فرمول محاسبه بازده در بورس


فرمول‌های مهم و کاربردی بازار سرمایه (بورس) – جبران ضرر در بازارهای مالی

فرمول‌های مهم و کاربردی بازار سرمایه (بورس) از جمله فرمول‌های محاسبه‌ی میزان رشد یا افت قیمت‌ها، سود شرکت‌ها، افزایش سرمایه‌ها، درصد کسب سود برای جبران ضررها و… از مواردی است که هر سرمایه‌گذار می‌بایست مدنظر قرار دهد و از آن‌ها استفاده کند.

فرمول به‌دست آوردن میزان رشد مورد انتظار (بازدهی مثبت):

A × [1 + (n ÷ 100)] = B

A = عدد فعلی
n = درصد رشد مورد انتظار
B = عدد مورد انتظار

مثال: قیمت سهمی 8000 ریال است. در صورتی که انتظار داشته باشیم این سهم 20 درصد رشد کند، قیمت سهم چند می‌شود؟

8000 × [1 + (20 ÷ 100)] = 9600

فرمول به‌دست آوردن میزان افت مورد انتظار (بازدهی منفی):

A × [1 – (n ÷ 100)] = B

A = عدد فعلی
n = درصد افت مورد انتظار
B = عدد مورد انتظار

مثال: قیمت سهمی 8000 ریال است. در صورتی که انتظار داشته باشیم این سهم 20 درصد افت کند، قیمت سهم چند می‌شود؟

8000 × [1 – (20 ÷ 100)] = 6400

فرمول محاسبه‌ی درصد رشد (سود) یا افت (ضرر) بین دو عدد (نرخ رشد):

[(A – B) ÷ B] × 100 = n

A = عدد فعلی
B = عدد قبلی
n = درصد رشد یا افت

توجه: در صورتی که عدد به‌دست آمده مثبت باشد، نشان دهنده‌ی درصد رشد (نرخ رشد مثبت) و در صورتی که عدد به‌دست آمده منفی باشد، نشان دهنده‌ی درصد افت (نرخ رشد منفی) می‌باشد.

مثال 1: قیمت خرید سهمی (قیمت قبلی) 6000 بوده است. در صورتی که قیمت فعلی این سهم 7500 ریال باشد، در حال حاضر چند درصد سود (رشد) کرده‌ایم؟

[(7500 – 6000) ÷ 6000] × 100 = 25

مثال 2: قیمت خرید سهمی (قیمت قبلی) 8000 بوده است. در صورتی که قیمت فعلی این سهم 6800 ریال باشد، در حال حاضر چند درصد ضرر (افت) کرده‌ایم؟

[(6800 – 8000) ÷ 8000] × 100 = -15

فرمول محاسبه‌ی درصد پوشش یک عدد:

(A ÷ B) × 100 = n

A = عدد فعلی
B = عدد قبلی
n = درصد پوشش

مثال 1: درآمد شرکتی 500 میلیارد تومان است. در صورتی که سود ناخالص آن 200 میلیارد تومان، سود عملیاتی 150 میلیارد تومان و سود خالص 100 میلیارد تومان باشد، حاشیه سود ناخالص، عملیاتی و خالص آن چند درصد است؟

(200 ÷ 500) × 100 = 40 (حاشیه سود ناخالص)
(150 ÷ 500) × 100 = 30 (حاشیه سود عملیاتی)
(100 ÷ 500) × 100 = 20 (حاشیه سود خالص)

مثال 2: سود خالص شرکتی در کل سال مالی قبل 80 میلیارد تومان است. در صورتی که در گزارش 6 ماهه سال مالی جاری، 120 میلیارد تومان سود خالص محقق کرده باشد، این شرکت چند درصد از سود سال گذشته خود را تا 6 ماهه سال جاری پوشش داده است؟

(120 ÷ 80) × 100 = 150

مثال 3: سود عملیاتی شرکتی 200 میلیارد تومان و مالیات بر درآمد آن 18 میلیارد تومان است. مالیات بر درآمد این شرکت چند درصد از سود عملیاتی آن می‌باشد؟ (این شرکت چند درصد مالیات بر درآمد پرداخت می‌کند؟)

(18 ÷ 200) × 100 = 9

نکته: با استفاده از فرمول‌های بالا می‌توانید میزان رشد یا افت سودآوری و فروش شرکت‌ها، درآمدها، هزینه‌ها، مالیات و… را در گزارشات صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای (3 ماهه، 6 ماهه، 9 ماهه) و سالانه (12 ماهه) و گزارشات فعالیت‌های ماهانه محاسبه، بررسی، تحلیل و یا پیش‌بینی کنید.

فرمول به‌دست آوردن تعداد سهام پس از افزایش سرمایه:

A × [1 + (n ÷ 100)] = B

A = تعداد سهام قبل از مجمع
n = درصد کل افزایش سرمایه از هر محلی
B = تعداد سهام پس از مجمع و ثبت افزایش سرمایه

مثال: شرکتی 80 درصد افزایش سرمایه دارد (از هر محلی)؛ اگر تعداد سهام ما در این شرکت 1000 عدد باشد، پس از مجمع افزایش سرمایه و ثبت آن، چند سهم خواهیم داشت؟

1000 × [1 + (80 ÷ 100)] = 1800

فرمول به‌دست آوردن قیمت تئوریک سهام پس از افزایش سرمایه:

[A + ((n ÷ 100) × M)] ÷ [1 + (N ÷ 100)] = B

A = قیمت پایانی سهم قبل از مجمع افزایش سرمایه
n = درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات حال شده سهامداران و آورده نقدی
M = آورده‌ی نقدی سهامداران به ازای هر سهم به ریال – معمولاً قیمت اسمی سهم یعنی 1000 ریال است
N = درصد کل افزایش سرمایه از هر محلی
B = قیمت تئوریک سهم پس از مجمع افزایش سرمایه

(n ÷ 100) × M = مبلغی که بابت هر حق تقدم می‌بایست پرداخت شود

[1 + (N ÷ 100)] = چند برابر شدن تعداد سهام

B – M = قیمت تئوریک هر حق تقدم افزایش سرمایه از محل مطالبات حال شده سهامداران و آورده نقدی

توجه: در صورتی که شرکت افزایش سرمایه‌ای از محل مطالبات حال شده سهامداران و آورده نقدی نداشته باشد، در فرمول بالا مقدار n و M صفر می‌شود.

