چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟


خیلی از مردم نمی‌توانند در این کار به موفقیت برسند. سال‌ها طول می‌کشد تا بتوانید با وضعیت قرمز بازار و از دست دادن پول در این کار کنار بیایید. اکثر مردم خوردن تنقلات و تماشای تلویزیون را به رسیدن به استقلال مالی ترجیح می‌دهند.

مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه یعنی اینکه شما به نحوی از سرمایه تان استفاده کنید که درصد سودهایتان بیشتر از ضررهایتان باشد. استراتژی ها و تاکنیک های معاملاتی که یاد گرفتید به تنهایی نمی توانند شما را در زمینه معامله کردن موفق کنند مگر اینکه استراتژی برای مدیریت سرمایه تان داشته باشی د.

در این مقاله می خواهیم شما را با مدیریت سرمایه آشنا سازیم و اهمیت مدیریت سرمایه را به شما اثبات کنیم . در ادامه چند مثال در مورد مدیریت سرمایه برای شما ذکر کرده ایم امیدواریم که حق مطلب را ادا کرده باشیم.

آیا در مورد حجم پوزیشن اطلاعاتی دارید؟

اگر در این مورد اطلاعاتی ندارید به شدت توصیه می کنیم این بخش رو با دقت مطالعه بفرمایید چون دانستن یا ندانستن این موضوع باعث می شود یک معامله گر زیان ده و یا سود آور باشید.

حجم پوزیشن چیست؟

حجم پوزیشن میزان لات معاملاتی هست که شما وارد معامله می کنید و هیچ فرقی ندارد که حساب شما استاندارد، میکرو یا مینی باشد.

برای مثال اگر شما ۲ مینی لات ( هر مینی لات معادل ۱۰۰۰۰ واحد) در جفت ارز پوند دلار معامله می کنید این به معنی این هست که شما به ارزش ۲۰۰۰۰ دلار امریکا وارد معامله کردید و بستگی به اینکه نرخ تبدیل در بروکر شما بر روی ارز پوند دلار در جهت تمایل شما حرکت کند شما به ازای هر پیپ حرکت بازار ۲ دلار سود یا ضرر می کنید.

مدیریت سرمایه

اگر ۱۰۰ پیپ در جهت تمایل حرکت شما داشته باشیم میزان ۲۰۰ دلار سود می کنید. برای اینکه بتونید درک درستی از محاسبه پشت این اعداد داشته باشید معکوس حرکت را بررسی می کنیم.

برای مثال فرض کنید:

قیمت پوند دلار از قیمت ۱/۵۶۰۰ به ۱/۵۵۰۰ به سمت پایین حرکت کرده و این میزان ۱۰۰ پیپ حرکت هست که به معنی ۱ سنت تغییر نرخ تبادل قیمت در این ارز هست.

پس داریم : ۲۰۰دلار =۰.۰۱۰۰ *۲۰۰۰۰

هر لات استاندارد برابر چند دلار است؟

اگر شما ۱ لات استاندارد معامله کنید برابر ۱۰۰/۰۰۰ دلار معامله هست که به ازای هر ۱ پیپ حرکت ۱۰ دلار سود یا ضرر می کنید. همچنین ۱ مینی لات برابر ۱۰/۰۰۰ دلار هست و ارزش ۱ دلار در هر پیپ را دارد.

۱میکرو لات برابر با ۱۰۰۰ دلار معامله هست که برابر ۱۰ سنت سود یا ضرر در هر پیپ حرکت می باشد. اگر شما یک حساب استاندارد لات باز کنید و انتخاب کنید که مینی لات ترید کنید، ۱ مینی لات برابر با ۱۰ استاندارد لات، ۵ مینی لات برابر با ۵۰ استاندارد لات هست.

هر میکرو لات برابر چند دلار است؟

اگر شما یک حساب مینی باز کنید و انتخاب کنید که میکرو لات ترید کنید پس ۱ میکرو لات برابر با ۱۰ مینی لات و ۵ میکرو لات برابر با ۵۰ مینی لات هست. پس در نتیجه سایز معاملات شما با نوع حساب شما (استاندارد یا مینی) و چه حجمی قصد ترید دارید ارتباط مستقیم دارد. بعضی از بروکرها حساب میکرو ندارند. این اطلاعات برای اینکه بدانید چه حجمی باید باز کنید بسیار مهم هست.

سیستم مدیریتی یا مدیریت سرمایه

اکثر تریدرهای تازه کار این دیدگاه را دارند که یک سیستم معاملاتی قوی تمام چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ چیزی است که نیاز دارند که به سود برسند. اینطور افراد سال های زیادی را برای پیدا کردن یک سیستم هالی گریل صرف می کنند (سیستمی که وین ریت بسیار بالا و نزدیک صد در صد دارد) تا رویاهایشان را بسازند. اگر شما هم یکی از آنها هستید باید به شما بگویم که وین ریت سیستم معاملاتی شما هیچ ربطی به موفقیت شما در تریدهایتان ندارد.

پس نتیجه می گیریم که مدیریت سرمایه اصل بزرگ و اساسی در معامله گری می باشد. شما با وین ریت %۹۰ باز هم پول از دست می دهید حتی با وین ریت %۹۹، اگر مدیریت سرمایه ضعیفی داشته باشید ضرر خواهید کرد. و از طرف دیگه شما با وین ریت %۳۰ می تونید به سود مداوم برسید اگر مدیریت سرمایه قوی داشته باشید.

خبر خوب این هست که وقتی با استراتژی بانکی و موسسات مالی معامله می کنید اگر سیستم مدیریت سرمایه قوی داشته باشید به یکی از قویترین سیستم های معاملاتی و ترید دست پیدا می کنید و هیچ وقت برای پول در آوردن از ترید در بازارهای مالی مختلف مشکلی نخواهید داشت.

ریوارد چیست؟

ریوارد میزان پولی هست که شما قرار است در این ترید بدست بیارید. یکی از مهمترین فاکتور های مدیریت سرمایه، ریسک به ریوارد است، که به عنوان یکی از مهمترین شرایط برای تایید یک سطح عرضه و تقاضای خوب در باره ی آن در مباحث قبلی به صورت دقیق صحبت کردیم. من به شما یاد می دهم که چطور این را محاسبه کنید و این محدوده های عرضه و تقاضای جذاب را پیدا کنید.

مثال پایین را ببینید:

مدیریت سرمایه

ریسک چیست؟

همینطور که دیدید این چارت ۴ ساعته یورو به دلار هست و ما یک محدوده عرضه را مشخص کردیم. وقتی که بازار برای تست این محدوده بر می گردد متوجه می شویم که یک کندل پین بار تشکیل شده است در حقیقت خیلی شبیه کندل دوجی هست ولی چیزی که خیلی مهم هست اسم کندل ها نیست بلکه روانشناسی پشت این فرم کندلی است.

همینطور که می بینید بازار با قدرت از سطح پرتاب شده، پس برای ورود به این ترید ما نیاز داریم در بسته شدن کندل دوجی یا پین بار وارد معامله شویم و استاپ لاس را بالای محدوده کندل قرار دهیم. فاصله بین ورود شما و استاپ لاس ریسکی هست که متحمل می شوید.

