تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟


تحلیل به بررسی یک موضوع واحد به صورت همه جانبه و کامل و همچنین، مورد بحث قرار دادن عوامل موثر بر آن موضوع را تحلیل می‌گویند.

تفاوت معامله‌گر و تحلیل‌گر

تفاوت زیادی بین یک معامله‌گر و یک تحلیلگر بازار وجود دارد. تحلیلگران به کشف حقایق می‌پردازند و معامله‌گران به مدیریت ریسک. این دو مجموعه مهارت یک دنیا از هم فاصله‌دارند. تجربه‌ام ثابت کرده افرادی که سعی می‌کنند در عین معامله‌گر بودن، تحلیلگر هم باشند معمولاً در محکم گرفتن هر دو سمت ریسمان شکست می‌خورند.

● یک تحلیلگر و یک معامله‌گر توانایی همکاری با یکدیگر را دارند، اما قطعاً نقش آن‌ها متفاوت است. یک معامله‌گر پول به بازار تزریق می‌کند و عملکرد خود را به‌سادگی اندازه‌گیری می‌کند؛ اما هدف اصلی یک تحلیلگر درک و کشف آن چیزی است که ممکن است در بازارها رخ دهد. او حقایق را اندازه‌گیری می‌کند.

● یک تحلیلگر قضاوت اشتباه خود را «ضعف بازار» می‌نامد.

● یک معامله‌گر هنگام اشتباه، معاملۀ خود را می‌بندد و به سمت فرصت معاملاتی بعدی حرکت می‌کند. امیدوارم آسیب کمی دیده باشد!! اشتباه، فرض اساسی برای یک معامله‌گر است. یک معامله‌گر زمانی که اشتباه می‌کند و از بازار خارج می‌شود، مایل است به‌اشتباه خود اعتراف کند؛ اما تحلیل‌گر به موقعیت معاملاتی بازکردۀ خود می‌چسبد تا فقط نشان دهد که درست گفته است.

● یک معامله‌گر باید به هر هشداری واکنش نشان دهد و قواعد معاملاتی او می‌گوید: به اخبار توجه کن. بسیاری از تحلیل‌گران با بازار همراه می‌شوند و به‌جای تلاش برای کسب سود در تلاش‌اند تا حرف خود را به اثبات برسانند.< وقت بسیار زیادی را برای یادآوری پیش‌بینی‌های درست خود به دیگران صرف می‌کند>. به همین دلیل آن‌ها معامله‌ای زیان ده را برای همیشه نگه می‌دارند. چراکه خروج آن‌ها از معامله با زیان، آن‌ها را مجبور به اعتراف اشتباهشان می‌کند.

● تحلیل‌گران به مطالعۀ صنایع، شرکت‌ها و شرایط اقتصادی می‌پردازند. معامله‌گران (حداقل بیشتر معامله‌گران)، به مطالعۀ رفتار قیمت‌ها می‌پردازند و کمتر به قیمت شرکت اهمیت می‌دهند.

● هنگامی‌که یک تحلیلگر نظر خود را در مورد سهام یا وضعیت کلی بازار تغییر می‌دهد، آن را «تجدیدنظر در پیش‌بینی با توجه به تغییر عوامل بنیادی» نام می‌نهد. وقتی‌که یک معامله‌گر دیدگاه خود را در مورد دادوستد تغییر می‌دهد، آن را «انعطاف‌پذیری برای حفظ سرمایه و بقا» خطاب می‌کند.

من یک چارتیست کلاسیک هستم. من به نمودارها به‌عنوان یک ابزار معاملاتی نگاه می‌کنم، نه روشی برای پیش‌بینی قیمت‌ها. من باور نمی‌کنم که نمودارها بتواند آیندۀ قیمت را دقیقاً پیش‌بینی کند. من معتقدم که نمودارها می‌توانند فرصت‌های منحصربه‌فردی با نسبت بازده بالقوه به ریسک اندک فراهم کنند. به نظر من این تنها ارزش واقعی نمودارها است. ایدۀ ایجاد سناریوهای بزرگ اقتصادی مبتنی بر یک نمودار کاملاً مضحک است.

واقعیت این است که بسیاری از آرایش‌های نموداری به‌خصوص الگوهای نموداری با مدت‌زمان کوتاه‌تر به موفقیت مطلوب نمی‌رسند. به همین علت است که بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار از نمودارها استفاده می‌کنند و پس از مدتی ادعا می‌کنند که نمودارها کارایی لازم را ندارد.
الگوهای نموداری ناکام می‌شوند و ظاهر آن‌ها تدریجاً به الگوهای نموداری جدید و بزرگ‌تر بدل می‌شود و این اتفاق دوباره و دوباره و دوباره رخ می‌دهد. من این روند را «بازتعریف نمودار» نام نهاده‌ام. مدت همۀ الگوهای نموداری عظیم از 6 تا 12 ماه است که از ده‌ها الگوی روزانۀ کوتاه‌مدت و صدها الگو با مقیاس زمانی کوچک‌تر که عمدتاً شکست‌خورده‌اند ساخته‌شده است. درنهایت یک الگوی نموداری بالغ می‌شود و یک فرصت بزرگ سودآوری فراهم می‌گردد. این فرصتی است که به دنبال آن هستم.

من به دنبال نمودارهای خاص با نسبت بازده به ریسک 2 به 1، یا 4 به 1 یا حتی بالاتر هستم. من مطمئن نیستم که قیمت در روزها و هفته‌های پیش رو چه عملکردی دارد؛ اما مطمئن هستم این نسبت بازده به ریسک نتایج مثبتی به ارمغان خواهد آورد.

یکی از موانع ذهنی یک معامله‌گر تازه‌کار، ارتباط بین حقیقت یک بازار و کسب سود در یک عملیات معاملاتی است. این دو از هم منفصل هستند. توضیح این مفهوم اندکی دشوار است، اما همۀ سربازان خط مقدم این عرصه دقیقاً می‌دانند در مورد چه چیزی صحبت می‌کنم.

در آخر اگر از پیش‌بینی قیمت‌ها احساس غرور و افتخار می‌کنید، پس معامله کردن بدرد شما نمی‌خورد. اگر این‌چنین هستید، سراغ کاری بروید که شامل سفارشات خرید و فروش نباشد. شاید بتوانید به‌عنوان یک تحلیلگر کار پیدا کنید.

یک‌ ضرب‌المثل دوست‌داشتنی می‌گوید: «هر فردی می‌تواند وارد بازار شود؛ اما چه کسی می‌داند دقیقاً باید چه زمانی خارج شود!» این مثل نمونۀ بارزی از تلفیق دنیای معامله‌گری با دنیای تحلیل‌گری است. معامله‌گر تحلیل‌گر باشید.

در این مطلب نخواستم پا را از تفاوت بین معامله‌گر و تحلیل‌گر فراتر گذارده و به تفاوت بین تحلیل‌گران بنیادی و تکنیکی بپردازم و ایرادات عمدۀ آن‌ها نظیر تعصب، تکبّر و خودرایی را نقد کنم! اما در مقدمۀ کتاب دایره‌المعارف الگوهای نموداری – توماس بولکوفسکی تلویحاً به بخشی از آن‌ها اشاره‌کرده‌ام! هدفم هم نقد یک‌جانبه و یک‌سویه نبود، لطفاً با ذهنی باز این مطالب را مطالعه فرمایید!

تفاوت تحلیلگر و معامله‌گر چیست؟ | تحلیلگر باشیم یا معامله‌گر؟

تحلیلگر و معامله‌گر

اگر تصمیم دارید که مشغول به فعالیت در بازار سرمایه شوید و به موفقیت برسید، باید اطلاعات لازم درباره این بازار را به دست آورید و با اصطلاحات مربوط به آن آشنا شوید. از جمله اصطلاحاتی که شما در این بازار با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید، تحلیلگر و معامله‌گر است. دقت داشته باشید یک تحلیلگر لزوما معامله‌گر خوبی نیست یا یک معامله‌گر، تحلیل‌گر خوبی نخواهد بود.