مثال 1: شرکتی 1800 درصد افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ها دارد؛ در صورتی که قیمت پایانی سهم قبل از مجمع افزایش سرمایه 38000 ریال باشد، قیمت تئوریک سهم پس از مجمع چند می‌شود؟

[38000 + ((0 ÷ 100) × فرمول محاسبه بازده در بورس فرمول محاسبه بازده در بورس 0)] ÷ [1 + (1800 ÷ 100)] = 2000

مثال 2: شرکتی 30 درصد افزایش سرمایه از محل سود انباشته و 120 درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات حال شده سهامداران و آورده نقدی دارد؛ در صورتی که قیمت پایانی سهم قبل از مجمع افزایش سرمایه 8000 ریال باشد، قیمت تئوریک سهم پس از مجمع چند می‌شود؟

[8000 + ((120 ÷ 100) × 1000)] ÷ [1 + (150 ÷ 100)] = 3680

فرمول ریسک و بازده:

A – X = B
Y – A = C
B ÷ C = D

A = قیمت فعلی
X = حد ضرر
B = مقدار ریسک
Y = حد سود
C = مقدار بازده یا پاداش
D = نسبت ریسک به بازده که هر چه کمتر از 0.5 باشد، سهم برای خرید مناسبت‌تر است

مثال: قیمت سهمی 300 تومان است. برآورد شما این است که نهایت افت و ضرر آن 285 تومان و حد سود (هدف قیمتی) 350 تومان می‌باشد. نسبت ریسک به بازده آن چقدر است؟

300 – 285 = 15
350 – 300 = 50
15 ÷ 50 = 0.3

فرمول‌های محاسبه‌ی درصد کسب سود برای جبران ضرر (زیان) سرمایه:

[(B – A) ÷ A] × 100 = n

A = عدد فعلی
B = عدد قبلی
n = درصد کسب سود برای جبران ضرر

[[1 ÷ (1 – (N ÷ 100))] – 1] × 100 = n

N = درصد ضرر
n = درصد کسب سود برای جبران ضرر

مثال: قیمت خرید سهمی (قیمت قبلی) 8000 بوده است. در صورتی که با 20 درصد ضرر، قیمت فعلی این سهم 6400 ریال باشد، چند درصد باید سود کسب کنیم تا این زیان جبران شود؟

[(8000 – 6400) ÷ 6400] × 100 = 25

[[1 ÷ (1 – (20 ÷ 100))] – 1] × 100 = 25

پایبند بودن به حد ضرر در بورس، یکی از مهم‌ترین اصول فرمول محاسبه بازده در بورس سرمایه‌گذاری است. مطابق جدول زیر، در صورتی که میزان زیان شما از حدی فراتر رود (بیش از 20 درصد)، امکان جبران آن به مراتب سخت‌تر می‌شود؛ در حالی که زیان‌های تا 15-10 درصد، راحت‌تر جبران می‌گردد.

میزان زیان (درصد ضرر) میزان جبران ضرر (درصد کسب سود)
10 11.1
15 17.6
20 25
25 33.3
30 42.8
35 53.8
40 66.6
45 81.8
50 100
55 122.2
60 150
65 185.7
70 233.3
75 300
80 400
85 566.6
90 900
95 1900
99 9900

طبق جدول بالا، اگر 1 میلیون تومان داشته باشید، با 20 درصد ضرر، ارزش سرمایه‌ی شما به 800 هزار تومان می‌رسد که برای جبران آن می‌بایست 25 درصد سود کنید و اگر 50 درصد ضرر کنید، ارزش سرمایه‌ی شما به 500 هزار تومان می‌رسد که برای جبران آن می‌بایست 100 درصد سود کنید!

برای درک بهتر مفهوم حد ضرر، به مثال زیر دقت کنید:

شما با تحلیل کامل و دقیق، 1 میلیون تومان در شرکتی سرمایه‌گذاری کرده‌اید که معادل 2000 عدد سهم 500 تومانی آن می‌باشد. به هر دلیلی قیمت سهام آن شرکت شروع به افت کرده و به 450 تومان می‌رسد. در صورتی که شما بر اساس حد ضرر 10 درصدی، سهام خود را با همین قیمت بفروشید، ارزش سرمایه‌ی شما 900 هزار تومان می‌شود که می‌توانید آن را در بانک یا جایی دیگر سرمایه‌گذاری کنید.
با فرض افت 40 درصدی قیمت سهم تا 300 تومان، در صورت تحلیل مجدد و تمایل به خرید آن در کف قیمتی جدید (300 تومان)، شما می‌توانید با سرمایه‌ی 900 هزار تومانی خود، 3000 سهم از همان شرکت بخرید و فقط با 11.1 درصد رشد قیمت، ضرر قبلی خود را جبران کنید و با توجه به افت شدید قیمت سهم، سریع‌تر به سود برسید؛ تعداد سهام شما نیز از 2000 عدد به 3000 عدد افزایش یافته است. ضمناً، مدتی که نقد بوده‌اید، سود بانکی یا صندوق سرمایه‌گذاری نیز به شما تعلق گرفته است. همچنین، در صورتی که تمایل داشته باشید مجدد 2000 سهم از آن شرکت بخرید، حالا با 600 هزار تومان می‌توانید همان تعداد سهم را بخرید که در نتیجه 300 هزار تومان نیز از همان فروش سهام، سود کرده باشید!
اما در صورت عدم فروش سهام خود، پس از برگشت روند نزولی قیمت، علاوه بر خواب سرمایه، شما می‌بایست 66.6 درصد سود کنید تا اصل سرمایه برگردد و هم‌چنان همان 2000 سهم را دارید.

بنابراین، در صورت مشاهده‌ی علائم ریزش قیمت‌ها، فروش سهام با ضرر کمتر، بهترین استراتژی سودآور است و جلوی ضرر سنگین‌تر شما را خواهد گرفت.

