنیم. و وقتی در حالت ناامیدی یا وحشت هستیم و چیزی جز فروش دارایی‌هایمان نمی‌خواهیم، این احتمال وجود دارد که دقیقاً باید برعکس عمل کنیم.

درک این موضوع که احساسات شما به طور قابل اعتمادی به شما می گویند که چه کاری را نباید انجام دهید، اولین قدم برای غلبه بر تأثیر آنها بر پرتفوی شماست.

راه دیگر برای سود بردن از درک چرخه احساسات سرمایه‌گذاران این است که از آن به عنوان راهنمایی برای ارزیابی جایی که در چرخه بازار هستیم، استفاده کنیم. وقتی همه دائماً در مورد میزان درآمدی که در سهام به دست آورده‌اند (هیجان و شور و نشاط) صحبت می‌کنند، این نشانه خوبی است که احتمالا قیمت ها به محدوده اشباع رسیده اند و شاید باید سرمایه مان را از بازار خارج کنیم. برعکس، زمانی که اقتصاد و بازارها در حالت ناامیدی و وحشت هستند، بدانید که زمان های خوب در شرف شروع است و احتمالا باید برای بهره برداری آماده شوید.

آخرین راه برای سرمایه گذاری کنترل احساس در زمان خرید و فروش به دور از ماهیت احساسی بازارهای مالی، پیروی از مدل های سرمایه گذاری خودمان است. با استفاده از یک رویکرد و استراتژی مبتنی بر قوانین برای سرمایه گذاری، می توانید جزء احساسی تصمیمات سرمایه گذاری خود را به طور کامل حذف کنید. این سریعترین و ساده ترین راه برای خداحافظی با «شکاف رفتاری» است که ممکن است بازدهی شما را محدود کند.

نتیجه گیری

هنگامی که اولین قدم را به عنوان یک سرمایه گذار برمی دارید، ممکن است طیف کاملی از احساسات را که در بالا شرح داده شد، تجربه کنید اما اجازه ندهید که این احساسات شما را غرق کنند. واقع بین باشید و دیدگاه خود را حفظ کنید. اهداف و استراتژی سرمایه گذاری خود را در هر نوبت به خود یادآوری کنید تا تصمیم های عجولانه ای برای خرید و فروش نگیرید. با درک بهتر چگونگی تأثیر این احساسات بر سرمایه گذاری شما، می توانید تصمیمات آگاهانه تری بگیرید و با ساختن یک پرتفوی کنترل احساس در زمان خرید و فروش جامع، اهداف مالی خود را با حداقل ریسک برآورده کنید.

روانشناسی فروش : 3 کلید موفقیت در فروش

در این مطلب به اهمیت و کارکرد روانشناسی فروش Sales Psychology در اصول و فنون مذاکره فروش اشاره خواهم داشت و قصد دارم تا اجزای اساسی و موثری که موجب تحریک ومتقاعد نمودن مشتری به خرید است را به 3 دسته تفکیک و هر جزء را تشریح نمایم.

روانشناسی فروش

مهم نیست که چیزی که می‌فروشید ؛ یک محصول، خدمت و یا حتی یک ایده ، مهم این است که در بین لیست بلندی که از عوامل تاثیرگذار بر فروش وجود دارد، این سه مورد دارای اولویت اساسی است.

اگر حتی فقط یک‌بار تجربه فروش چیزی را داشته باشید، حتما این کلیدهای روان‌شناسانه فروش را بکار گرفته‌اید.

یکی از اهداف مدیر بازاریابی و مدیریت برند سازمان، آگاه نمودن مشتری از این سه جز در زمان انتخاب و خرید است.

پس اگر در فروش موفق هستید حتما بر این موارد خوب کارکرده‌اید و یا اگر ناموفق بوده‌اید باید بر این 3 جزء بسیار مهم روانشناسی فروش تمرکز نمایید. این اجزاء در بر گیرنده کلید موفقیت در فروش هستند.

احساس – اولین کلید موفقیت در فروش

کل داستان فروش در خصوص فرایند تصمیم سازی است (دقت کنید که تصمیم سازی با تصمیم گیری متفاوت است) که مرتبط با تحلیل اطلاعات در مغز است . پس پای روانشناسی فروش به میان می‌آید.

فروش عبارت است از تصمیم مشتری در خصوص انتقال وجه نقد یا توافقی در مورد پرداخت پول در ازای دریافت یک‌چیز است.

اتخاذ این تصمیم مورد بررسی احساس واقع میگردد.

اگر حس خریدار در همان ابتدا از این خرید مثبت باشد، کل فرایند تصمیم، سریع به جلو حرکت میکند. یک فروشنده حرفه‌ای باید بتواند هنگامی‌که مشتری در کانال احساسی در حال حرکت است، این احساسات را هدایت نماید.

فروشنده حرفه‌ای برای آنکه بتواند به پول مشتری دست یابد، باید بداند که “انتظار مشتری” نیاز به درک و لمس یک چیز کنترل احساس در زمان خرید و فروش مشخص و واضح از سوی وی دارد، پس باید جملات خویش را به‌گونه‌ای تنظیم نماید که قادر به تحریک احساس مشتری باشد.