نکته : باید چند پیپ بالاتر قرار بدید که قیمت اجازه حرکت داشته باشد و بخاطر اسپرد، استاپ نخورید .

و همین طور که می بینید این فاصله ۲۳ پیپ محاسبه شده، پس در این ترید ما ۲۳ پیپ استاپ یا ریسک داریم.

چگونه حد سود رو تعیین کنیم؟

اگر قیمت در جهت تحلیل شما حرکت کند برای محاسبه نسبت سود (ریوارد) باید فاصله بین ورود شما تا تارگت رو بدست بیاورید و میزان پیپ را محاسبه کنید.

به چارت پایین نگاه کنید:

مدیریت سرمایه

همینطور که در چارت بالا می بینید این همان چارت یورو دلار ۴ چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ ساعته هست. با مشخص کردن فاصله بین ورود و تارگت، ما به ریوارد می رسیم بعد از محاسبه این فاصله دیدیم این فاصله ۱۰۷ پیپ هست که یعنی ریوارد برابر ۱۰۷ پیپ هست. پس این ترید برای ما ریسک به ریوارد ۴.۵/۱ را دارد. (یک به چهار و نیم) ( Risk/Reward = 1 / 4.5) اجازه بدهید یک مثال دیگه بزنم تا کاملا متوجه بشوید.

چارت پایین را ببینید:

مدیریت سرمایه

همینطور که می بینید این چارت ۴ ساعته دلار به فرانک هست و ما یک محدوده تقاضای خیلی خوب داریم. زمانیکه بازار به محدوده ما برگشت، یک کندل پین بار خوب تشکیل داده و این یک نشانه برای برگشت قیمت می تواند باشد. ورود شما با بسته شدن این کندل پین بار هست و استاپ لاس شما باید زیر محدوده تقاضا قرار بگیرید. با محاسبه بین نقطه ورود و استاپ، ما ریسک را بدست می آوریم که برابر ۲۱۳ پیپ هست.

همینطور که همیشه گفتیم محدوده سود چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ ما سطح بعدی هست و در این مثال یک محدوده تقاضا داریم پس هدف ما مقاومت بعدی هست. همینطور که می بینید با محاسبه سود به راحتی نسبت سود را بدست می آوریم که این مقادیر از ورود تا سطح مقاومتی برابر ۶۲۳ پیپ هست. پس می توانیم بگوییم که این ترید، ریسک به ریواردی برابر با ۲.۵/۱ برای ما دارد.

سایز پوزیشن و ریسک به ریوارد

در حقیقت درک اینکه ریسک به ریوارد نقش اصلی در حجم پوزیشن شما دارد، برترین دلیل برای رسیدن به سود مستمر است. قبل از ورود به یک معامله شما نیاز دارید که بدانید دقیقا چه مقادر پول را قرار است ریسک کنید و دقیقا چقدر قرار است از این ترید سود ببرید. به زودی متوجه می شوید چرا وقتی مقدار دقیق دلاری را مشخص کردید، سپس باید حجم پوزیشن را مشخص کنید تا به آن عدد برسید. اگر شما دارید میکرو ترید می کنید و می خواهید ۵۰ دلار ریسک کنید در یک ترید با حجم ۱۰۰ پیپ استاپ لاس شما ۵ خواهد بود.

۰.۵*۱۰۰=۵۰ Dollar

ریسک به ریوارد ۱:۲

شما پوزیشنی دارید با سایز ۵ مینی لات (۵ میکرو لات) که ۵ دلار ریسک می کنید با علم به اینکه هر پیپ برای شما ۵۰ سنت ارزش دارد . درک دیدگاه ریسک به ریوارد بسیار مهم هست که بدانید اگر شما دارید ۱۰۰ دلار در یک ترید ریسک می کنید و تارگت را برابر ۲۰۰ دلار قرار می دهید در حقیقت شما دارید سودتان را دو برابر می کنید و ریسک به ریوارد ۱:۲ دارید.

دلیل اهمیت ریسک به ریوارد در معاملات

شما اگر ۵۰% تریدهایتان استاپ بخورد باز هم به مرور زمان سود می کنید. اگر شما ۶۵% تریدهایتان ضررده باشد با ریسک به ریوارد ۱:۲ باز هم سود می کنید. در یک بازه ۱۰ تریدی اگر شما فقط ۳۱% وین ریت داشته باشید و ریسک به ریواردتان ۱:۲ باشد و در هر ترید ۱۰۰ دلار ریسک کنید بعد از ۱۰ترید باز هم ۵۰ دلار سود کردید. این قدرت ریسک به ریوارد هست وقتی آن را بکار بگیرید.

وین ریت بالا یا وین ریت پایین

خیلی از تریدرها به اشتباه باور دارند که باید درصد بالایی از وین ریت رو داشته باشند تا بتوانید در این بازار سود کند که در حقیقت یک دیدگاه اشتباه هست. اگر شما ریسک به ریوارد ۱:۳ داشته باشید این به معنی این هست که اگر شما ۷ترید از ۱۰ تریدشما استاپ بخورد و در هر ترید ۱۰۰ دلار ریسک کنید، شما ۷۰۰ دلار از دست می دهید ولی ۹۰۰ دلار بدست می آورید که در نتیجه شما بعد از ۱۰ ترید ۲۰۰ دلار سود کردید، با اینکه ۷۰% تریدهایتان ضررده بوده است. الان باید متوجه شده باشید چرا تاکید داشتیم که حداقل باید ریسک به ریوارد ۱:۲ داشته باشید. دلیل این است که با وین ریت پایین باز هم می تونید سود کنید.

ریسک بر چه اساس معامله می شود؟

ریسک بر اساس دلار محاسبه می شود نه پیپ، حجم پوزیشن به شما این اجازه را می دهد که بتوانید مقداری که قرار هست ریسک کنید در هر ترید را مشخص کنید. این به شما کمک می کند که در عین حالی که شما استاپ لاس بزرگی دارید، بتوانید ریسک دلاری حسابتان را ثابت نگه دارید. خیلی از تریدرها اشتباها این تصور را دارند که استاپ لاس بزرگ در حقیقت ضرر سنگین تری به شما می چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ زند. اگر شما قرار هست استاپی برابر با ۲۰۰ پیپ داشته باشید باید ۱۰۰ دلار را ریسک کنید که به راحتی می تونید با حجم پوزیشن این مقدار را مدیریت کنید.

برای مثال فرض کنید: شما پوند دلار مینی را ترید می کنید و قرار هست ۱۰۰ دلار برای ۲۰۰ پیپ استاپ را ریسک کنید. در اینصورت حجم پوزیشن شما برابر با ۵ (یا ۵ میکرو لات) هست. در حقیقت شما دارید تریدی می کنید که به ازای هر ۱ پیپ حرکت ۵۰ سنت ضرر می کنید.