نرخ بازده ROI چیست؟ آموزش و معرفی کامل نرخ بازده برای سرمایه گذاری

نرخ بازده RoR چیست؟ آموزش و معرفی کامل نرخ بازده

نرخ بازده یا Return On Investment چیست؟ به طور خلاصه نرخ بازده (ROI) سود یا زیان خالص یک سرمایه گذاری در یک دوره زمانی مشخص است که به صورت درصدی از هزینه اولیه سرمایه گذاری بیان می شود. هنگام محاسبه این نرخ، درصد تغییر را چه مثبت چه منفی از ابتدای دوره تا پایان تعیین می کنید. این نرخ برای سرمایه گذاری در فارکس مورد مهم و اثر بخشی است چراکه میتوانید برای سرمایه گذاری با خیال راحت اقدام کنید و ببینید آیا صرفه منطقی دارد یا خیر؟

  • نرخ بازده (ROI) برای اندازه گیری سود یا زیان یک سرمایه گذاری در طول زمان استفاده می شود.
  • معیار RoR را می توان در انواع دارایی ها، از سهام گرفته تا اوراق قرضه، املاک و مستغلات و مسائل کلان مالی کمپانی ها استفاده کرد.
  • اثرات تورم در محاسبه این مورد به شکل ساده در نظر گرفته نمی شود، بلکه در محاسبه نرخ بازدهی واقعی تعیین کننده است.
  • Return on investment داخلی (IRR) ارزش زمانی پول را در نظر می گیرد.
  • این نرخ در کنار دو عنصر شاخص pmi و شاخص cpi در معاملات سهام در کشورهایی مانند آمریکا بسیار حائز اهمیت است.

نرخ بازده ( ROI ) چیست؟

نرخ بازده (ROI) را می توان برای هر وسیله سرمایه گذاری، از املاک و مستغلات گرفته تا اوراق قرضه، سهام، و … اعمال کرد . این نرخ برای هر دارایی کار می کند، مشروط بر اینکه دارایی در یک نقطه از زمان خریداری شود و جریان نقدینگی در نقطه ای در آینده ایجاد کند. بنابر این برای تعیین نرخ بازدهی نیاز است در خط زمان در نقطه ای نقدینگی به دارایی و در نقطه بعدی دارایی به نقدینگی تبدیل شود!

سرمایه‌گذاری‌ها تا حدی بر اساس نرخ‌های بازده گذشته ارزیابی می‌شوند که می‌توان آن‌ها را با دارایی‌های مشابه مقایسه کرد تا مشخص شود کدام سرمایه‌گذاری پر سود ترین و جذاب‌ترین است. بسیاری از سرمایه گذاران دوست دارند قبل از انتخاب سرمایه گذاری، نرخ بازدهی مورد نیاز را ارزیابی کنند.

نرخ بازده (RoR) چیست؟

فرمول محاسبه نرخ بازدهی

فرمول محاسبه نرخ بازده ( ROI ) به صورت زیر است:فرمول محاسبه بازده در بورس

این نرخ ساده گاهی اوقات نرخ رشد پایه یا به عبارت دیگر بازگشت سرمایه (ROI) نامیده می شود. اگر تأثیر ارزش زمانی پول و تورم را نیز در نظر بگیرید، نرخ بازدهی واقعی را می‌توان به عنوان مقدار خالص جریان‌های نقدی تنزیل‌شده (DCF) دریافتی روی سرمایه‌گذاری پس از تعدیل تورم نیز تعریف کرد.

نرخ (ROI) بازده در سهام و اوراق قرضه

محاسبات نرخ بازدهی برای سهام و اوراق قرضه کمی متفاوت است. فرض کنید یک سرمایه‌ گذار سهامی را به قیمت 60 دلار برای هر سهم می‌خرد، سهام را به مدت پنج سال در اختیار دارد و مجموعاً 10 دلار سود سهام کسب می‌کند. اگر سرمایه گذار سهام را به قیمت 80 دلار بفروشد، سود هر سهم او 80 – 60 دلار = 20 فرمول محاسبه بازده در بورس دلار است. علاوه بر این، او 10 دلار درآمد سود سهام برای سود کل 20 دلار + 10 دلار = 30 دلار به دست آورده است. بنابراین، نرخ بازده سهام یک سود 30 دلاری به ازای هر سهم است، تقسیم بر هزینه هر سهم 60 دلار یا 50%.

از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که 1000 دلار برای اوراق کوپن 5 درصدی به ارزش اسمی 1000 دلار می‌پردازد . این سرمایه گذاری 50 دلار سود در سال به دست می آورد. اگر سرمایه گذار اوراق قرضه را به قیمت 1100 دلار به ارزش بالاتر بفروشد و 100 دلار سود کل به دست آورد، نرخ بازده سرمایه گذار سود 100 دلاری از فروش است، به اضافه سود 100 دلاری تقسیم بر هزینه اولیه 1000 دلار یا 20%.

نرخ بازده واقعی در مقابل نرخ بازده اسمی

ROI ساده یک نرخ بازدهی اسمی (برای مطالعه بیشتر کلیک کنید) در نظر گرفته می شود ، زیرا اثر تورم در طول زمان را در نظر نمی گیرد. تورم قدرت خرید پول را کاهش می دهد و بنابراین 335000 دلار در شش سال آینده با 335000 دلار امروز یکسان نیست.

تنزیل یا Discounting یکی از راه های محاسبه ارزش زمانی پول است. هنگامی که اثر تورم در نظر گرفته شد، آن را نرخ ROI واقعی (یا نرخ بازده تعدیل شده بر اساس تورم) می نامیم.

نرخ بازده (RoR) در سهام و اوراق قرضه

نرخ بازدهی واقعی ( ROI ) در مقابل نرخ رشد سالانه مرکب (CAGR)

یک مفهوم نزدیک به ROI ساده، نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) است. CAGR میانگین نرخ بازده سالانه یک سرمایه گذاری در یک دوره زمانی مشخص در بیش از یک سال است، که به این معنی است که باید محاسبه در دوره های مختلف رشد را نیز در نظر بگیرید. لازم به ذکر است شاخص قیمت pce در نرخ بازده اثر بخش است.

برای محاسبه نرخ رشد سالانه مرکب، ارزش یک سرمایه گذاری در پایان دوره مورد نظر را بر ارزش آن در ابتدای آن دوره تقسیم می کنیم. نتیجه را تقسیم بر تعداد دوره های نگهداری، مانند سالها، کنید. و از نتیجه بعدی یکی کم کنید.