اگر جملات فروشنده، خالی از تحریکات حسی باشد، این جملات هر کار به‌جز جلب موافقت خریدار را انجام خواهند داد.

بسیاری فکر می‌کنند که تمام تصمیماتشان عقلایی و منطقی انجام می‌شود و قادرند احساسات خود را کنترل کنند.

این‌گونه افراد نیز در هنگام خرید بر اساس احساس خرید کرده و نه بر اساس واقعیات و منطق.

این مطلب را به مدیران بسیار گوشزد نموده‌ام، برخی از آنان که بسیار عجول، محاسبه‌گر و سودجوی محض بوده‌اند، هنوز جمله تمام نشده، بلافاصله تصمیم می‌گیرند تا فروشنده‌ای استخدام‌کننده که بتواند دکمه قلیان احساسات مشتری را فشار داده تا پول سرازیر شود.

اما به این نکته توجه ندارند که فروشنده باید بداند که این دکمه کجاست .

زیرا این دکمه در افراد مختلف، جایگاه متفاوتی دارد.

اعتماد – دومین کلید موفقیت در فروش

این کلمه در هر کسب و کاری بسیار تاثیر گذار و مافوق آن چیزی است که مدیران برخی سازمان‌ها فکر مکنند. اعتماد نیاز به بستر و ابزارهایی برای ساخته‌شدن دارد.
هرکس به دنبال ایجاد حس اعتماد بر کسب و کار خویش است. اما در اکثر موارد این شعار بیش نیست.

وقتی همه بر ایجاد اعتماد تمرکز نمایند، این بدین معناست که باید به دنبال یادگیری نحوه ایجاد اعتماد باشیم، پس موفقیت سازمان باید در گرو اعتمادسازی باشد، پس اینکه که کدام برند سریع‌تر توانسته از سایر رقبا اعتماد را ایجاد کند، اهمیت بالایی پیدا می‌نماید.

هنگامی از اعتماد در فروش بحثی مطرح می‌گردد، بلافاصله باید به توافق اشاره نمود.

توافق عبارت است یک وضعیت ارتباطی بین افراد که بر بستر اعتماد شکل‌گرفته و ما را قادر به فروختن خواهد نمود.

پس از توافق است که فروشنده از فروش خود مطمئن شده و نفسی خواهد کشید.

یک فرمول مشخص برای توافق وجود دارد. فرمولی که به فروشنده اطمینان می‌دهد که جملاتش توسط مشتری درک شده است و هموار موردعلاقه و اعتماد مشتری خواهد بود.

این دو مورد برای فروشنده یک جذبه تجاری ایجاد نموده و نهایتا موجب ایجاد هاله علاقه و اعتماد برند خواهد شد.

در پایان تمام این استعلام قیمت گرفتن‌ها و مقایسه نمودن‌ها، افراد با کسانی تجارت می‌کنند که به آن‌ها علاقه داشته باشند.

شاید تصور کنید که این بسیار ساده است، زیرا که هم‌اکنون برخی از مشتریانم به من علاقه دارند.

اما بقیه مشتریانت چطور؟ یک فروشنده حرفه‌ای باید انعطاف کافی در جهت ایجاد توافق با سایر مشتریان را داشته و بر شکل‌دهی حس علاقه دوطرفه و اعتماد پایدار، تمرکز نماید.

منطق – سومین کلید موفقیت در فروش

هنگامی‌که تصمیم عقلایی گرفته می‌شود، منطق خود را نشان می‌دهد. در سطرهای بالاتر اشاره نمودم که در زمان تصمیم‌گیری برای خرید بر احساسات استوار است که بخش ناآگاه مغز با آن درگیر می‌شود، اما به منطق و تحلیل منطقی نیز نیازمند است .

زیرا وقتی پای پول به میان می‌آید، بعد از تمام احساسات، زمان حساب‌وکتاب فرامی‌رسد، این عمل در بخش آگاه مغز پردازش می‌گردد.

پس مشتری با احساسات فرایند تصمیم خرید را آغاز و با ترکیبی از احساس و منطق به خرید ادامه می‌دهد.
هر فرد داری دو لیست خرید است، لیست رویایی (لیستی از محصولاتی که می‌خواهد) و لیست منطقی (لیستی از محصولات که تقاضا دارد). فروشنده حرفه‌ای سعی دارد که لیست منطقی خریدار را کشف و در میان این لیست به وی مشاوره منطقی دهد.

این فلسفه خدمت به مشتری است.

در پایان باید اشاره نماییم که روانشناسی فروش در دو حوزه مورد بررسی واقع میگردد :

مدیریت رفتار مشتری، فروشندگی حرفه‌ای. این مبحث اکنون بحث داغ محافلی است که به دنبال حضور هرچه پررنگ‌تر روانشناسی در صنعت و تجارت میباشند و از روانشناسی فروش به عنوان عاملی پیش برنده، یاد می‌نمایند.

psychology of sales روانشناسی فروش

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.