۱۰۰$= ۵۰*۲۰۰

پس صرفا بخاطر اینکه استاپ لاس شما بزرگ هست به این معنی نیست که باید ریسک زیادی انجام بدهید. خیلی از تریدر ها استاپ را قرار می دهند ولی حجم پوزیشن رو محاسبه نمی کنند که باعث می شود حساب معاملاتی شان از بین برود!

اشتباهات رایج تریدرها

اگر شما در ابتدا ریسک معاملاتی خود را رو برای ۱۰۰ پیپ و ۱۰۰ دلار قرار بدهید و در وسط راه تصمیم بگیرید استاپ رو ۱۰۰ پیپ بیشتر کنید و ۲۰۰ پیپ استاپ داشته باشید، در حقیقت شما ۲۰۰ دلار دارید ریسک می کنید(۱ دلار به ازای هر پیپ * ۲۰۰ پیپ = ۲۰۰ دلار) این اصلی ترین اشتباه در ترید کردن هست که می توانید مرتکب شوید.

شما باید قبل از ورود به معامله ریسک دلاری تان را بر اساس استاپ دلخواه تان و هرجایی که هست مشخص کنید (هیچ وقت استاپ را جابه جا نکنید. وقتی وارد محدوده ضرر می شوید، ترس از دست دادن پول باعث میشود شما ریسک خود را بیشتر کنید و به مرور زمان حساب تان را کلا از بین ببرید) . بصورت مشابه خیلی از تریدرها فکر می کنند استاپ لاس کوچکتر به معنی ریسک دلاری کمتر اسست. این همیشه صادق نیست و حجم پوزیشن این را تعیین می کند.

اگردوست شما یک تریدر باشد با یک استاپ ۵۰ پیپی اما ۵ دلار در هر پیپ ریسک کند ( ۵ مینی لات) پس در حقیقت ۲۵۰ دلار در این ترید ریسک کردهاست. اگر شما استاپ لاسی برابر با ۱۰۰ پیپ داشته باشید ولی ۲ دلار در هر ترید ریسک کرده باشید ( ۲ میلی لات) پس ریسک شما در ترید برابر ۲۰۰ دلار است. پس می بینید که استاپ کوچکتر لزوما به معنی ضرر کمتر نیست. اینجا شما حجم کمتری با استاپ بزرگتری داشته اید ولی ضرر کمتری کرده اید.

خلاصه مقاله

ما در این مقاله به زبان ساده به شما بگوییم که چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ هر چه قدر در این بازار حرفه ای شوید و دوره های زیادی ببینید و مقالات آموزشی بخوانید و همچنین استراتژی ها و تاکتیک های معاملاتی زیادی را یاد بگیرید به تنهایی نمی توانند شما را در زمینه معامله گری موفق کنند، مگر اینکه استراتژی مدیریت سرمایه خود راداشته باشید.

بهترین ریسک برای معامله نیم تا یک درصد است. برای افزایش این ریسک به مهارت بالایی نیاز دارید و تا زمانی که مهارت تان را به مرحله قابل قبولی نرسانده اید، بهتر است اهرم های کوچک استفاده کنید و رویای یک شبه پول دار شدن را از ذهنتان بیرون کنید.

سپاس گزاریم از اینکه این مقاله را تا انتها مطالعه کرده اید و موفقیت شما در معامله‌گری و تمام مراحل زندگی را خواستاریم.

۱۰ درس از ۲۰ تریدر مشهور که نباید فراموش کنید

ترید یا معامله ارزهای دیجیتال یک سفر پرماجرا است که برای هر کسی معنایی دارد و می‌تواند شغل‌ها، کسب‌وکارها و همه صنایع را تحت تأثیر خود قرار دهد. معامله‌گران واقعی افرادی هستند که دل به راه سپرده و در آن به موفقیت می‌رسند. آن‌ها برای این کار ابزارها و استراتژی‌های متعددی را به کار می‌گیرند و هرکدام قوانین و اصول خود را برای رسیدن به این هدف دنبال می‌کنند. البته بین روش‌ها و عادات معامله‌گران موفق شباهت و تفاوت‌هایی هم وجود دارد.

دنیز آندروشچنکو (Denys Andrushchenko)، محقق ارزهای دیجیتال، با بررسی صحبت‌های معامله‌گران مشهور دنیا، ده توصیه‌ی بسیار مهم آن‌ها را در قالب یک مقاله جمع‌آوری کرده است که آن‌ها را در ادامه می‌خوانید.

۱. قبل از به خطر انداختن پول‌هایتان یاد بگیرید

گرداننده کانال یوتیوبی «Del the Trader» ادعا می‌کند که شیوه برخورد شما با این کار باید مثل یک کسب‌وکار در حال رشد باشد. لوئیز رکابارن (Luis Recabarren) بر این نکته تأیید می‌کند که کار سخت و تمرکز، اصول موفقیت در تریدینگ هستند. تمرکزِ یک معامله‌گر معمولاً از تمرکز روی انجام یک تحلیل کلی از بازار شروع شده و در نهایت به نظارت و معامله روی چندین سهام یا دارایی خاص تبدیل خواهد شد.

صاحب کانال «Futures Trader71» هم خاطرنشان می‌کند که لازم است با این حرفه از نظر سرمایه‌گذاری و تعهد مثل یک کسب‌وکار برخورد شود. مدیریت و اختصاص زمان مناسب، بیشترین فرصت برای کسب سود را برای شما فراهم خواهد کرد.

مارکو با نام کاربری «Bitscalp»، یک معامله‌گر ناشناس از کشور مالت می‌گوید:

خیلی از مردم نمی‌توانند در این کار به موفقیت برسند. سال‌ها طول می‌کشد تا بتوانید با وضعیت قرمز بازار و از دست دادن پول در این کار کنار بیایید. اکثر مردم خوردن تنقلات و تماشای تلویزیون را به رسیدن به استقلال مالی ترجیح می‌دهند.

۳. نقشه و برنامه داشته باشید و به آن وفادار بمانید

بازندگان را کنار گذاشته از برنده‌ها تقلید کنید. شما هم احتمالاً این جمله را بارها شنیده‌اید. بی‌دلیل نیست که اکثر معامله‌گران موفق مکرراً این اصل را در معاملات به کار می‌برند و تازه‌واردها برعکس آن را فراموش می‌کنند.

فرانک پولاک (Frank Pollack) به ما یادآوری می‌کند که ریسک‌پذیر بودن در معاملات و نترسیدن از ضرر می‌تواند باعث بهبود روند موفقیت و سودآوری معاملات شما شود. نقطه خروج و توقف ضرر (استاپ لاس) باید همیشه در برنامه‌ریزی شما در نظر گرفته شود. در معامله باید آرزو، دعا و امید را کنار بگذارید در غیر اینصورت هنوز درس‌تان را خوب یاد نگرفته‌اید.

جیسون از شرکت اویل تریدینگ گروپ (OTG) هم، ضمن تأیید این نکته اضافه می‌کند که معامله‌گران باید معاملات موفق خود را تا جایی که ممکن است تکرار کنند [و تا جایی که می‌توانند جلوی ضرر را بگیرند]. او می‌گوید که رابطه بین ریسک و پاداش در این کار هم صدق می‌کند و ریسک بیشتر پاداش بیشتری به همراه خواهد داشت.