مثالی از محاسبه این نرخ در دارایی ها

نرخ بازدهی را می توان برای هر سرمایه گذاری، با هر نوع دارایی محاسبه کرد. بیایید مثال خرید خانه را به عنوان یک مثال اساسی برای درک نحوه محاسبه ROI در نظر بگیریم. بگویید که خانه ای به قیمت 250000 دلار می خرید (برای سادگی فرض کنید 100٪ پول نقد پرداخت می کنید).

شش سال بعد، تصمیم می گیرید خانه را بفروشید – شاید خانواده شما در حال رشد است و شما باید به مکان بزرگتری نقل مکان کنید. شما می توانید خانه را به قیمت 335000 دلار پس از کسر هر گونه هزینه و مالیات مسکن بفروشید. نرخ بازده ساده خرید و فروش خانه به شرح زیر است:

34% = 100 * 250 , 000 / ( 335 , 000 − 250 , 000 ) ​

حالا، اگر در عوض، خانه را کمتر از آنچه برای آن پرداخت کرده اید – مثلاً 187500 دلار – بفروشید، چه؟ از همین معادله می توان برای محاسبه ضرر فرمول محاسبه بازده در بورس یا نرخ بازده منفی در معامله استفاده کرد:

25%- = 100 * 250 , 000 / ( 187 , 500 − 250 , 000 ) ​

نرخ بازده داخلی (IRR) و جریان نقدی تنزیل شده (DCF)

نرخ بازده داخلی (IRR) و جریان نقدی تنزیل شده (DCF)

گام بعدی در درک ROI در طول زمان، محاسبه ارزش زمانی پول (TVM) است که در CAGR نادیده گرفته می شود. جریان‌های نقدی تنزیل‌شده سود یک سرمایه‌گذاری را می‌گیرند و هر یک از جریان‌های نقدی را بر اساس نرخ مربوطه تنزیل می‌کنند . نرخ تنزیل حداقل نرخ بازدهی قابل قبول برای سرمایه گذار یا نرخ تورم فرضی را نشان می دهد. علاوه بر سرمایه گذاران، کسب و کارها از جریان های نقدی تنزیل شده برای ارزیابی سودآوری سرمایه گذاری های خود استفاده می کنند.

به عنوان مثال فرض کنید یک شرکت در نظر دارد یک قطعه جدید از تجهیزات را به قیمت 10000 دلار خریداری کند و شرکت از نرخ تخفیف 5٪ استفاده می کند. پس از خروج 10000 دلار وجه نقد، این تجهیزات در عملیات کسب و کار استفاده می شود و جریان نقدی ورودی را 2000 دلار در سال به مدت پنج سال افزایش می دهد. این کسب و کار عوامل جدول ارزش فعلی را برای خروجی 10000 دلاری و ورودی 2000 دلاری هر سال به مدت پنج سال اعمال می کند.

ورودی 2000 دلاری در سال پنجم با استفاده از نرخ تنزیل 5 درصد برای پنج سال تخفیف داده می شود. اگر مجموع تمام ورودی ها و خروجی های نقدی تعدیل شده بیشتر از صفر باشد، سرمایه گذاری سودآور است. جریان خالص نقدی مثبت نیز به این معنی است که نرخ بازدهی بالاتر از نرخ تنزیل 5 درصدی است.

نرخ بازدهی سرمایه گذاری با استفاده از جریان های نقدی تنزیل شده به عنوان نرخ داخلی بازدهی (IRR) نیز شناخته می شود. نرخ بازدهی داخلی نرخ تنزیلی است که ارزش فعلی خالص (درباره NPV بیشتر بدانید) تمام جریان های نقدی یک پروژه یا سرمایه گذاری خاص را برابر با صفر می کند. محاسبات IRR بر همان فرمولی است که NPV انجام می دهد و از ارزش زمانی پول (با استفاده از نرخ بهره) استفاده می کند.

چگونه سود مرکب کسب کنیم؟ روش محاسبه سود مرکب

سود مرکب چیست

رشد ناباورانه ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۲۱ یک بار دیگر جهان را وادار کرد حقیقت کریپتو و اهمیت سرمایه گذاری ارز دیجیتال را بپذیرد. در حال حاضر نگرانی درباره ریسک مالی در بازار ارز دیجیتال جای خود را به نگرانی درباره انتخاب بهترین روش سرمایه‌گذاری داده است. سود مرکب به افراد زیادی کمک کرده که به اهداف مالی خود برسند، با این وجود هنوز افراد کمی از این استراتژی استفاده می‌کنند. درک مفهوم compound interest نه تنها سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارز را وارد مرحله هیجان‌انگیزتری می‌کند، بلکه آثار آن در دیگر ابعاد زندگی مالی شما دیده خواهد شد.

اگر کتاب اثر مرکب دارن هاردی را خوانده باشید، اهمیت قدم‌های آهسته و پیوسته در رسیدن به موفقیت‌های چشمگیر را درک کرده‌اید. با بهره‌گیری از بهره مرکب و مدیریت سرمایه، فکر یک‌شبه پولدار شدن را از سرخود بیرون کنید و ثروت خود را به‌صورت تصاعدی افزایش دهید! با راهنمای این مقاله برای یادگیری سود مرکب و محاسبه سود مرکب همراه باشید.

بهره یا سود مرکب چیست؟

نمودار سود مرکب

درک این مفهوم پیچیده نیست. با یک مثال ساده آن را توضیح می‌دهیم و می گوییم که چرا سرمایه‌گذاران صبور این بازی را برنده خواهند شد! فرض کنید در بالای یک تپه برف ایستاده‌اید و یک گلوله برفی کوچک در دستان شما است. حالا یک فشار کوچک کافی است که این گلوله برف از بالای تپه تا امتداد دامنه قل بخورد. در طول راه گلوله برفی بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. زمانی که به زمین برسد، اندازه آن چندین برابر شده است! در این مثال اگر شما عجله به خرج دهید یک گلوله برفی کوچک یا نهایتاً دو برابر نصیبتان خواهد شد، اما گذشت زمان و صبر زیاد، پاداش سرمایه‌گذاران صبور را خواهد داد. بااین‌وجود نباید انتظار عملکرد مشابه از افراد مختلف داشت و تیپ های شخصیتی سرمایه گذاران بیانگر همین مسئله است.