برای مثال می‌توان به این موضوع اشاره کرد که یک فرد تازه‌وارد به بازار سرمایه، در ابتدای کار تحلیل تکنیکال را در کنار تحلیل بنیادی به‌طور کامل آموزش می‌بیند و با کسب تجربه در زمینه تحلیل به مهارت کافی می‌رسد، اما همین فرد زمانی که پای میز معامله می‌نشیند، عملکردی خلاف تحلیل‌ها و تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ بررسی‌ها خواهد داشت. پس همان‌طور که گفته شد، یک تحلیلگر حرفه‌ای، لزوما معامله‌گر خبره‌ای نیست.

به چه کسی تحلیلگر بازار سرمایه گفته می‌شود؟

تحلیلگر بازار سرمایه چیست و چه کارهایی انجام می‌دهد؟ توجه داشته باشید که مهم‌ترین نقش در روند رشد و پیشرفت کسب‌وکارها بر عهده تحلیلگر بازار سهام است، چراکه این فرد می‌تواند با تحلیل و بررسی عملکردهایی که در گذشته بازار وجود داشته، آینده بازار را به سمت منافع خود پیش ببرد. البته تحلیلگری بازار سرمایه کار چندان ساده‌ای نیست و فرد باید از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد تا به بهترین تحلیلگر بازار سرمایه تبدیل شود.

به تعبیری دیگر می‌توان گفت تحلیلگر بازار فردی است که نیازهای مشتری و بازار را مورد بررسی قرار می‌دهد و این نیازها را تعیین می‌کند تا بتواند از این طریق مشکلات بازار را برطرف کند و راهکارهایی را نیز در این جهت ارائه دهد‌. همچنین فرد تحلیلگر برای آن که بتواند شرایط کنونی شرکت سازمان خود را به درستی بررسی کند، آن را با شرایط دیگر رقبا مقایسه خواهد کرد و مواردی چون میزان سود، زیان، هزینه و غیره را ثبت می‌کند تا متوجه رشد مثبت یا منفی آن‌ها شود و در ادامه راهکارهایی را برای بهبود آن‌ها ارائه دهد.

تحلیلگر بازار سرمایه چیست

پروسه کاری تحلیلگران بازار سرمایه به چه شکل است؟

تحلیلگران بازار سرمایه برای این که متوجه شوند محصولات و خدمات خود را چگونه به بازار ارائه دهند، باید بررسی و تحلیل کاملی در رابطه با خواسته‌ها، نیازها، عادات خرید مشتریان، سلیقه افراد، جمعیت و غیره را به دست آورند تا با بررسی آن‌ها تصمیمات درستی در این باره بگیرند. تحلیلگران بازار باید داده‌ها و اطلاعاتی که به دست آورده‌اند را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهند که این کار با استفاده از نرم‌افزارهای مخصوص انجام می‌شود و نتیجه‌ها بر اساس نمودارها و جداول پیش‌بینی می‌شود و راهکارهایی در ادامه‌ برای بهبود وضعیت ارائه خواهد شد.

وظایف و مسئولیت‌های تحلیلگران بازار

  • به دست آوردن اطلاعات درباره مشتری‌ها و نیازهای آن‌ها
  • ارزیابی میزان رضایت مشتریان و کارکنان از محصولات و خدمات
  • ارائه گزارش‌های مکتوب تحلیل داده‌ها
  • تجزیه و تحلیل داده‌ها برای پیش‌بینی بازار
  • استفاده از روش‌، تکنیک و ابزارهای تجزیه و تحلیل

به چه کسی معامله‌گر بازار سرمایه گفته می‌شود؟

معامله گر یا تریدر (Trader) در حقیقت به فردی گفته می‌شود که خرید و فروش‌های مربوط به بازارهای مالی را انجام می‌دهد. به‌طورمعمول تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ تریدرها یا معامله‌گران انفرادی و برای خودشان کار می‌کنند. بنابراین در چنین موقعیتی یک معامله‌گر باید بررسی‌های لازم درباره شرایط و روند تغییرات را انجام دهد تا متوجه شود چه زمانی برای ورود و چه زمانی برای خروج از بازارهای مالی مناسب است.

یک معامله‌گر بازار سرمایه باید چه مهارت‌هایی داشته باشد؟

طبق تحقیقاتی که صورت گرفته است، معامله‌گران موفق قدرت تحلیل بسیار خوبی دارند، چراکه باید در طول روز حجم بالایی از اطلاعات را مورد بررسی قرار دهند؛ بنابراین یک تریدر دائما با اعداد و ارقام، الگوهای معاملاتی، چارت‌های مختلف، اندیکاتورهای متفاوت و غیره سروکار دارد، از همین رو باید مهارت تحلیل بسیار خوبی داشته باشد. همچنین یک معامله گر بازار بورس و سرمایه باید تشنه تحقیق و بررسی باشد تا بتواند اخبار مربوط به بازار را با دقت از سایت‌های خبری و مجازی مطالعه کند.

از دیگر مهارت‌هایی که یک معامله گر باید داشته باشد، می‌توان به تمرکز بالا اشاره کرد. در حقیقت تمرکز یکی از فاکتورهای کلیدی برای موفقیت یک معامله گر است، از همین رو بسیاری از معامله‌گران تمرین‌های مخصوصی را در جهت افزایش تمرکز خود انجام می‌دهند تا بتوانند حجم بالای اطلاعات را مورد بررسی قرار دهند و نتیجه درستی از آن‌ها بگیرند. البته عده‌ای از معامله‌گران تمرکز خود را تنها روی یک سهم قرار می‌دهند و اطلاعات خود را در رابطه با آن سهم افزایش می‌دهند تا بتوانند در ادامه از این اطلاعات خود به بهترین شکل استفاده کنند.

کنترل احساسات مهارت و ویژگی دیگری است که باید در وجود یک معامله گر تقویت شود، از همین رو بهتر است که فرد قبل از ورود به یک معامله استراتژی و برنامه مشخصی را در نظر بگیرد تا بتواند بر اساس آن فعالیت خود را پیش ببرد. دقت داشته باشید که بدون برنامه و بدون فکر عمل کردن، می‌تواند ضررهای قابل‌توجهی را برای شما به ارمغان بیاورد؛ از همین رو بسیاری از کارشناسان و معامله گران حرفه‌ای عکس‌های مربوط به تحلیل و نتیجه‌های نهایی معاملات را نگه می‌دارند تا بتوانند در ادامه بررسی‌های بیشتری را روی آن‌ها انجام دهند و از اشتباهات و خطاهایی که در گذشته مرتکب شده‌اند مطلع شوند و از انجام دوباره آن‌ها خودداری کنند.

یک معامله‌گر موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟

یک تریدر یا معامله‌گر موفق باید ویژگی، روحیات و اخلاق منحصربه‌فردی داشته باشد تا بتواند عملکرد خوبی از خود در این حرفه نشان دهد. در ادامه لیستی از این ویژگی‌ها را ذکر می‌کنیم تا از آن‌ها مطلع شوید.