کونینگ کارل (Koning Karel) یک گام فراتر رفته و استدلال می‌کند که ضرر کردن برای تغییر و بهبود استراتژیِ یک معامله‌گر لازم و حیاتی است. صفتی که بازار در طی زمان به شما می‌آموزد فروتنی است و این صفت برای برآوردهای شما و تکرار نکردن اشتباهات گذشته، بسیار مهم است.

والتر لسیکار (Walter Lesicar) شکست‌ها و ضررها را بخشی جدانشدنی از روند یادگیری می‌داند. در واقع هنگامی می‌توانید به سود و درآمد بالاتری دست پیدا کنید که یاد گرفته باشید ضررهای خود را به حداقل برسانید.

هنگام شروع یک روند، اولین کار من ایجاد و نهایی کردن حدود حد ضرر است. چه حرکت بازار به نفع من باشد چه به ضرر من، من هیچ‌گاه تا رسیدن به حدودی که مشخص کرده‌ام منتظر چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ نمی‌شینم چون خیالم راحت است که آن‌ها را تعیین کرده‌ام

برت باسنبری هم در مورد نادیده گرفتن مدیریت ریسک هشدار می‌دهد. او بدترین معامله عمر خود را وقتی می‌داند که مبلغ ۴,۵۰۰ دلار سود کرده بود اما بعد از اینکه یک دوش گرفت و برگشت متوجه شد که ارزش سهامش ۴,۰۰۰ دلار پایین رفته است. او به‌ جای جلوگیری از ضررهای بیشتر و خروج، پوزیشن خود را حتی وقتی ارزش آن ۸,۰۰۰ دلار پایین رفت هم حفظ کرد. صبح روز بعد که موجودی خود را بررسی می‌کرد متوجه شد که ۲۷,۰۰۰ دلار ضرر کرده است.

من هیچ‌گاه این اشتباه را تکرار نخواهم کرد. همیشه به استراتژی و برنامه خود وفادار بمانید.

۵. تحلیل فاندامنتال اهمیت زیادی دارد

ابزار تحلیل

این روزها نرم‌افزارهای رایگان و پولی بی‌شماری در دسترس معامله‌گران قرار دارد که البته باید هزاران منبع اطلاعاتی مختلف مثل استاک ویتز (Stockwits)، کوارترلی ریپورتز (QaurterlyReports)، گروه‌ها و چت روم‌های خصوصی را هم به این فهرست اضافه کرد. انتخاب آگاهانه و هوشیارانه شما از میان این نرم‌افزارها و منابع از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. ابزاری را انتخاب کنید که برای شما بهتر جواب می‌دهد و به آن وفادار بمانید.

در نظر داشته باشید که استفاده از تعداد زیادی شاخص می‌تواند شما را از کار بیندازد. دنبال کردن دامنه وسیعی از شاخص‌ها، کاری بسیار طاقت‌ فرساست. داده‌های بیش‌ از حد نیز کلافی سردرگم از اطلاعات را ایجاد می‌کند که اگرچه در نگاه اول به نظر مرتبط می‌رسند ولی در واقعیت چنین ارتباطی وجود ندارد. در پایین فهرست کوتاهی از شاخص‌هایی ذکر شده است که معامله‌گران ما به شما پیشنهاد داده‌اند:

  • (Volume Weighted Average Price (VWAP
  • سطوح فیبوناچی
  • شاخص نوسان نسبی (RVI)
  • ابزارهای بررسی اردر فلو (Order Flow – جریان سفارشات)

تکنیک‌های اصلی مورداستفاده در معاملات، اردر فلو (Order Flow) و شاخص انباشت (CVI) هستند. اردر فلو یا همان جریان سفارشات روشی در معامله است که معامله‌گر با بررسی سفارشات خرید و فروش در صرافی‌ها روند قیمت را حدس می‌زند. شاخص انباشت هم در پیدا کردن نقاطی که در آن خرید گسترده رخ می‌دهد به شما کمک می‌کند.

نرم‌افزارهای معروف مورد استفاده در معاملات هم شامل نرم‌افزارهای ریتمیک (Rithmic)، ای ترید (E-Trade) و بلک باکس (Black Box) است که البته فهرست آن‌ها تنها محدود به این سه نرم‌افزار نمی‌شود. به اشتراک گذاشتن تجربه‌های معاملاتی خود با دیگران و کمک به آن‌ها برای پیشبرد مهارت‌هایشان برای بهینه‌سازی ریسک‌ها برای همه معامله‌گران مفید است. به یاد داشته باشید که این مردم هستند که کنترل بازار را به دست دارند و کامپیوترها تنها دستورات را اجرا می‌کنند.

۷. معامله با اهرم

یعقوب رحیموف (Yagub Rahinmov) از گروه مالی «۷MarketZ» اصرار دارد که توجه به آمارها و احتمالات برای رسیدن به بهترین نتایج ممکن ضروری است. لسیکار هم در این مورد می‌گوید:

برای برنده شدن نیاز یه به یک شانس احتمالاتی حداقل ۵۱ به ۴۹ دارید. درک کردن نحوه کارکرد جریان سفارش‌ها (Order Flow) و بررسی سفارش‌های خرید و فروش شانس موفقیت من را حداقل ۶۰ درصد یا حتی بیشتر بالا برد و این تنها به این خاطر است که من می‌توانم به‌طور آنی سفارش‌های خرید و فروش را در جایی که سفارش‌ها ثبت شده و سرمایه در آن جریان دارد، مشاهده کنم.

جیسون راموس از شرکت نفتی OTG از این ادعا حمایت می‌کند و می‌گوید:

این کار ربطی به شانس ندارد و به احتمالات و نقاط قوت هر معامله‌گر مربوط است.

پیتر بکر (Peter Becker) به ما توضیح داد که درک ساز و کارهای بازار، شانس موفقیت شما در معاملات را بالا می‌برد و برعکس معامله به‌صورت تصادفی، دشمن اصلی معامله‌گران است.

با اینکه حجم، نقدینگی و عمق بازار، محبوب‌ترین شاخص‌های مورد استفاده معامله‌گران هستند اما باید همیشه مدیریت ریسک را هم به‌عنوان بخشی از استراتژی خود در نظر بگیرید. برای موفق شدن باید یاد بگیرید که چگونه خودتان را کنترل کنید.

۹. احساسات خود را کنترل کنید

شاید این شعار هم به نظر شما کلیشه‌ای باشد اما برای فعالیت در این حرفه بسیار مهم است. اگر تنها انگیزه شما از این کار کسب سود باشد در دراز مدت موفقیتی به دست نخواهید آورد. معامله‌گران حرفه‌ای خود را در کار خود غرق می‌کنند و مدام در حال کشف استراتژی‌های بهتر و کسب اطلاعات بیشتر در مورد این صنعت یا سهام موردعلاقه خود هستند. اکثر معامله‌گرانی که با آن‌ها مصاحبه شده است، هیچ برنامه‌ای برای کنار کشیدن نداشتند. همه آن‌ها از کار خود لذت می‌برند و قصد دارند برای لذت برنده شدن هم که شده تا جایی که می‌توانند به این کار ادامه دهند.