compound interest با توجه به اصل سرمایه و سود‌های دوره‌های قبل محاسبه می‌شود. به‌عنوان مثال، شما با ۱۰۰ هزار تومان پول وارد تجارت رمز ارز‌ها می‌شوید و سود ماهیانه خود را نیز به اصل پول اضافه می‌کنید. با فرمول محاسبه بازده در بورس این روش سود حاصل از دارایی شما تصاعدی بالا می‌رود. این روش سرمایه‌گذاری نرخ رشد سریع‌تری نسبت به سود ساده دارد. سود ساده مقدار ثابتی بوده که به اصل سرمایه شما تعلق می‌گیرد، اما بهره مرکب علاوه بر اصل سرمایه به سود‌های ماهیانه شما نیز تعلق می‌گیرد. با این استراتژی، در بازه زمانی چند ساله، سرمایه شما چندبرابر خواهد شد!

نحوه محاسبه سود مرکب

یکی از اشتباهات رایج تریدرها وارد شدن به بازار معاملات ارز‌های دیجیتال بدون دانش و اطلاعات کافی است. علاقه روزافزون به بازار کریپتو و معرفی رمز ارز‌های جدید، روزانه افراد زیادی را به سمت این بازار پر هیجان می‌کشاند. اما این افراد در شروع کار اهمیت استراتژی‌های سرمایه گذاری را فراموش می‌کنند. گروهی با تنها سرمایه زندگی خود پا به این میدان پر ریسک می‌گذارند و گروه دیگر بدون شناخت بازار اقدام به خرید رمز ارز جدید می‌کنند. فراموش نکنید که محاسبه نرخ بازگشت سرمایه یکی از مهمترین چیز‌هایی است که باید یک تریدر یا سرمایه‌گذار علاقه مند به کریپتو به آن توجه کند.

فرمول سود مرکب

یادگیری استراتژی compound interest برای افرادی مناسب است که از پامپ و دامپ دائمی بازار کریپتو با خبرند و به‌راحتی گول بازی‌های نهنگ های بازار رمزارزها را نمی‌خورند. شما با استفاده از فرمول سود مرکب می‌توانید میزان بهره خود را محاسبه کنید. این فرمول به شرح زیر است:

A: ارزش نهایی سرمایه‌گذاری یا سود نهایی به‌دست‌آمده

P: مبلغ اولیه سرمایه‌گذاری

r: نرخ سود (میزان سودی که در هر معامله انتظار داریم)

n: تعداد دفعات سود مرکب (تعداد دفعاتی که با این سود در یک بازه زمانی کسب درآمد می‌کنیم)

t: مدت‌زمان مورد نظر برای سرمایه‌گذاری

نمونه جدول سود مرکب

به جدول زیر نگاه کنید و با یک مثال ساده compound interest را اساسی یاد بگیرید. بر فرض مثال شما ۱۰٫۰۰۰ دلار پول در حساب پس‌انداز خود دارید و این حساب سالانه ۵% سود دریافت می‌کند. میزان سرمایه شما بعد از فرمول محاسبه بازده در بورس ۱۰ سال به شکل زیر است.

طول دورهسرمایه اولیه ($)سود با نرخ ۵% ($) سرمایه نهایی ($)
سال اول۱۰,۰۰۰ x 5%۵۰۰۱۰,۵۰۰
سال دوم۱۰,۵۰۰ x 5%۵۲۵۱۱,۰۲۵
سال سوم۱۱,۰۲۵ x 5%۵۵۱.۲۵۱۱,۵۷۶.۲۵
سال چهارم۱۱,۵۷۶.۲۵ x 5%۵۷۸.۸۱۱۲,۱۵۵.۰۶
سال پنجم۱۲,۱۵۵.۰۶ x 5%۶۰۷.۷۵۱۲,۷۶۲.۸۲
سال ششم۱۲,۷۶۲.۸۲ x 5%۶۳۸.۱۴۱۳,۴۰۰.۹۶
سال هفتم۱۳,۴۰۰.۹۶ x 5%۶۷۰.۰۵۱۴,۰۷۱
سال هشتم۱۴,۰۷۱ x 5%۷۰۳.۵۵۱۴,۷۷۴.۵۵
سال نهم۱۴,۷۷۴.۵۵ x 5%۷۳۸.۷۳۱۵,۵۱۳.۲۸
سال دهم۱۵,۵۱۳.۲۸ x 5%۷۷۵.۶۶۱۶,۲۸۸.۹۵

مقدار سرمایه شما در مدت‌زمان ۱۰ سال به‌صورت زیر محاسبه می‌شود:

P: ۱۰۰۰۰

r: ۰۵/۰

n: ۱

t: ۱۰

این اعداد را در فرمول قرار می‌دهیم تا سود نهایی محاسبه شود.

A=10000(1+0.05/1) (۱×۱۰) = ۱۶۲۸۸.۹۵

بهره مرکب با گذشت ۱۰ سال در این سرمایه‌گذاری ۶۲۸۸٫۹۵ دلار است. همین جدول و فرمول را می‌توان برای سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارز‌ها محاسبه کرد.

کسب سود چند برابری ارزهای دیجیتال با سود مرکب

کسب سود از تجارت ارز‌های دیجیتال استراتژی‌های متفاوتی دارد و هر فرد به بخشی از این بازار تمایل نشان می‌دهد. درحالی‌که تریدر‌ها به معاملات Short و Long خود مشغول‌اند، بیشترین سود را در این بازار کسانی می‌برند که صبر پیشه کنند. کافی است به سیر صعودی ارزش ارز‌های دیجیتال در چند سال اخیر توجه کنید! کسی که از سود ۱۰۰۰ دلاری خود گذشته است، در حال حاضر میلیون‌ها دلار سرمایه به جیب زده است.

در این مقاله به طور خلاصه و مفید به اهمیت توجه به بهره مرکب در معاملات ارز دیجیتال و نحوه محاسبه آن پرداختیم. با شناخت اصطلاحات و استراتژی‌های موجود در بازار کریپتو، سهم بیشتری از این بازار را مال خودتان می‌کنید. لیکوئید شدن در صرافی ممکن است یکی از هزاران نگرانی شما در این بازار باشد. پشتیبانی شبانه‌روزی والکس به معامله‌گران کمک می‌کند با نگرانی کمتری در این بازار سرمایه گذاری کنند.