  • واقع‌بین: یک معامله‌گر حرفه‌ای باید بداند که هیچ کنترلی بر روند بازار ندارد و ممکن است که در این مسیر ضرر و زیانی را نیز تجربه کند.
  • صبر: صبر یکی دیگر از ویژگی‌های تریدر موفق است‌. در حقیقت معامله‌گری موفق می‌شود که بداند بازار سرمایه جایی برای عجله نیست و باید زمانی مشخص را به این کار اختصاص دهد تا در پایان نتیجه مورد نظر را مشاهده کند.
  • قابل اعتماد و مسئولیت‌پذیر: معامله‌گری که اشتباهات و نقص‌های کار خود را گردن می‌گیرد و مسئولیت‌پذیر است، می‌تواند در گذر زمان به موفقیت برسد.
  • تفکر خلاقانه: یکی از ویژگی‌های اصلی معامله‌گر موفق تفکر خلاقانه است، در حقیقت فرد باید شرایط و جرات پیاده‌سازی ایده‌های خلاقانه خود را داشته باشد؛ چراکه این دست از تفکرات می‌توانند سود قابل‌توجهی را به وجود آورند.
  • روحیه سازگاری قوی: در بازارهای مالی اتفاقات غیرمنتظره بسیاری رخ خواهد داد، بنابراین معامله‌گر باید بتواند روحیه خود را به گونه‌ای آماده سازد که هر اتفاق غیر قابل‌ پیش‌بینی را بپذیرد و بتوانند نسبت به حل آن‌ها اقدامات لازم را انجام دهد.
  • خودآگاه: اگر معامله‌گر نقاط قوت و ضعف خودش را بشناسد، می‌توانند راهکارهایی را برای تقویت نقاط قوت و از بین بردن نقاط ضعف پیدا کند. بنابراین در زمینه سرمایه‌گذاری و بازارهای مالی نیز می‌تواند عملکرد مخصوص به خود را داشته باشد و رفتار بهتری از خود نشان دهد.
  • متمرکز و متعهد به کار: معامله‌گری یک حرفه و زمینه بسیار پیچیده است، به‌طوری که اگر فرد ذهن آشفته‌ای داشته باشد، ممکن است بخش بزرگی از سرمایه خود را در این مسیر از دست بدهد. پس باید فضایی آرام و ساکت برای فعالیت تریدر انتخاب شود تا فرد روی فعالیت خود تمرکز بالایی داشته باشد.
  • خویشتن‌دار: حفظ آرامش در هر شرایطی از دیگر ویژگی‌های مهم ضروری معامله‌گر موفق است، زیرا در غیر این صورت هر احساسی می‌تواند موجب سود یا ضرر فرد در بازار شود.
  • علاقه‌مند به یادگیری موضوعات جدید: مطالعه روزانه و کسب اطلاعات جدید یکی از موضوعاتی است که باید در برنامه معامله‌گر قرار گیرد تا بتواند در زمان انجام معامله عملکرد درستی داشته باشد.

مقایسه هدف تحلیلگر و معامله‌گر

از اصلی‌ترین دلایلی که گفته می‌شود معامله‌گر و تحلیلگر با یکدیگر تفاوت دارند، این است که این دو گروه هدفی متفاوت نسبت به یکدیگر دارند و هر کدام مسیر جداگانه‌ای را دنبال می‌کنند. در حقیقت می‌توان این‌گونه گفت که یک معامله‌گر دنیای مربوط به سرمایه را تنها در جهت کسب سود بیشتر دنبال می‌کند و مفاهیم بازار را نیز بر اساس سود و ضرر خود می‌چیند، در حالی که هدف تحلیلگر متفاوت است و به دنبال یافتن روند بازار، استراتژی‌های سرمایه‌گذاران و پیاده کردن سناریوهای مختلف است و در راستای این موارد به ضرر و زیان فکر نمی‌کند. به بیان ساده‌تر معامله‌گر به چیزی جز سود و ضرر فکر نمی‌کند، در حالی که تحلیلگر به سود و ضرر کاری ندارد.

تفاوت تحلیلگر و معامله‌گر چیست؟

به غیر از هدف که از تفاوت‌های اساسی میان تحلیلگر و معامله‌گر است، می‌توان موارد دیگری را نیز به‌عنوان تفاوت در نظر گرفت، برای مثال می‌توان به نوع نگاه و گستره بررسی بازارهای سرمایه اشاره کرد. یک معامله‌گر به بازار طوری نگاه می‌کند که بتواند استراتژی معاملاتی خود را پیش ببرد، در حقیقت بررسی آن محدود به فعالیت خودش است، در حالی که تحلیلگر تمام جنبه‌ها و جهت‌های مختلف بازار را مورد بررسی قرار می‌دهد تا از تمام شرایط مطلع شود.

دیگر تفاوت بین معامله‌گر بازار های مالی و تحلیلگر در نوع برداشت‌هایی است که از بازار سرمایه دارند. به‌طورکلی یک تحلیلگر با توجه به بررسی‌هایی که انجام می‌دهد، تحلیل دقیقی دارد و احتمال خطا برای او بسیار کم است، در حالی که معامله‌گر همیشه درصدی را به خطاهای معاملاتی اختصاص می‌دهد.

آکادمیک بودن دیگر تفاوت بین معامله‌گر و تحلیل‌گر بازار سرمایه است. به زبان ساده‌تر می‌توان گفت تحلیلگر توسط یک فضای آکادمیک مانند دانشگاه زاده می‌شود؛ در حالی که برای معامله گر شرایط این‌چنین نیست و اکثرا خود بازار چنین فردی را می‌سازد.

ریسکی که یک معامله گر تجربه می‌کند با ریسک یک تحلیل گر بسیار تفاوت دارد. در واقع به سبب این که یک معامله گر با مفهوم سود و ضرر در ارتباط است، قطعا ریسک بیشتری را نیز تجربه خواهد کرد‌‌؛ اما از طرف دیگر تحلیلگر است که به‌صورت نظری با بازار ارتباط دارد و سود و زیانی را تجربه نخواهد کرد. در نتیجه ریسکی که در طول فعالیتش حس می‌کند نیز کمتر خواهد بود.

معامله گر بازار سرمایه

تحلیلگر باشیم یا معامله‌گر؟

اگر تصمیم به فعالیت در بازار سرمایه دارید، باید بدانید که تحلیلگری و معامله‌گری هردو برای موفقیت لازم هستند. از همین رو بسیاری از افراد که تازه فعالیت خود در این بازار را شروع کرده‌اند، ابتدا به دنبال کسب اطلاعات در رابطه با تحلیلگری هستند و سپس تصمیم دارند که به انجام معامله بپردازند. البته توجه داشته باشید که استعداد هر فرد در این دو حوزه با یکدیگر متفاوت خواهد بود و شما باید با توجه به شناختی که از خود دارید تصمیم بگیرید که در زمینه تحلیل گری فعالیت داشته باشید یا معامله‌گری!

جمع‌بندی

همان‌طور که مطالعه کردید در این مقاله از دلفین وست با دو مفهوم مهم در بازار سرمایه یعنی تحلیلگر و معامله‌گر آشنا شدیم هر آنچه باید در رابطه با این دو بدانید را در اختیارتان قرار دادیم. اکنون شما می‌توانید با توجه به شناختی که از خود دارید متوجه شوید که برای فعالیت در کدام یک از حوزه‌ها مناسب هستید تا با انتخاب یکی از آن‌ها به موفقیت برسید.

۷ تفاوت مهم معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه در چه چیزهایی می تواند باشد؟ این مهمترین سوالی است که در این مقاله به آن پاسخ خواهیم داد. اما سوالی که قبل از آن احتمالا به ذهن شما هم خطور کرده باشد این می تواند باشد که چرا اصلا نیاز است که بدانیم تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه چیست؟ در کلام ساده تر دانستن تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه به چه کارمان می آید؟

به طور کلی در هر بازار سرمایه دو گروه اصلی تحلیل گر و معامله گر وجود دارد. این دو گروه می توانند تحت شرایطی با یک دیگر کار کنند که در این صورت به آن ها تیم اقتصادی می گویند اما هیچ کدام یک از آن ها نمی توانند به جای دیگری وارد بازی اقتصادی شود. در کلام ساده تر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه به اندازه ای عمیق و بنیادی است که عملا نمی توان یکی را جای دیگری گرفت.