به یاد داشته باشید که خوش‌شانسی نتیجه برنامه‌ریزی مناسب است. سعی کنید هرروز تفریح کنید، چیز جدیدی یاد بگیرید و به یک نفر کمک کنید.

اندیکاتور محاسبه پیپ در تحلیل تکنیکال چه کمکی به تریدرها می کند؟

اندیکاتور محاسبه پیپ در تحلیل تکنیکال چه کمکی به تریدرها می کند؟

معامله در بازارهای مالی باید با آگاهی و مهارت صورت بگیرد. در غیر این‌صورت، فعالیت در این بازارها می‌تواند بسیار خطرناک و آسیب زننده باشد. اولین مفهوم که باید در ورود به بازارهای مالی مانند بورس، کریپتو، فارکس و . مورد توجه قرار بگیرد، آموزش تحلیل تکنیکال است. چراکه این تحلیل، ابزار اصلی تریدینگ در تمام بازارها است. پس از آن نیز آشنایی با اصطلاحات مختص به هر بازار و شیوه عملکرد معامله‌گران در آن بازارها است. در ادامه قصد داریم تا ضمن پرداختن به مفهوم اندیکانور محاسبه پیپ، به شما بگوییم که منظور از ترید چیست. آن‌گاه مسیر آموزشی برای ورود به بازارهای مالی را معرفی چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ خواهیم کرد. اگر آموزش مالی و کسب سود از بازارها برای شما دغدغه ایجاد کرده، با ما همراه شوید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال «Technical Analysis» تحلیل فنی بازار است. تحلیلی که از روی نمودارها قیمت و دیگر اطلاعات مربوط به قیمت در بازار صورت می‌گیرد. در آموزش تحلیل تکنیکال، صرفاً روی سوابق قیمت برای پیش‌بینی بازار حساب می‌شود. لازم به ذکر است که آموزش تحلیل تکنیکال دارای سه اصل اساسی است. این اصل‌ها به قرار زیر هستند:

اگرچه اخبار، شایعات، حمایت‌های مالی افراد مشهور، عملکرد تیم مدیریت، عملکرد اقتصاد کلی و شاخصه‌های بسیار دیگری بر بالا و پایین شدن قیمت‌ها در بازارهای مالی مختلف تأثیر دارند؛ اما هیچکدام از این موارد در آموزش تحلیل تکنیکال مورد توجه قرار نمی‌گیرند. چراکه تحلیل‌گران تکنیکال معتقدند که صرفاً با مشاهده قیمت‌ها می‌توان به موقعیت بازار پی برد. با درک اینکه قیمت‌ها به تنهایی می‌توانند منعکس کننده تمام تغییرات بازار باشند، اصل اول آموزش تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران است.

  • تغییر قیمت از روی روند انجام می‌شود

به‌صورت کلی، قیمت‌ها در بازار تمایل دارند تا در مسیر مشخصی حرکت کنند؛ بنابراین قیمت‌ها صرفاً زمانی دچار تغییر مسیر می‌شوند که یک عامل خارجی آن‌ها را مجبور به تغییر کند. در این میان می‌توان با بررسی نقاط حمایت و مقاومت در روند قیمت، به اینکه قیمت تمایل دارد به چه سمتی جرکت کند، پی خواهیم برد. از این روست که با آموزش تحلیل تکنیکال می‌توان قیمت‌ها را پیش‌بینی کرد.

  • تاریخ همواره در بازار تکرار می‌شود

ظاهراً همه چیز در زندگی دچار تغییر و دگرگونی می‌شود؛ اما گاهی اگر به‌صورت کلی به اتفاقات نگاه کنیم، می‌بینیم که برخی از مفاهیم در دوران‌های مختلف تکرار می‌شوند. بازارهای مالی نمونه بارز تکرار تاریخ هستند. به طوری که اگر نمودارهای قیمتی پیشین یک بازار را بررسی کنید، متوجه می‌شوید که عوامل روانشناسی تأثیرگذار روی تغییر قیمت‌ها در گذشته در طول تاریخ بازار همواره تکرار شده‌اند، می‌شوند و خواهند شد. با درک چگونگی این تکرار می‌توان آموزش تحلیل تکنیکال را تکمیل کرد.

سه مورد فوق، اصول اساسی تحلیل فنی و تکنیکال هستند. اما برای اینکه بتوانید از این سه اصل بهره بگیرید، باید الگوها، کندل‌ها، اندیکاتورها و دیگر ابزارهای تکنیکال را بشناسید و بتوانید از آن‌ها استفاده کنید. تمام این مفاهیم در دوره‌های آموزش تکنیکال مقدماتی آموزش داده خواهند شد.

اندیکاتور محاسبه پیپ در تحلیل تکنیکال چه کمکی به تریدرها می کند؟

چرا آموزش تحلیل تکنیکال اهمیت دارد؟

آموزش تحلیل تکنیکال از آن جهت اهمیت دارد که مختص یک بازار خاص نیست و در تمام بازارها می‌توان از آن استفاده کرد. همچنین این نوع تحلیل، نیاز به بررسی‌های جزئی ندارد و صرفاً از روی نمودارهای قیمت داخل بازار انجام می‌شود. همچنین با کمک آموزش تحلیل تکنیکال می‌توان به نوسان‌گیری پرداخت. این در حالی است که سایر انواع تحلیل‌ها مانند تحلیل بنیادی، برای سود گرفتن در دراز مدت مناسب هستند. تحلیل تکنیکال محبوب‌ترین شیوه تحلیل و بررسی بازار در بین معامله‌گران در سراسر جهان است که خوشبختانه معامله‌گران برتر ایرانی به خوبی در بازارهای جهانی از ان بهره می‌گیرند. همچنین منابع متعددی برای آموزش آن در داخل کشور در دسترس قرار دارد.

ترید چیست؟

پس از بررسی اهمیت آموزش تحلیل تکنیکال، بهتر است ببینیم منظور از ترید چیست. ترید «Trade» را می‌توان همان «معامله» معنا کرد. معامله‌ای که می‌تواند در بین دو شخص، دو شرکت، سازمان یا حتی دو کشور صورت بگیرد. در جریان ترید، یک دارایی مالی مشخص بین طرفین فروشنده و خریدار جابجا می‌شود. ضمن ارائه دارایی مالی، ارزش ان نیز به طرف فروشنده پرداخت خواهد شد. حالا این پرداخت می‌تواند همان لحظه صورت بگیرید یا طی یک قرارداد آتی انجام شود. به چنین فرآیندی «ترید» گفته شده و به شخصی که یکی از طرفین خرید یا فروش در معاملات باشد، معامله‌گر یا تریدر «Trader» گفته می‌شود.