سود مرکب برخلاف سود ساده باتوجه‌به سرمایه اولیه و سود‌های هر مرحله از سرمایه‌گذاری محاسبه می‌شود. این روش سرمایه‌گذاری نرخ رشد سریع‌تری نسبت به سود ساده دارد.

محاسبه این سود با استفاده از فرمول سود مرکب انجام می‌شود. در این فرمول ارزش نهایی سرمایه‌گذاری یا سود نهایی به‌دست‌آمده با استفاده از مبلغ اولیه سرمایه‌گذاری، نرخ سود، تعداد دفعات بهره مرکب و مدت‌زمان موردنظر برای سرمایه‌گذاری محاسبه می‌شود.

فرمول محاسبه نرخ بازده داخلی (IRR) در سرمایه گذاری

نرخ بازده داخلی

نرخ بازده داخلی یا IRR، نرخی تنزیلی است که اگر جریانات نقد یک سرمایه گذاری با آن تنزیل شود، خالص ارزش فعلی(NPV) صفر می گردد. به عبارت دیگر، IRR، نرخ مرکب سالیانه مورد انتظار است که از یک سرمایه گذاری کسب خواهد شد. در مثال زیر، سرمایه گذاری اولیه 50 دلار، دارای نرخ بازه داخلی(IRR) 22% است. این بدان معناست که دریافتی این سرمایه گذاری برابر با نرخ رشد مرکب سالیانه 22% می باشد.

نحوه تغییر نرخ بازده داخلی

در زمان محاسبه IRR، جریانات نقد مورد انتظار برای یک پروژه یا سرمایه گذاری مشخص می گردد و NPV برابر با صفر قرار می گیرد. به بیان دیگر، سرمایه گذاری نقدی اولیه، برابر با ارزش فعلی جریانات نقد آتی خواهد بود. (جریان نقد خروجی اولیه = ارزش فعلی جریانات نقد آتی، بنابراین، NPV = صفر).

معمولا پس از مشخص شدن نرخ بازده داخلی، این نرخ با حداقل نرخ بازده مورد انتظار یا نرخ هزینه سرمایه شرکت مقایسه می گردد. اگر IRR بزرگتر یا مساوی هزینه سرمایه باشد، پروژه بعنوان یک سرمایه گذاری مطلوب پذیرفته می شود. اما اگر IRR کمتر از حداقل نرخ بازده مورد اتظار باشد پرژه رد می شود. البته در نظر داشته باشید که در دنیای واقعی جهت ارزیابی و انتخاب یک سرمایه گذاری از فاکتورهای کمی و کیفی مختلفی استفاده می شود.

نرخ بازده داخلی (IRR) چگونه محاسبه می شود؟

فرمول IRR به شرح زیر می باشد.

نحوه محاسبه نرخ بازده داخلی (IRR)

اجزاء فرمول نرخ بازده داخلی

ما می توانید فرمول محاسبه بازده در بورس IRR را به سه طریق محاسبه کنید:

  • استفاده از تابع IRR یا XIRR در اکسل یا سایر نرم افزرهای صفحه گسترده
  • استفاده از ماشین حاسبهای مالی
  • از طریق آزمون و خطا که طی آن تحلیلگر سعی می کند نرخ بازده های مختلف را امتحان کند تا نرخ تنزیلی را بیابد که NPV را صفر می کند. این کار معمولا از طریق وسط یابی انجام می گیرد.

مثال

در اینجا مثالی از نحوه محاسبه نرخ بازده داخلی(IRR) با استفاده از اکسل را شرح خواهیم داد.

یک شرکت در حال بررسی خرید تجهیزات جدید به قیمت 500،000 دلار می باشد. مدیریت تخمین می زند که عمر این دستگاه 4 سال باشد. همچنین انتظار می رود که در پایان هر سال، جریان نقدی برابر با 160،000 دلار برای شرکت ایجاد کند. شرکت در نظر دارد در سال پنجم این دستگاه را به ارزش اسقاط 50،000 دلار بفروش برساند.

در همین حال، یک گزینه سرمایه گذاری مشابه می تواند سالیانه 10% بازدهی ایجاد کند که بالاتر از حداقل نرخ بازده مورد انتظار شرکت(8%) می باشد. هدف این است که شرکت اطمینان یابد از وجوه نقد خود به بهترین نوع استفاده کرده است.

به منظور تصمیم گیری در مورد خرید تجهیزات جدید، نرخ بازده داخلی به شرح زیر محاسبه می گردد.

با استفاده از تابع ()=IRR در اکسل، مقدار IRR برای این مسئله برابر با 13% محاسبه شده است. از نقطه نظر مالی، این سرمایه گذاری بایستی پذیرفته شود. زیرا نرخ IRR آن هم بالاتر از حداقل نرخ بازده مورد انتظار و هم بالاتر از نرخ بازده سرمایه گذاری جایگزین است.

مثالی از نرخ بازده داخلی

موارد استفاده نرخ بازده داخلی(IRR) چیست؟

شرکت ها وارد پروژه های مختلف می شوند تا درآمد خود را افزایش دهند یا هزینه ها را کاهش دهند. یک ایده تجاری عالی ممکن است نیازمند سرمایه گذاری جهت توسعه یک محصول جدید باشد.

در بودجه بندی سرمایه ای، مدیران ارشد تمایل دارند تا یک پیش بینی منطقی از بازدهی این گونه سرمایه گذاری ها در دست داشته باشند. نرخ بازده داخلی یکی از روش هایی است که به آنها اجازه می دهد پروژه ها را بر اساس بازدهی پیش بینی شده ،مقایسه و رتبه بندی کنند. بدین ترتیب، سرمایه گذاری با بالاترین نرخ بازده داخلی در اولویت قرار دارد. نرخ بازده داخلی بطور گسترده در تحلیل سرمایه گذاری ها مانند سرمایه گذاری های پرمخاطره(Venture Capital) و سهام خصوصی(Private Equity) که در طول عمر خود، جریانات نقدی ورودی و خروجی زیادی دارند مورد استفاده قرار می گیرد.