بنابراین هر فردی که در دنیای سرمایه گذاری مانند بورس، طلا، ارز دیجیتال یا … حضور دارد بین معامله گر و تحلیل گر تنها می تواند یک نقش داشته باشد. اما نکته جذابی که وجود دارد این است که بسیاری از تازه کاران و حتی کسانی که چند سالی است در این بازارها حضور دارند به سبب این که تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه را نمی دانند عملا گاهی در نقش معامله گر هستند و گاهی در نقش تحلیل گر بازی میکنند.

اما ندانستن تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه و در پی آن وارد نقش های مختلف شدن سرمایه گذاران باعث می شود که عملا آن ها نتوانند استراتژی درستی داشته باشند و این یعنی عملا حکم شکست در هر بازار سرمایه ای. در ادامه با استفاده از بیان انواع تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه قصد داریم تعریف مشخصی نیز برای هر کدام بیان کنیم. با ما همراه باشید.

هدف، مهمترین تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

یکی از دلایل اصلی که گفته می شود تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه بسیار بنیادی و عمیق است این است که اساسا مسیر این دو گروه با یک دیگر متفاوت است و هدف های تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ جداگانه ای را دنبال می کنند.

در کلام ساده تر اگر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه را بخواهیم بیان کنیم، یک معامله گر در دنیای سرمایه صرفا به دنبال سود کردن است و تمامی مفاهیم بازار را بر اساس سود و ضرر می چیند. اما یک تحلیل گر بازار را با هدف یافتن روند بازار، استراتژی های سرمایه گذاران و پیدا کردن سناریوهای مختلف بدون در نظر گرفتن سود و ضرر مورد بررسی قرار می دهد.

بنابراین اگر بخواهیم این تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه را به زبان بهتر بیان کنیم می توانیم این گونه بگوییم که معامله گر چیزی جز سود و ضرر نمی شناسد، در حالی که یک تحلیل گر اساسا به سود و ضرر کاری ندارد.

تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

گستره ی بررسی دیگر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

از دیگر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه می توان به نوع نگاه و گستره بررسی بازارهای سرمایه ای اشاره کرد. یک معامله گر بازار را به اندازه ای نگاه می کند و آن را تا جایی بررسی می کند که بتواند بر اساس استراتژی معاملاتی خودش پیش برود. اما یک تحلیل گر اساسا بازار را از جنبه و جهت های مختلف مورد بررسی قرار می دهد.

به طور مثال یک معامله گر توجه چندانی به اخبار ندارد و تنها خبرهای مهم و ترجیحا مرتبط با استراتژی خود را دنبال می کند اما یک تحلیل گر تقریبا هر خبری را مهم و تاثیرگذار می داند. بنابراین گستره بررسی یک تحلیل گر بسیار وسیع تر از نوع نگاهی است که یک معامله گر در بازار دارد.

اگر بخواهیم با مثالی این تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه را بیان کنیم. این گونه می توانیم بگوییم که یک معامله گر موج سواری است که می خواهد روی موج ها حرکت کند. برای او تنها دانستن ارتفاع تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ موج و چند فاکتور دیگر کفایت می کند. اما یک تحلیلگر درست مانند پژوهشگران ورزشی هست که می خواهد بداند اگر جرم آب تغییر کند و چگالی آب به فلان عدد برسد یک موج سوار چه رفتاری باید نشان دهد!

یا این که تغییرات آب و هوایی در موج سواری چه تاثیری می تواند بگذارد. در حالی که یک موج سوار عملا کاری به گرمایش زمین و این گونه تغییرات آب و هوایی ندارد. او تنها از آب و هوا به اندازه ای اطلاعات می خواهد که بداند می تواند موج سواری خوبی داشته باشد یا نه!

راست و دروغ و دیگر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

راست و دروغ و دیگر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه

اما دیگر تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه در نوع برداشت هایی است که تحلیل گر و معامله گر از بازار دارند. به طور کلی یک تحلیل گر همیشه درست می گوید و احتمال خطا برای او نیست. در حالی که یک معامله گر همیشه درصدی را برای خطای معاملاتی خودش در نظر می گیرد و به نوعی خطا را همیشه جزئی از بازی می داند.

در واقع تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه در این بخش این گونه رقم می خورد که یک تحلیل گر روند های مختلف بازار یا یک سهم را مورد بررسی قرار می دهد و سناریوهای مختلف با درصد احتمال مختلف را بیان می کند. بنابراین بازار به هر سمت و سویی که برود و هر کدام از سناریوهای بیان شده را اجرا کند عملا تحلیل گر درست تحلیل کرده است. اصل داستان هم همین است. اگر یک تحلیل گر بخواهد یک روند و یک سناریو با قطعیت بالا بیان کند عملا در حال پیش بینی کردن است و این کاری است که در دنیای اقتصادی حکمی جز باخت ندارد.

اما یک معامله گر عملا مجبور است دست به عمل بزند. یعنی یکی از این تحلیل ها را که بر اساس استراتژی خودش است پیاده کند. در کلام ساده تر این تفاوت معامله گر و تحلیل گر بازار سرمایه اینگونه بیان می کند که تحلیل گر روی کاغذ می تواند در همه جهت حرکت کند اما یک معامله گر نمی تواند در یک زمان مشخص هم فروشنده باشد و هم خریدار.

در کلام ساده تر یک معامله گر امکان انتخاب تنها یک حرکت در هر لحظه را خواهد داشت. بنابراین احتمال خطا همیشه برای معامله گر وجود دارد و این چیزی است که با مفهوم حد ضرر کنترل می شود.

اگر با تحلیل تکنیکال آشنایی ندارید در این مقاله به صورت مفصل توضیح داده شده.

تحلیل چیست و تحلیلگر کیست ؟ | انواع تحلیل در بازارهای مالی

همانطور که می‌دانید، ورود به هر زمینه و حرفه‌ای نیاز به دانش دارد که بازار بورس نیز از این قاعده مستثنا نیست. ولی متاسفانه به علت دسترسی آسان به بازار بورس و سهام، کاربران این امر مهم را نادیده می‌گیرند. عموما کاربران تازه وارد در بازار بورس، بر اساس فاکتور شانس عمل می‌کنند.
شما جهت داشتن یک سرمایه گذاری و معامله موفق باید با علم تحلیل در بورس آشنا باشید. چرا که، شناخت انواع تحلیل در بورس به شما کمک می‌کند که تمامی فرآیند سرمایه گذاری، خرید و فروش سهام خود را با آگاهی کامل انجام دهید و بازده بالایی در بازار بورس داشته باشید. در واقع، شناخت انواع تحلیل در بورس به شما کمک می‌کند که با حداقل سرمایه، حداکثر سود را ببرید.

منظور از تحلیل و تحلیلگر چیست؟

برای درک بهتر موضوع باید ابتدا با مفهوم تحلیل آشنا شوید:

تحلیل به بررسی یک موضوع واحد به صورت همه جانبه و کامل و همچنین، مورد بحث قرار دادن عوامل موثر بر آن موضوع را تحلیل می‌گویند.

تحلیلگر فردی است متخصص، که با بررسی کامل و عمیق، سعی در پیدا کردن چگونگی روند بازار و پیش‌بینی آن دارد. این در حالی است که، معامله‌گر رفتاری کاملا متفاوت را نشان می‌دهد. نکته اساسی در اینجاست که، تحلیلگر و معامله‌گر دو نقش کلیدی اما کاملا متفاوت را در بازار بورس دارند. در واقع، تحلیلگر و معامله‌گر مکمل یکدیگر هستند و به هیچ وجه جایگزین یکدیگر نمی‌شوند.