به‌صورت کلی شخصی که در بازارهای مالی مانند بورس، طلا، کریپتو، فارکس یا . مشغول به معامله و ترید باشد، شخص تریدر باید به دانش تحلیل مسلط باشد؛ چراکه معامله در این بازارها بشدت رقابتی است و صرفاً با داشتن دانش تحلیل می‌توان از بازار سود گرفت. در غیر این‌صورت معاملات تریدرها با ضرر همراه خواهید بود!!

چطور می‌توان به یک تریدر حرفه‌ای تبدیل شد؟

تریدرهای مبتدی در بازار ضررهای زیادی را متحمل می‌شوند. تریدرهای نیمه حرفه‌ای از بازار سود می‌گیرند، اما سودهای آن‌ها مقطعی است و گاهی دچار زیان‌های بزرگ نیز می‌شوند. اما تریدرهای حرفه‌ای قادر هستند تا از معاملات بازار سودهای مستمر بگیرند. اگرچه تریدرهای حرفه‌ای هم گاهی دچار زیان می‌شوند؛ اما زیان بخشی از بازی ترید است و نمی‌توان آن را برای همیشه حذف کرد. باید در نظر داشت که مقدار سود تریدرهای حرفه‌ای بسیار بیشتر از زیان آن‌ها است. این در حالی است که تریدرهای مبتدی ممکن است گاهی کل سرمایه خود را از دست بدهند و تریدرهای نیمه حرفه‌ای هم گاهاً در این مرز قرار بگیرند. بنابراین اگر شما می‌خواهید در مقام یک تریدر حرفه‌ای در بازار ظاهر شوید، باید اصول زیر را جدی بگیرید:

رعایت موارد فوق به شما کمک می‌کند که بسیار زود از یک تریدر مبتدی به یک تریدر حرفه‌ای تبدیل شوید. پس حالا که می‌دانید ترید چیست و تریدر کیست، می‌توانید آموش خود را استارت بزنید. اما قبل از معرفی منبع آموزشی، شما را با یکی از مفاهیم بازار فارکس آشنا خواهیم کرد.

اندیکاتور محاسبه پیپ در تحلیل تکنیکال چه کمکی به تریدرها می کند؟

منظور از اندیکاتور محاسبه پیپ چیست؟

پیپ «Pip» یکی از رایج‌ترین اصطلاحات فارکس برای تریدرهای این بازار است. پیپ مخفف عبارت «point in percentage» به معنای «کوچک‌ترین واحد نرخ ارز» در بازار بزرگ فارکس است. مثلاً در واحد ارز دلار، پیپ به یک ده هزارم دلار گفته می‌شود. یکی از رایج‌ترین کاربردهای پیپ، محاسبه مقدار سود و زیان معاملات در این بازار است. به طوری که اگر یک تریدر به سوددهی از معامله خود برسد، نباید بگوید که مثلاً 20 دلار، 20 یورو یا 20 پوند سود کرده‌ام؛ بلکه باید مقدار سود خود را برحسب پیپ اعلام کند. اندیکاتور «Indicator» هم به یک سری شاخص آماری هستند که برای رصد کردن موقعیت بازار در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند. اندیکاتورمحاسبه پیپ در فارکس به اندیکاتورهایی گفته می‌شود که به کمک آن‌ها می‌توان مقدار پیپ معاملات را مشخص کرد. از جمله مشهورترین اندیکاتورها می‌توان موارد زیر را نام برد:

بیشتر اندیکاتورها می‌توانند اندیکاتور محاسبه پیپ در فارکس باشند. شیوه استفاده از اندیکاتور محاسبه سود به سطح دانش تریدر بستگی دارد.

برای ورود به بازار فارکس باید از کجا شروع کنیم؟

اگر یک ماهی کوچک که تمام عمر در تنگ زندگی کرده است را یکدفعه به دریا بیندازد، امکان اینکه این ماهی به سرعت توسط ماهیان بزرگتر بلعیده شود، بسیار زیاد است. به همین خاطر بهتر است ماهی‌های تنگ را به ابتدا به داخل یک حوضیا برکه کوچک انداخت و سپس آن را به رود یا دریا منتقل کرد. در مورد تریدرها هم به همین صورت است. وقتی یک تریدر مبتدی بلافاصله وارد بازار فارکس شود، امکان از دست رفتن سرمایه وی حتمی است. چراکه فارکس در بین بازارهای مالی، یک اقیانوس به حساب می‌آید. بنابراین اگر به فعالیت در بازار فارکس علاقه دارید، می‌توانید از بازار بورس آغاز کنید. بورس یک بازار ملی و کوچک‌تر است که محدودیت سود و زیان روزانه دارد. پس می‌توانید با ورود به بورس، تحت آموزش تحلیل تکنیکال و دیگر آموزش‌ها قرار بگیرید. سپس یاد بگیرید از استراتژي‌های معاملاتی استفاده کنید، سپس با اقتدار وارد فارکس شوید!

آموزش بازارهای مالی در «دلفین وست»

گفتیم که خوشبختانه منابع آموزشی بسیاری در وب فارسی برای تریدر شدن چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ وجود دارند. وبسایت «دلفین وست» یکی از بسترهای پیشتاز در این حوزه است. اگر قصد دارید طبق توصیه اساتید بزرگ، مسیر ترید خود را با بازار بورس آغاز کنید، دوره رایگان «آموزش بورس به زبان ساده» وبسایت دلفین وست در دسترس شما قرار دارد. همچنین این وبسایت آموزش‌‌های تکمیلی و اصولی برای ورود به بازار فارکس و دیگر بازارهای مالی دارد. پس شما می‌توانید تریدر شدن را با ولفین وست آغاز نمایید و از دوره‌های باکیفیت با پشتیبانی قوی این وبسایت بهره بگیرید.

مسیر حرفه‌ای برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق

آموزش‌های پراکنده، مسیر تریدر شدن را برای افراد بسیار طولانی می‌کنند. اما آموزش‌های دوره‌ای و متمرکز می‌توانند مسیر را بسیار کوتاه کنند. اگر شما تحت آموزش‌های اصولی قرار بگیرید، طبیعتاً در کمتر از یک سال می‌توانید به یک تریدر حرفه‌ای تبدیل شوید. در این مطلب متوجه شدیم که ترید چیست و چطور می‌توانیم به یک تریدر حرفه‌ای تبدیل شویم. همچنین با مفاهیم آموزش تحلیل تکنیکال و اندیکاتور محاسبه پیپ در فارکس آشنا شدیم.

مارتینگل یک روش ساده برای کمتر ضرر کردن و زودتر سود کردن

نخبگان عزیز خانه سرمایه سلام امروز می خواهیم یک روش برای موفقیت بیشتر در معاملاتتان معرفی کنیم. یک روش ساده برای کمتر ضرر کردن و زودتر سود کردن.