همچنین لازم است که تحلیلگر به منظور انتخاب سرمایه گذاری، میزان IRR و NPV را به همراه دیگر نشانگرهای مالی فرمول محاسبه بازده در بورس مانند دوره بازگشت سرمایه بررسی کند. از آنجاییکه سرمایه گذاری های بسیار کوچک می توانند نرخ بازده بسیار بالایی داشته باشند سرمایه گذاران و مدیران معمولا سعی می کنند تا فرصت سرمایه گذاری با درصد بازدهی پایین تر و با میزان بازدهی پولی بالاتر را انتخاب کنند. علاوه بر این، داشتن درک مناسبی از میزان سطح ریسک پذیری خود یا نیازهای سرمایه گذاری شرکت و دیگر موارد می تواند بسیار حائز اهمیت باشد.

معایب استفاده از نرخ بازده داخلی (IRR)

نرخ بازده داخلی بر خلاف خالص ارزش فعلی، میزان بازده واقعی پولی را به شما نشان نمی دهد. برای مثال، نرخ بازده داخلی 30% به شما نمی گوید که آیا این 30% از 10،000 دلار است یا 30% از یک میلیون دلار.

تصمیم گیری جهت سرمایه گذاری صرفا با استفاده از IRR می تواند منجر به یک سرمایه گذاری بسیار نا کارآمد شود. این موضوع بویژه در زمانی پررنگ تر می شود که مدت زمان سرمایه گذاری ها با هم متفاوت باشند.

فرض کنید حداقل نرخ بازده مورد انتظار یک شرکت 12% باشد. این شرکت دو گزینه سرمایه گذاری دارد. سرمایه گذاری یکساله با نرخ بازده داخلی 25 درصد و سرمایه گذاری 5 ساله با نرخ بازده داخلی 15 درصد. اگر تصمیم گیری صرفا بر اساس IRR صورت گیرد، سرمایه گذاری یکساله انتخاب می شود که یک انتخاب غیر منطقی است.

موضوع مهم دیگری که درباره IRR وجود دارد این است که فرض می شود تمام جریاهای نقدی پروژه با نرخ بازده خود پروژه، دوباره سرمایه گذاری می شود. در صورتیکه بایستی فرض بر سرمایه گذاری مجدد به نرخ هزینه سرمایه شرکت باشد. بنابراین، نرخ بازده داخلی نمی تواند میزان سودآوری و هزینه پروژه را بدرستی منعکس کند.

یک تحلیلگر مالی باهوش به جای استفاده از نرخ بازده داخلی از نرخ بازده داخلی تعدیل شده استفاده می کند تا نتیجه دقیق تری حاصل شود.

نحوه محاسبه بازدهی سود نقدی سهام

یک استاد دانشگاه در سلسه مطالبی با محوریت «درس‌گونه‌هایی از اقتصاد مالی برای فصل مجامع» به تشریح مفاهیم علمی و کاربردی اقتصاد مالی و بازار پول و سرمایه پرداخته که در این گزارش موضوع «بازدهی سود تقسیمی» را در یادداشتی اختصاصی برای ایبِنا تشریح کرده است.

نحوه محاسبه بازدهی سود نقدی سهام

محاسبه «بازدهی سود تقسیمی» (Dividend yield) یک سهم ساده است و روشی کارساز برای مقایسه دقیق سود تقسیمی سهام مختلف به دست می دهد.

- بازدهی سود تقسیمی یک نسبت است که به صورت درصد ارائه می شود و لذا مقایسه را تسهیل می کند. این نسبت نشان می دهد که یک شرکت بورسی چه مقدار از سود تقسیمی شرکت را نسبت به قیمت سهم خود به سهامداران بپردازند.

- بازدهی سود تقسیمی می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا به ارزیابی سود بالقوه خود برای هر یک واحد پول (مثلاً تومان یا ریال یا دلار) که آنها سرمایه گذاری کرده اند بپردازد و قضاوت ریسک های سرمایه گذاری در یک شرکت معین برای ایشان میسر شود.

- یک بازدهی سود تقسیمی خوب بسته به شرایط بازار متفاوت است. در کشورهای صنعتی غرب به بازدهی بین ۲ تا ۶ درصد به صورت ایده آل نگاه می شود.

سودهای تقسیمی منفعت های مهمی برای مالکان سهام در بر دارند، خواه شما آن‌را به صورت یک درآمد مستقیم دریافت کنید و یا اینکه به صورت «سرمایه گذاری مجدد» برای خرید سهام بیشتر آنها را به کار گیرید. در هر دو مورد، آشکارا شما خواهان آن هستید که بزرگترین و بیشترین پرداختی ممکن را از سرمایه گذاری خود به دست آورید. به خصوص وقتی که دو منبع اصلی درآمد خود را یعنی "سود تقسیمی" پرداختی و "عایدی سرمایه" (Capital gain) که از افزایش قیمت سهم عاید شما می شود از زاویه ایمنی مقایسه کنید، سود تقسیمی منبعی ایمن تر است!

به هرحال پرسش مقرر یک سرمایه گذار بورسی آن است که یک سود تقسیمی «خوب» چگونه است و چگونه می‌توان یک شرکت بورسی پرداخت کننده آن را شناسایی کرد؟ اینجاست که «بازدهی سود تقسیمی» به صحنه می‌آید. این نسبت مالی معیاری برای ارزیابی سود تقسیمی پرداختی است و روشی را ارائه می‌دهد تا سود دهی‌ها برای سهام گوناگون قابل مقایسه شدن شوند.

«بازدهی سود تقسیمی» ابزاری است برای محاسبه بازده میزان مبلغی که شما به شکل سود تقسیم شده از شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اید دریافت می‌کنید. بر پایه قیمت جاری و فعلی آن سهم، به عبارت دیگر، نسبت مزبور مبیین ارزش بالقوه سرمایه گذاری در یک سهم است.

وقتی سرمایه‌گذاران «درآمد – جو» (income-seeking) در جستجوی سهام‌های با سود تقسیمی بالا برمی‌آیند تا به یک «جریان نقدی» پایدار و مطمئن دست یابند، بازدهی بالا و پایین بسته به دامنه ای از عوامل بازار معنی متفاوتی برای آنها پیدا می کند، از جمله قیمت های بازار، بخشی از اقتصاد که شرکت مزبور در آن است و چشم انداز مالی شرکت.