معامله‌گر عموماً فردی است که پول به بازار تزریق می‌کند و تنها به فکر سود و زیان در بازار می‌باشد. معامله‌گران مطالعات چندانی درباره پیرامون بازار سهام ندارند و با توجه به اطلاعات خود و همینطور تحلیل ها و اخبار روز اقدام به معامله می‌کنند. این درحالی است که، تحلیلگران اطلاعات موجود پیرامون بازار را به طور جامع مورد بررسی قرار می‌دهند و اطلاعات احتمالی از روند و رویکرد بازار را دارا می‌باشند. تحلیلگران معتقدند پیش‌بینی‌هایشان احتمالی است و بهتر است هر معامله‌گری که قصد ورود به بازار و برای خرید یا فروش نیاز به تحلیل دارد، تحلیل های تحلیلگران را نوعی پیشنهاد برای خود در نظر بگیرند. امروزه، تحلیل گری یک شغل و حرفه است که در بازار بورس از اهمیت بالایی برخوردار است.

انواع تحلیل در بورس

حتما تا کنون برای شما هم این سوال پیش آمده که بین صدها سهم موجود در بازار سهام، بهتر است کجا سرمایه‌گذاری کنید؟ معامله‌گران بازار بورس، همواره با این مسئله رو‌به‌رو هستند.
شناخت انواع تحلیل در بورس روشی است که معامله‌گران را در تصمیم‌گیری درست یاری می‌دهد. به طور کلی، تحلیل در بازار بورس ایران به دو بخش تحلیل بنیادی (فاندامنتال) و تحلیل تکنیکال (فنی) تقسیم می‌شود که، هر کدام پیروان به خصوص خود را دارند. به کارگیری درست و اصولی این دو روش ریسک سرمایه‌گذاری را تا حد ممکن کاهش داده و اطمینان خاطر برای معامله‌گران بازار بورس به ارمغان می‌آورد.

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

در این روش، با بررسی و تجزیه و تحلیل پارامترها و داده‌های مالی و تمامی عواملی که بر ارزش یک سهام تاثیر دارند، ارزش ذاتی و حقیقی سهام مورد نظر تخمین زده می‌شود. در واقع، تحلیل بنیادی روشی برای به دست آوردن ارزش واقعی سهام و اوراق بهاداری است که در بازار بورس به درستی ارزش‌گذاری نشده است. همانطور که می‌دانید، ارزش ذاتی و ارزش بازاری دو مبحث کاملا متفاوت هستند. ارزش بازاری ارزشی است که، سهام را با آن خرید و فروش می‌کنند اما ارزش ذاتی، ارزشی است که با توجه به قابلیت‌های سهام ارزش‌گذاری می‌شود. به طور مثال؛ چنانچه ارزش ذاتی یک سهام از ارزش بازاری آن کمتر باشد آن سهام در موقعیت فروش است و چنانچه ارزش ذاتی یک سهام از ارزش بازاری آن بیشتر باشد آن سهام ارزش خرید و سرمایه‌گذاری دارد. به طور کلی، در شیوه تحلیل بنیادی دو نوع رویکرد وجود دارد:

  • رویکرد بالا به پایین؛ در این رویکرد تحلیلگر، تحلیل خود را از سطح بالایی همچون شاخص‌های اقتصاد جهانی آغاز می‌کند. در واقع، نقطه آغازین در این نوع از رویکرد، اقتصاد جهانی و نقطه پایانی آن، تحلیل سهام شرکت مورد نظر می‌باشد. رویکرد بالا به پایین برای افراد حرفه‌ای مناسب‌‌تر است.
  • رویکرد پایین به بالا؛ در این نوع رویکرد تحلیلگر، سهام شرکت مورد نظر خود را مبدا تحلیل خود قرار می‌دهد. در واقع، نقطه آغازین این رویکرد، تحلیل شرکت و نقطه پایانی آن اقتصاد جهانی می‌باشد. رویکرد پایین به بالا برای افراد مبتدی مناسب‌تر است.

ممکن است در نظر شما این روش بسیار زمانبر باشد، اما این روش به شما کمک می‌کند تا به واقع بینانه‌ترین شکل ممکن اقدام به سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت کنید. تحلیل بنیادی همچنین، این امکان را به شما می‌دهد که با شناسایی حرکت بعدی سهام مورد نظرتان در بازار بورس، تا حد ممکن جلوی ضرر و زیان را گرفته و امکان سود‌آوری را افزایش دهد.

* برای آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال کلیک کنید.

تحلیل تکنیکال در بورس

تحلیل تکنیکال یکی از رایج‌ترین روش‌های تحلیل در بورس است. در روش تحلیل تکنیکال یا فنی، با توجه به بررسی و تجزیه و تحلیل تاریخچه نمودار قیمت‌ها، ارزش احتمالی یک دارایی در آینده را پیش‌بینی می‌کنند. این روش در تمامی بازارهایی که با اصل عرضه و تقاضا فعالیت دارند (طلا، دلار، مسکن، ارز دیجیتال و …) کاربرد دارد. فرضیه ساختاری این روش این است که، فعالیت‌های معاملاتی گذشته به صورت مستقیم بر روند آینده بازار تاثیر دارند. به بیان ساده‌تر، تاریخ تکرار شونده است. در این روش، تمام تمرکز بر روی قیمت‌ها است. تحلیلگران در این نوع تحلیل معتقدند که روند قیمت‌ها در بازار تصادفی نیست. به همین منظور، با مطالعه جدول‌های نمودار، تاریخچه سهام مورد نظر و روند شناسایی الگوها، سعی در پیش‌بینی قیمت سهام در آینده دارند. لازم به ذکر است که، تحلیل تکنیکال بر پایه قانون احتمالات پیش می‌رود و نمی‌‌توان گفت پیش‌بینی‌های این روش به طور صد در صد به واقعیت بدل می‌شوند. در واقع، ما با توجه به قانون احتمالات خود را آماده می‌کنیم تا بهترین تصمیم در مقابل حرکت سهام در بازار بورس را بگیریم. در تصویر زیر، نمونه‌ای از یک تحلیل تکنیکال را مشاهده نمایید.

به طور کلی، تحلیل تکنیکال بر پایه سه اصل استوار شده است:

  • قیمت همه چیز است و همه چیز در قیمت‌ها تعریف می‌شود. تحلیلگران روش تکنیکال، اساس کار خود را قیمت قرار می‌دهند و معتقدند که تمام اطلاعات مورد نیاز در قیمت‌ها موجود است.
  • تحلیلگران معتقدند که قیمت‌ها طبق یک روند مشخص حرکت می‌کنند و حرکت آنها تصادفی نیست. پس با مطالعه گذشته یک سهام، سعی در پی بردن به چگونگی روند الگوی رفتاری آن سهم در بازار را دارند. بیشتر استراتژی‌های معاملاتی در روش تکنیکال با تکیه بر این اساس است.
  • تاریخ تکرار می‌شود. این تکرار ناشی از عوامل روانشناختی همچون ترس و هیجانات است. این عوامل روانشناختی پیش‌بینی قیمت‌ها را برای تحلیلگر آسان‌تر می‌کند. تحلیلگر برای درک بهتر روند بازار، از الگوهای نمودار قیمت برای تجزیه و تحلیل روند بازار استفاده می‌کند.

تاریخچه علم تکنیکال

بد نیست بدانید که این روش دارای قدمت زیادی است و پیشینه آن به صدها سال پیش بر می‌گردد. علم تحلیل تکنیکال اولین بار توسط تاجر برنج ژاپنی در قرن 18 پدید آمد. گفته می‌شود این فرد بنیان‌گذار تحلیل تکنیکال بر اساس نمودار شمعی است. بعدها این روش در قرن 19 در آمریکا به شهرت زیادی دست یافت. چارلز هنری داو کسی بود که در این زمینه شروع به فعالیت کرد و امروزه او را با نام پدر علم تحلیل تکنیکال نوین می‌شناسند. متاسفانه هیچ کتابی از چارلز هنری داو در زمینه علم تکنیکال منتشر نشده است. اما، او بود که علم تحلیل تکنیکال را به بازارهای سرمایه معرفی کرد.