شرط بندی که این بار به نفع سرمایه گذاران است

همیشه دغدغه قماربازهای قدیم این بوده است که چگونه بتوانند بدون ریسک، سود تضمین شده از کار خود ببرند. قماربازان قدیم بسیار به این فکر کرده اند و حاصل نتایجی بوده که در سرمایه گذاری این روزها در بورس از آن استفاده می کنند. یکی از این روش های شرط بندی که جای خود را در تجارت و سرمایه گذاری بخصوص در بازار های سرمایه گذاری داخلی و خارجی نیز باز کرده است، روش مارتینگل است. روش مارتینگل در شرط بندی هایی بکار می رود که فرد دو حالت برد یا باخت دارد و احتمال رخداد هر کدام از شرایط برد یا باخت نیز برابر است (دقت کنید در بازار بورس شما با مقداری آموزش دیگر بیشتر از حالت ۵۰-۵۰ احتمال موفقیت دارد و شرایط بسیار بهتر است، اما باز هم با همین شرایط روش مارتینگل در نهایت برنده است).

مارتینگل

یک مثال از نوع شرط بندی

در روش مارتینگل، فرد در یک رشته شرط بندی حاضر می شود به طوریکه بعد از هر باخت میزان شرط بندی خود را دو برابر حالت قبل می کند تا جایی که بالاخره ببرد و از این بازی با سود خارج شود. مثال زیر نشان می دهد که این استراتژی چگونه کار می کند و سود آن چقدر خواهد بود:

فرض کنید که در یک شرط بندی با انداختن یک سکه شرکت می کنیم به طوریکه سکه می اندازیم و اگر شیر بیاید معادل میزان شرط بندی می بریم و اگر خط بیاید میزان شرط بندیمان را می بازیم. پس حالا مثلا این بازی را با B تومان شروع می کنیم. در مرحله اول یا شیر می آید و فرد می برد و پولش می شود ۲B تومان یا می بازد. اگر فرد ببازد در مرحله بعدی میزان شرط بندیش را دوبرابر می کند یعنی ۲B تومان وسط می گذارد. در این مرحله اگر ببرد آنگاه سود او در کل خواهد بود:
باخت از مرحله اول: B تومان
برد از مرحله دوم: ۲B تومان
سود کل: B=2B-B تومان
حال اگر دوباره در این مرحله ببازد، برای مرحله بعدی میزان شرط بندی را دو برابر می کند چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ چرا ۹۰ درصد‌ تریدرها زیان می‌کنند؟ یعنی ۴B تومان. اگر برنده شود آنگاه سود او در این مرحله برابر خواهد بود با:
باخت از مراحل اول و دوم: B+2B=3B تومان
برد از مرحله سوم: ۴B تومان
سود کل: ۴B-3B= B تومان

و این موضوع اگر N بار هم تا موفقیت شما رخ دهد در نهایت بار N ام شما مقدار B سود کرده اید، البته اگر سرمایه تان تمام نشده باشد!

روش مارتینگل در بورس ایران

خود را در این شرایط قرار دهید

خرید پله‌ای یکی از روش‌هایی است که معامله‌گران حرفه‌ای به منظور بهینه کردن قیمت خرید در هنگام تشکیل پورتفوی خود از آن استفاده می‌کنند درواقع یکی از مهم‌ترین خصوصیاتی که یک معامله‌گر موفق را از یک معامله‌گر معمولی متمایز می‌کند توانایی خرید سهم در بهترین قیمت است. همه‌ی ما این انتظار را داریم که خرید سهم برای ما سودآور باشد، اما گاهی شرایط بازار به‌گونه‌ای پیش می‌رود که علی‌رغم اینکه احساس می‌کنیم سهم مناسبی را برای خرید انتخاب کرده‌ایم، برخلاف انتظارمان افت قیمت سهم خود را مشاهده می‌کنیم.

در این شرایط چه باید کرد؟ آیا باید سهمی را که به ارزندگی آن اعتقاد داریم فروخت؟ آیا اگر سهم خود را نگهداری کنیم می‌توان انتظار داشت که بعد از ۱۰-۱۵% افت، قیمت مجدداً به قیمت خرید ما بازگردد و تازه بتوانیم سهم خود را به قیمت خرید سربه‌سر بفروشیم؟

در این نوشته می‌خواهیم روشی را معرفی کنیم که در آن علاوه بر در نظر گرفتن حد ضرر بتوانیم حتی با افت قیمت سهم به زیر قیمت خرید اولیه نیز از معامله خود با سود خارج شویم:

روش مارتینگل

روش مارتینگل چیست؟

مارتینگل روشی است که توسط یک آمریکایی ابداع شد و بعدازآن توسط معامله‌گران مختلفی با روش‌های گوناگون اجرا شد.طبق این روش شما سرمایه اولیه خود را به قسمت‌های نامساوی (از توان‌های عدد ۲) تقسیم می‌کنید و خرید خود را در قیمت‌های مختلف بر مبنای این ضرایب انجام می‌دهید.

فرض کنید شما ۱ عدد سهم را باقیمت ۱۰۰ تومان خریداری می‌کنید و انتظار رشد آن را دارید. ولی برخلاف انتظار قیمت آن ۵% افت کرده و به ۹۵ تومان می‌رسد. بر اساس روش مارتینگل شما باید در این قیمت ۲ عدد سهم جدید خریداری نمایید. با این کار میانگین قیمت کل خرید شما به ۹۶٫۷ تومان کاهش می‌یابد و در صورت رشد قیمت به بالای ۹۶٫۷ تومان کل خرید شما سودآور می‌شود، درحالی‌که قیمت هنوز به ۱۰۰ تومان اولیه نرسیده است.

حال اگر قیمت سهم به جای رشد مجدداً ۵% دیگر افت نماید و به ۹۰٫۲۵ تومان برسد، طبق روش مارتینگل این بار شما باید ۲ برابر خرید قبلی یعنی ۴ سهم را در این قیمت خریداری کنید. با این کار میانگین قیمت تمام شده هر سهم شما به ۹۳ تومان کاهش می‌یابد و درحالی که قیمت فعلی سهم در حال حاضر ۱۰% نسبت به قیمت خرید اولیه شما کاهش داشته است، اگر فقط ۳٫۵% رشد نماید کل خرید شما سودآور خواهد شد.

مزیت روش مارتینگل چیست؟

مزیت روش مارتینگل این است که هنگامی که قیمت سهم از قیمت خرید اولیه ما فاصله می‌گیرد و منفی می‌شود، می‌توان با اجرای آن قبل از رسیدن قیمت سهم به قیمت خرید اولیه وارد سود شد، نه اینکه صبر کرد تا قیمت به قیمت خرید اولیه برسد و ما تازه از زیان خارج شویم، چه‌بسا در بسیاری از موارد ممکن است که قیمت سهم پس از افت به راحتی به قیمت‌های قبلی برنگردد و ما مجبور شویم از معامله‌ای که می‌توانست برای ما سود ده باشد، نهایتاً با زیان خارج شویم.

اما این روش یک عیب کوچک هم دارد!