برای مثال، یک بازدهی سود تقسیمی بالا که روی کاغذ خوب به نظر می رسد، ممکن است در عمل و در واقع مبین آن باشد که یک شرکت مشکلات مالی عدیده ای را تجربه کرده است. اگر سهم افت کند اما سود پرداختی آن ثابت باقی بماند، احتمال و امکان آن زیاد است که خوب بودن بازدهی بالای آن صحت داشته باشد.

لذا به تعبیری می توان گفت، بازدهی سود تقسیمی لزوماً یک نماگر برای سهام «خوب» و «بد» به حساب نمی آید. در مقابل، فرمول مزبور بهترین کاربرد را برای ارزیابی ریسک ها و پاداش های سرمایه گذاری در یک شرکت و انتخاب اینکه کدام سهم از بهترین ظرفیت‌ برای اهداف سرمایه گذاری شما برخوردار است را به دست می دهد.

با یک مثال ساده می توان محاسبه بازدهی سود تقسیمی را به صورت درصد مطرح کرد. فرض کنید هر سهمی که شما مالک آن هستید ارزشی فعلاً معادل ۱۰۰۰ تومان دارد، اگر فرضاً شرکت مزبور سود تقسیمی سالیانه ۴۰ تومان برای هر سهم خود را اعلام کرده باشد، بازدهی سود تقسیمی شرکت مزبور برای هر سهم مزبور ۴ درصد می شود و لذا با ضرب حاصل ۴۰/۱۰۰۰ در عدد ۱۰۰ داریم ۴ %، پس بازدهی سود تقسیمی ۴ درصد می‌شود.

ارزیابی بازدهی سود تقسیمی یا سود فرمول محاسبه بازده در بورس نقدی

به طور کلی، بازدهی مزبور به شما کمک می کند تا با توجه به نیازهای درآمدی خود فرصت‌های سرمایه گذاری مناسب و درست را شناسایی کنید. به ویژه، بازدهی سود تقسیمی یا سود نقدی سهام به شما کمک می کند تا:

- به طور دقیق‌تری سهام را با هم مقایسه کنید.

- بازدهی مزبور مقایسه ارزش نسبی قیمت آن سهم را با سهام هم تراز و هم ردیف آن تسهیل می‌کند. اگر بازدهی مزبور در بخش مربوطه در ردیف هم قرار گیرند احتمالاً گویای نشانه خوبی است.

- ارزیابی توانایی‌های مالی شرکت

بازدهی سود تقسیمی یا نقدی سهام اولین قدم برای ارزیابی قدرت تاب‌آوری و بنیه یک شرکت است. معتبرترین سود تقسیمی سهام متعلق به شرکت هایی هستند که مرحله بلوغ سازمانی را طی کرده اند و سود تقسیمی آنها هر سال با رشد همراه است.

برای مثال، اگر شرکتی در ردیف بخش با بازدهی بالا قرار گیرد و صاحب سهام زمرد نشان (blue-chip) و معتبر باشد، بالا بودن بازدهی لزوماً علامتی بر کم ارزشی شرکت محسوب نمی شود. یا سود نقدی بیشتر از کمتر است که اگر فرض کنیم بازدهی سود تقسیمی با سود نقدی بهتر است، اغلب این امر صحت دارد. نوعاً یک بازدهی سود تقسیمی بیشتر به معنی درآمد بیشتر ناشی از سود سهام برای شماست.

با این وجود، در برخی موارد، بازدهی بالا به معنی آن نیست که سهام موردنظر سرمایه گذاری خوبی به حساب می‌آید. برای نمونه، داده‌های سود تقسیمی ممکن است قدیمی یا ناکامل باشند و یا ممکن است قیمت سهم آن فرمول محاسبه بازده در بورس شرکت روند نزولی به خود گرفته باشد اما سود تقسیمی در همان سطح باقی مانده باشد. در هر دو مورد گفته شده سطح بازدهی مزبور متورم شده است.

یک‌بار دیگر به مثال قبل توجه کنید که در آن شرکت فرضی مزبور به ازای هر سهم سود تقسیمی ۴۰ تومانی می‌پرداخت و قیمت هر سهم او ۱۰۰۰ تومان بود. به دلیل شرایط بازار و ضعف مدیریت، فرض کنید قیمت سهم به ۵۰۰ تومان افت کند. حالا بازدهی سود تقسیمی یا سود نقدی به ۸ درصد می رسد یعنی دو برابر می‌شود. این بازدهی بالا است ولی نه به خاطر دلایل درست و متقن اقتصاد مالی آنچه اهمیت یادآوری دارد آن است که بازدهی سود تقسیمی فقط بخشی از داستان را برای ما بازگو می‌کند. به همین دلیل است که کارشناسان می گویند که سرمایه‌گذاران سهام هرگز نباید تنها برای تصمیم گیری‌ها به بازدهی سود تقسیمی یا بازدهی سود نقدی اتکا کنند.

اگر شما با سهمی مواجه شدید که بازده سود تقسیمی بالایی داشت، باید عملکرد گذشته آن‌را مورد بررسی قرار دهید تا مطمئن شوید که آن بازده از سازگاری‌های خاص خود برخوردار است.

نکته مالی آخر

گرچه بازدهی سود تقسیمی و سود نقدی روشی خوب برای ارزیابی پرداختی سود تقسیمی یک شرکت بورسی به حساب می‌آید، ولی باید یادمان باشد که در ارزیابی درآمد سهام این فقط یک عامل است. عوامل دیگری چون شرایط بازار، سلامت مالی شرکت و نوسانات قیمت سهم هم می‌توانند بر اعتبار بازده سود تقسیمی به‌عنوان ابزاری برای ارزیابی اثرگذار باشند.

اگر شما این عوامل را لحاظ کنید آنگاه بیشتر بودن بازدهی مزبور قابل توجیه است. در کشورهای صنعتی غرب دامنه بازده سود تقسیمی توصیه شده برای خرید یا سرمایه گذاری در سهام درآمدی بین ۲ درصد تا ۶ درصد است. نکته مهم آن است که به «بن» ‌های شرکت توجه کنید و مطمئن شوید که بازدهی مزبور ناشی از استحکام آنهاست، نه فقط کاهش قیمت سهم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.