* برای آموزش تحلیل تکنیکال کلیک کنید.

مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

سوال همیشگی کاربران این است که؛ تحلیل تکنیکال بهتر است یا تحلیل بنیادی؟

این سوال تاریخی هرگز پاسخ دقیقی نداشته است. همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، این دو روش ساختار، مزایا و معایب کاملا متفاوتی دارند. اما این روش‌ها هر دو یک هدف را دنبال می‌کنند که آن هدف تجزیه و تحلیل در بورس است. اما برای تصمیم‌گیری در این باره ابتدا باید با تمامی خصوصیات این دو روش آشنا شوید. از این رو، با مطالعه پیرامون مزایا و معایب هر دو روش و مقایسه آنها می‌توانید بهترین روش تحلیلی متناسب با شرایط سرمایه‌گذاری خود را داشته باشید.

مزایا و معایب تحلیل بنیادی

در روش تحلیل بنیادی تمام تمرکز بر ارزش ذاتی شرکت است و تحلیلگر با مطالعه جامع پیرامون شرکت (صورت‌های مالی، وضعیت فعلی شرکت و عملکرد رقبا و . ) سعی در پیدا کردن تفاوت قیمت فعلی سهام با ارزش واقعی و ذاتی آن را دارد. در صورت پیدا کردن تفاوت قیمت، اقدام به ارزیابی جهت سرمایه گذاری می‌کند و در صورت سرمایه گذاری منتظر می‌ماند تا شرکت به ارزش ذاتی خود برسد. با این حساب می‌توان گفت، روش تحلیل بنیادی جهت سرمایه گذاری هایی با بازده زمانی بلند مدت مناسب‌تر است.

مزایای تحلیل بنیادی

  1. نبودن هیچ‌گونه تعصب و جهت‌گیری شخصی
  2. تحلیل وضعیت اقتصادی یک سهم در بلند مدت
  3. محاسبه دقیق ارزش یک دارایی
  4. کمک به افزایش درک جامعه در مورد تجارت با آموزش تحلیل بنیادی
  5. این شیوه تحلیل برای محاسبه بتا به عنوان عامل ریسک سیستماتیک به درستی ایفای نقش می‌کند.

معایب تحلیل بنیادی

  1. زمانبر بودن این روش با توجه به مطالعه و بررسی زیاد
  2. مشخص نبودن زمان دقیق رسید سهام به ارزش ذاتی خود
  3. در این روش، عامل غیر منتظره همچون تغییرات سیاسی یا تغییر قانون‌گذاری‌ها می‌تواند بسیار مشکل‌ساز باشد.

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

در روش تحلیل تکنیکال اوضاع کمی متفاوت است. این روش به علت استفاده از مباحث ریاضی و هندسه، دارای پیچیدگی‌های بیشتری نسبت به تحلیل بنیادی است. در صورتی که، عموما افراد تصور می‌کنند که این روش آسان‌تر از روش بنیادی است. در این روش، حرکت قیمت‌ها در بازار و رفتار بازار مورد بررسی قرار می‌گیرد و مانند روش بنیادی خبری از چشم‌اندازهای بلند مدت نیست. پس می‌توان نتیجه گرفت که، این روش برای معامله‌گری‌هایی با بازده زمانی کوتاه مدت مناسب‌تر است.

مزایای تحلیل تکنیکال

  1. تشخیص زمان مناسب ورود و خروج به بازار
  2. اطلاع از حجم عرضه و تقاضا که منجر به شناخت تمایل بازار می‌شود.
  3. ارائه تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ اطلاعات بدون تاخیر
  4. یادگیری آسان؛ به دلیل وجود منابع آموزشی فراوان و همچنین، وجود ابزار و شیوه‌های گسترده، فراگیری و یادگیری این شیوه آسان است.
  5. نبودن هیچگونه محدودیت زمانی در تحلیل و معامله‌گری

معایب تحلیل تکنیکال

  1. وجود سیگنال‌های ضد و نقیض می‌تواند موجب سردرگمی شود.
  2. با توجه به نادیده گرفتن فاکتورهای بنیادین در این روش، احتمال ریسک در بلند مدت افزایش می‌یابد.
  3. امکان تحلیل بدون تعصبات شخصی تحلیل‌گر

تحلیل تکنیکال و تابلو خوانی

یکی از مهارت‌هایی تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ که این روزها زیاد راجع به آن صحبت می‌شود، مهارت تابلو خوانی است. تابلو خوانی روشی برای تحلیل در بازار بورس نیست؛ ولی می‌تواند در این زمینه به شما کمک کند. در واقع، به مشاهده اطلاعات سهام شرکت‌های بورسی و تجزیه و تحلیل آنها تابلو خوانی گفته می‌شود. استفاده از مهارت ت ابلو خوانی نیاز به دقت و تجربه دارد. تابلو هر سهم در سایت tsetmc.com قابل مشاهده است؛ فقط کافی است نام سهام مورد نظر خود را جستجو کنید. تابلوخوانی به سهامداران کمک می‌کند تا اطلاعاتی مانند میزان خرید و فروش سهام، میزان عرضه و تقاضا، نوسانات سهم، حجم معاملات، خرید و فروش اشخاص حقیقی و حقوقی را به دست بیاورند و در مواقع اضطراری تصمیماتی بگیرند که تا حد امکان از ضرر و زیانشان جلوگیری کند.

نتیجه‌گیری

موفقیت در بازار بورس هرگز بر اساس شانس نبوده است، پس داشتن دانش علم بورس امر مهمی برای افزایش میزان موفقیت شما در این زمینه است. شناخت روش‌های تحلیل در بورس و همچنین، روانشناسی بازار بورس و استفاده از آنها، اصلی‌ترین عواملی است که از شما یک معامله‌گر موفق می‌سازد. اینکه شما از کدام روش برای تحلیل در بازار بورس استفاده می‌کنید کاملا به نیاز و نوع معامله‌گری و سرمایه‌گذاری شما بستگی دارد. اما توصیه ما به شما این است که، مهارت خود را در هر دو روش تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال افزایش داده و تا حد امکان از هر دو روش استفاده کنید؛ چرا که استفاده از هر دو روش قدرت تجزیه و تحلیل بیشتری به شما می‌دهد.

سوالات متداول

تحلیل بنیادی چیست؟

به روشی که با بررسی و تجزیه و تحلیل پارامترها و داده های مالی یک شرکت به ارزش ذاتی سهام آن شرکت پی میبرد تحلیل بنیادی می گویند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

به روشی که می شود در آن با مطالعه گذشته سهام و بررسی نمودارها، آینده آن سهام را پیش بینی کرد، تحلیل تکنیکال می گویند.

کارگزاری هوشمند رابین

کارگزاری فارابی

کارگزاری فارابی

این مقاله به کوشش سهیلا حاجی عرب و دیگر اعضای تیم نظارت تولید شده است. تک‌تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در بهبود کیفیت وب فارسی داشته باشیم.

چگونه سبک های معامله گری را انتخاب کنیم؟ نکات مهم برای یافتن بهترین سبک ترید

بهترین سبک های معامله گری

آیا تصمیم به معامله ارزهای دیجیتال گرفته‌اید؟ آیا از قبل سبک ترید خود را انتخاب کرده‌اید یا هنوز در جستجوی روش معامله خود هستید؟ چه عواملی را برای انتخاب بهترین استراتژی های معامله گری باید در نظر بگیرید؟ بهتر است به جای اینکه از سر هوی و هوس و بدون استراتژی و برنامه معامله کنید، در مورد سبک معامله مطالعه کنید. اینکه از قبل بدانید با چه میزان وقت و سرمایه می‌خواهید وارد دنیای ترید شوید، قطعا نتایج بهتری را برایتان به ارمغان خواهد آورد. پس تا انتهای مقاله با میهن بلاکچین همراه باشید تا با نکات مهم برای انتخاب بهترین سبک های معامله گری آشنا شوید.

انتخاب سبک های معامله گری

انتخاب سبک های معامله گری

انسان‌ها از قدیم‌الایام با فرار از دست شیرها در هنر ریسک‌پذیری حرفه‌ای شده‌اند. ظرفیت ما انسان‌ها برای محاسبه خطرات و پاداش انجام کاری بی‌نقص است. این که تصمیم می‌گیریم گوزن‌ها را در بین گرگ‌ها شکار کنیم یا در بین خرس‌ها (از نوع وال استریتی‌اش) بیت کوین معامله کنیم، همه برای مغز ما یکسان است.

مغز ما به شکلی است که قادر به انتخاب بین درست و نادرست است. با این حال، ریسک‌پذیری احتمال ۵۰/۵۰ ندارد. عوامل بی‌شماری در پشت معامله وجود دارد که شما را ملزم به داشتن استراتژی معاملاتی می‌کند. خوشبختانه، روش‌های معاملاتی بسیاری برای انتخاب در بازار ارز دیجیتال وجود دارد؛ اما می‌توانید آنها را با همدیگر به‌صورتی مخلوط کنید، که متناسب با شخصیت شما باشد.

گرچه تحلیل تکنیکال می‌گوید که ترید، علمی با قوانین تعریف شده است، اما این تعریف کاملا هم درست نیست. هرکسی که با پول واقعی معامله کرده باشد، می‌داند که معامله به هیچ وجه تجربه‌ای پایدار و خطی نیست. چطور بازاری به ارزش دو تریلیون دلار می‌تواند پایدار باشد؟ جو از کانادا خرید می‌کند و ژو از چین می‌فروشد. شخص دیگری از اروپا در وضعیت خنثی می‌ماند و ۱۰,۰۰۰ مایل به سمت شرق، یک شخص روس بی‌صبرانه منتظر است تا روبل‌های بی‌ارزش خود را به بیت کوین تبدیل کند. بازیگران و عوامل زیادی درگیر هستند که پیش‌بینی جهت بازار را تقریبا تبدیل به یک تلاش بی‌ثمر می‌کنند. اما دلسرد نشوید. هنوز هم می‌توانید سیستمی را ایجاد کنید که به شما کمک کند در تریدهای بیشتری نسبت به باخت برنده شوید. برای پیدا کردن سبک های معامله گری مناسب خود، ابتدا به این سوالات پاسخ دهید.

چقدر زمان دارید؟

اگر شما روزانه از ساعت نه تا پنج کار می‌کنید، احتمالا وقت این را ندارید که در تمام طول روز بر بازار نظارت کنید. پس چطور تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ یک استراتژی که نیاز به تمام وقت و توجه شما دارد (به عنوان مثال ترید روزانه)، می‌تواند مناسب شما باشد، آن هم وقتی که روز خود را در دفتر صرف طراحی مواد بازاریابی یا برنامه‌نویسی می‌کنید؟

از آنجا که شما با محدودیت‌های مختلفی درگیر هستید، ابتدا باید توجه کنید که از نظر زمانی چقدر می‌توانید در ارز دیجیتال سرمایه‌گذاری کنید (نه از نظر پول)؛ حتی اگر تمام وقت خود را نیز در دنیای رمزارزها صرف کنید، ممکن است زمان آزادی نداشته باشید تا در بازارهای تجاری صرف کنید. شاید عادت نداشته باشید که ۱۰ ساعت به صفحه نمایش خیره شوید و این کار باعث قفل کردن مغزتان می‌شود و عملکرد نامناسب فعلی‌تان را نیز خراب‌تر می‌کند. بنابراین زمانی که می‌توانید روی ترید متمرکز شوید را تعیین کنید.

چقدر سرمایه دارید؟

فاکتور سرمایه در انتخاب سبک های معامله گری

می‌خواهید با ۱۰۰ دلار معاملات فرکانس بالا انجام دهید؟ شکی نیست که نمی‌توانید روزانه ۵ دلار هم به دست آورید. اندازه سرمایه تاثیر عمده‌ای بر روش معامله شما دارد. قبل از ورود به بازار به مقدار پولی که مایل به ریسک آن هستید، فکر کنید. پس از تصمیم‌گیری در مورد سرمایه‌تان است که می‌توانید به استراتژی خود فکر کنید. هر چقدر پول کمتری داشته باشید، دلایل کمتری برای ترید در بازه زمانی یا تایم فریم کمتر (LTF) وجود دارد. معاملات LTF و فرکانس بالا، بستگی به ریسک کردن با پولی اندک و به طور منظم و فعالانه دارد. بنابراین نه تنها باید پول کافی برای دور انداختن داشته باشید، بلکه باید پول زیادی نیز هزینه کنید تا سود به دست آورید. آیا در ازای ۵ دلار برای هر معامله، ترید روزانه انجام می‌دهید؟

از سوی دیگر، ترید در بازه زمانی یا تایم‌فریم طولانی‌تر (HTF) برای معاملات کوچک و بزرگ مناسب است؛ اگر سرمایه شما کم است و در بازه‌های طولانی‌مدت ترید می‌کنید، مجبورید چارت‌های ایمن‌تر را دنبال کنید و نمی‌توانید از سر هوی و هوس معامله کنید. زیرا نقدینگی کافی ندارید! اگرچه اگر سرمایه شما زیاد است، می‌توانید یک معامله ۵ میلیون دلاری باز کنید و یک‌چهارم از این مبلغ را صرفا بابت پرداخت افت قیمت یا اسلیپیج پرداخت کنید!

«اندازه کوچک» ترید با تایم فریم بزرگ‌تر، ایمنی بیشتر و ریسک پایین‌تری را به ارمغان می‌آورد. این دو عامل برای ساخت سرمایه تدریجی و پیوسته مناسب هستند؛ بهتر است ۱۰۰ دلار در طول چند ماه به ۱۰,۰۰۰ دلار تبدیل شود تا اینکه ۱۰,۰۰۰ دلار به واسطه معامله LTF به ۱۰۰ دلار تبدیل شود. چقدر سرمایه دارید؟ با پاسخ به این سوال یک قدم به پیدا کردن روش ترید ایده‌آل خود نزدیک‌تر می‌شوید.

آزمایش روش (ها)

آزمایش روش‌های مختلف برای یافتن روش معامله مناسب

حالا که از میزان زمان و پول خود یا محدودیت‌های آنها آگاه هستید، آماده تجربه کردنید. این طور نیست که پس از پاسخ به ۱۰ سوال، بهترین قانون تریدینگ برای خودتان را بشناسید؛ باید برخی از این موارد را آزمایش و تجربه کنید.

آیا به عنوان یک بزرگسال تا به حال سرگرمی جدیدی را آغاز کرده‌اید؟ وقتی برای یادگیری یک ساز جدید تلاش می‌کنید، کم‌کم متوجه می‌شوید که ذاتا آدم بااستعدادی نیستید! بدتر آنکه می‌بینید مهارتتان به نت‌های اشتباه و فالش منجر می‌شود.

شروع یک سرگرمی جدید، همانند معامله دارایی‌ها برای اولین بار است. صرف اینکه آدم علاقه‌مندی به بازارهای مالی هستید، سبب نمی‌شود که به طرز جادویی کسب درآمد کنید. این‌طور نیست که بفهمید توانایی‌تان در دنیای ارز دیجیتال به دادتان خواهد رسید. به همین دلیل است که پیشنهاد می‌کنیم تا می‌توانید تجربه کنید. حتی زمانی که تجربه کردید، باز هم باید این کار را انجام دهید؛ زیرا بازار هم (مانند شما) هرگز یکسان نیست.

هیچ‌کس هرگز دو بار در همان رودخانه قدم نمی‌گذارد؛ زیرا این همان رودخانه نیست و او نیز همان آدم نیست. هراکلیتوس

آزمایش به شما کمک می‌کند تا در مسیر درست قرار بگیرید. این تکرار دائمی آزمون و خطا است که مهارت‌های انسان را ایجاد می‌کند. قبل از اینکه متوجه شوید که در این بازار چه سرنوشتی در انتظارتان است، باید اشتباهات بسیاری را تجربه کنید. اگر معاملات سوئینگ برایتان مناسب نیست، اشکالی ندارد؛ می‌توانید سراغ معاملات اسکالپینگ بروید. اگر اوضاعتان در اسکالپینگ خراب است، به پیش بروید تا در نهایت روشی را که مناسب شما باشد را پیدا کنید.

ریسک کردن یا نکردن: مسئله این است

نقل قول هراکلیتوس را حفظ کنید و به یاد داشته باشید: بازار خطی نیست. روشی که یک روز جواب می‌دهد، می‌تواند روز بعد استراتژی فاجعه‌آمیزی باشد. اگرچه نمی‌توانید با خواندن مقاله این چیزها را یاد بگیرید، اما می‌توانید از طریق تجربه احساس کنید. دانستن اینکه چه زمانی ریسک کنید و چه زمانی محتاط باشید، نکته مهمی در معامله است.

بیایید این سناریو را بررسی کنیم: بازار برای مدتی نیاز شدیدی به رالی صعودی دارد. بازار ماه‌ها تکانی نمی‌خورد، اما در نهایت کسی اولین حرکت را می‌کند و بقیه او را دنبال می‌کنند. از خودتان بپرسید: ریسک کنم یا نه؟ بدیهی است که تمایل به صعود نشانه ریسک کردن است. به قول صفحات توییتر کریپتویی: زمانی که زمان خرید رسید، بخرید. نه باید مخالفی “هوشمند” باشید و نه صبر کنید تا در سقف قیمت فروش (Short) انجام دهید. بهترین سناریو این است که تمام پول خود را از دست ندهید.

سناریوی بدون ریسک چیست؟ فرض کنید که بازار به طور غیرمنطقی رفتار می‌کند، چنان‌که که معمولا هم این‌طور است. یک لحظه به عرش می‌رسد و لحظه بعدی به فرش می‌آید و به قول معامله‌گران آشفته‌بازار است! آیا در این شرایط بازار معامله می‌کنید؟ به عنوان یک معامله‌گر، باید در شرایط روشن بازار ترید کنید. برای محافظت از سرمایه و به حداقل رساندن ضرر، باید در شرایط امن معامله کنید. تغییر شرایط بازار بین فازهای آشفته و رضایت‌بخش، نباید شما را جذب کند. در این شرایط نباید ریسک کرد، بنابراین استراتژی خود را تغییر دهید.

به‌روز باشید

به روز باشید

به‌روز ماندن برای تمام روش‌های معاملاتی و سرمایه‌گذاران یک اصل اساسی است. حتی سرمایه‌گذار سختگیر وال استریت که پای خود را از خانه بورلی هیلزش آن طرف‌تر هم نگذاشته است (کنایه از معامله‌گران پولدار وال استریت)، در مورد وضعیت حقوق کارگران در کلونی معادن لیتیوم غرب آفریقا مطالعه می‌کند. شما نیز به عنوان معامله‌گر ارز دیجیتال باید همین کار را انجام دهید. درباره آخرین بروزرسانی توسعه و نقشه راه اتریوم بخوانید. بر فعالیت شبکه بیت کوین و تعداد کاربرانی که نود شبکه را اجرا می‌کنند، نظارت کنید. این اصول بیش از آنچه فرض می‌کنید بر بازارهای کریپتو تاثیر می‌گذارد. یک شایعه بی‌اهمیت درباره چارچوب قانونی جدید، می‌تواند سرنوشت بیتکوین را برای سال آینده تعیین کند.

بسیاری از تریدرها معتقدند که تجزیه و تحلیل فنی و بازار مثل صفحه شطرنج هستند که در آن الگوهای ترید مختلف، دستورالعمل‌های بالقوه قیمت ارزهای دیجیتال را نشان می‌دهند. داستان در نهایت چیزی است که تریدر را مجبور می‌سازد تا در یک جهت حرکت کند و خرید یا فروش انجام دهد. پس یا خودتان را به‌روز نگه دارید یا منتظر عواقب این بی‌اطلاعی باشید.

پرسش و پاسخ (FAQ)

پرسش و پاسخ (FAQ)

  • بهترین سبک ترید کدام است؟

هیچ روشی برای همه افراد جوابگو نیست. هر تریدر مجموعه قوانین و استراتژی‌های مخصوص به خود را دارد؛ زیرا شخصیت، میزان ریسک‌پذیری، زمان، سرمایه و خیلی موارد دیگر در هر انسان با انسان‌های دیگر تفاوت دارد؛ بنابراین نمی‌توان نسخه یکسانی را برای همه معامله‌گران پیچید.

  • آیا سبک های معامله گری در فارکس و بازار ارزهای دیجیتال یکسان است؟

خیر. زیرا ریسک این بازارها با یکدیگر تفاوت دارد. ریسک بازار رمز ارزها به خاطر نوسانات شدید قیمت‌ها بسیار بیشتر از سایر بازارهاست؛ بنابراین باید استراتژی‌های مخصوص به آن را داشته باشید.

  • استراتژی های معامله گری چه تاثیری روی موفقیت ما دارند؟

سبک‌های معاملاتی می‌توانند در شرایط مختلف بازار به کمک ما بیایند و ما را از گمراهی در روند بازار نجات دهند. این استراتژی‌ها در واقع قانون های معامله گری هستند که خودمان برای خودمان انتخاب می‌کنیم و تحت هر شرایطی باید به آنها وفادار باشیم.

  • نظم در معامله گری تا چه حد مهم است؟

داشتن نظم بسیار مهم است و باید به‌عنوان یکی از عادت های معامله گری شما تبدیل شود. اگر انتخاب می‌کنید که از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر به ترید تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ بپردازید و روزهای جمعه به استراحت بپردازید، باید صرف‌نظر از شرایط بازار و فرصت‌های بالقوه، به این قانون خود وفادار بمانید.

کلام آخر

دنیای ارز دیجیتال هم مثل تمام بازارهای دیگر با ریسک و سود و ضرر و چالش‌های مخصوص به خود سروکار دارد. مهم آن است که پیش از ورود به این بازار در مورد سبک های معامله گری خود تحقیق کنید، مقدار سرمایه خود را مشخص کنید و ببینید چقدر می‌خواهید در این بازار وقت تحلیلگری و معامله‌گری چیست؟ صرف کنید. به شناخت کافی از خود برسید و ببینید که چقدر حاضر به ریسک کردن در دنیای معاملات ارز دیجیتال هستید، سپس بهترین سبک ترید را متناسب با شرایطتان برای خود انتخاب کنید. همواره خود را از شرایط بازار به‌روز نگه دارید و در این بازار آگاهانه عمل کنید تا به نتایج خوبی دست یابید. بیشترین ریسکی را که تا به حال در دنیای معاملات ارز دیجیتال کرده‌اید، به یاد دارید؟ از این ریسک‌پذیری خرسندید یا پشیمان؟



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.