این روش توسط معامله‌گران بزرگی اجراشده است و هرکدام از آن‌ها با توجه به سیستم‌های معاملاتی خود و حد سود و حد ضررهای خود این روش را بومی‌سازی کرده‌اند. طبق این روش ما می‌توانیم دفعات متعددی این کار را انجام دهیم و هرچه قیمت افت نماید میانگین قیمت خرید خود را به آن نزدیک کنیم. اما نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که سرمایه ما نامحدود نیست و نمی‌توانیم تا ابد بر روی خرید قبلی خود ۲ برابر خرید جدید انجام دهیم و با گذشتن چند مرحله از این کار، حجم خرید و سرمایه موردنیاز برای آن به‌شدت افزایش پیدا می‌کند.

روش مارتینگل

حالا چگونه عیب کوچک روش مارتینگل را بر طرف کنیم

باید مراحل انجام این کار را به اعداد مشخصی محدود کرد تا بتوان از عهده انجام آن برآمد. توصیه می‌شود که مراحل خرید را به ۳ مرحله کاهش داد، بدین‌صورت که سرمایه خود را به ۴ قسمت نامساوی تقسیم کنیم:۱،۲،۴ و ۸٫در این روش به این اعداد ضرایب مارتینگل گفته می‌شود که همان توان‌های عدد ۲ هستند که در هر مرحله از خرید به‌کاربرده می‌شوند (یعنی کل سرمایه شما به ۱۵ قسمت تقسیم‌شده و در هر مرحله از خرید یکی از این ضرایب استفاده می‌شود: مثلاً ۱۵ میلیون به ۱ میلیون،۲میلیون،۴میلیون و ۸ میلیون تقسیم می‌شود).

با این تقسیم‌بندی شما در صورت کاهش قیمت خرید اولیه‌تان، بازه‌ی حد ضرر خود را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنید و هر بار که قیمت به یکی از این ۳ بخش می‌رسد، پله بعدی خرید خود را انجام می‌دهید.

درنتیجه هم حد ضرر را رعایت کرده‌اید و هم در صورت فعال نشدن آن و رشد قیمت سهم از هر قیمتی (چه خرید اول و چه خرید آخر) قیمت خرید شما بهینه‌شده است و با اولین رشد، کل خرید شما وارد سود می‌شود.

بهترین حالت استفاده از روش مارتینگل در سرمایه گذاری در بورس چیست؟

این روش یک استراتژی منطقی برای بهینه کردن بهای تمام‌شده سهم در هنگام افت قیمت است و استفاده افراطی و نادرست از آن چیزی جز زیان را در پی نخواهد داشت. بهتر است از این روش برای سهامی که وضعیت بنیادی خوبی دارند و به دلایلی افت مقطعی را تجربه می‌کنند، استفاده شود.

یک مثال واقعی از روش مارتینگل در خرید و فروش در بازار بورس

در زیر هم یک مثال واقعی از خرید ۳ پله‌ای بر اساس روش مارتینگل در بورس ایران را باهم هم می‌بینیم. نمودار زیر مربوط به سهم بکام است که با شکسته شدن خط روند نزولی در اسیلاتور RSI تصمیم به خرید آن گرفته‌شده است.

روش مارتینگل

اگر ما ۱۵ میلیون تومان برای خرید این سهم در نظر گرفته باشیم در مرحله اول طبق روش مارتینگل ۱ میلیون تومان از پول خود را در قیمت ۱۲۸ تومان خرید می‌کنیم (۷۸۰۰ سهم ۱۲۸ تومانی).

با ۵% افت قیمت سهم ۲ میلیون تومان بعدی را هم خرید می‌کنیم(۱۶۲۰۰ سهم ۱۲۳ تومانی).

با ۱۰% افت قیمت سهم ۴ میلیون تومان بعدی را خرید می‌کنیم(۳۴۲۰۰ سهم ۱۱۷ تومانی).

و درنهایت با ۱۵% افت قیمت ۸ میلیون پایانی را خرید می‌کنیم(۷۲۷۰۰ سهم ۱۱۰ تومانی).

با آخرین خرید میانگین کل خرید به ۱۱۴٫۶ تومان کاهش می‌یابد.

روش مارتینگل

درنتیجه به‌محض اینکه قیمت سهم از ۱۱۴٫۶ تومان بیشتر شود این خرید وارد سود خواهد شد و اگر تاکنون نگهداری شده باشد (۱۶۸ تومان) از کل این خرید در این مثال ۶,۹۹۰,۰۰۰ تومان سود کسب‌شده است (معادل ۴۶%). در صورتی اگر کل پول در ابتدا و در قیمت ۱۲۸ تومان خرید شده بود و تاکنون نگهداری شده بود،۴,۶۸۰,۰۰۰ تومان سود از این خرید کسب می‌شد (معادل ۳۱%) و اگر هم بعد از افت قیمت به ۱۲۸ تومان نمی رسید متحمل زیان می شدیم.

شاید در مقاله “فعلا بذارم باشه! دلیل بسیاری از ضرر های ما در بازار بورس” در نگاه اول با این مقاله تداخل داشته باشد اما در واقعیت یک فرد نخبه سرمایه گذاری درگیر این اتفاق نمی شود، توصیه می کنم حتما نکته های زیر را مطالعه کنید.

چند نکته بسیار مهم در مورد این روش

این روش زمانی بسیار کاربردی است که شما آموزش های تکنیکالی و بنیادی و روانشناسی لازم را دیده باشید و حال این موضوع و روش مارتینگل به موفقیت بیشتر شما کمک خواهد کرد. اساس تفکر این روش این است که شما به وضعیت بنیادی سهم خود اطمینان دارید. پس اگر تحلیلگر بنیادی خوبی نیستید توصیه می کنیم حتما تحلیلگر بنیادی خوبی شوید. دوره نخبگان بورس و بسته جامع خانه سرمایه نیز می تواند به شما کمک کند.

همچنین یادتان نرود در این روش شما باید در بازار منفی و در زمانی که همه نا امید هستند خرید کنید. پس روی روانشناسی خود نیز باید کار کنید، که البته در دوره نخبگان در مورد این موضوع مفصل صحبت می شود و راهکار های روانشناسی لازم به نخبگان آموزش داده می شود. همچنین در بسته آموزشی جامع و در بسته ۱۰ شاه کلید بزرگان بورس در یکی از فصل ها به این موضوع پاسخ داده می شود و در مثال “آقای بازار” این موضوع را می آموزید. نکته سوم خرید در نقاط مناسب است، نیازمند این است شما در تحلیل تکنیکال به نقاط PRZ و امواج الیوت مسلط باشید چیزی که هم در بسته جامع آموزش بورس خانه سرمایه و هم در دوره نخبگان آموزش داده می شود.

سه قانون مدیریت ریسک در معاملات

کسب سود مستمر و درازمدت در بازارهای سرمایه خصوصاً برای معامله‌گران تازه‌کار امر دشواری است. بله می‌دانم؛ لابد با خودتان می‌گویید صِرف خرید سهام و نگه‌داشتن آن‌که کار سختی نیست و همه از پس آن برمی‌آیند؛ نیاز به پیشینه و مهارت خاصی هم ندارد؛ تنها کاری که باید بکنید این است که پشت سیستم بنشینید و پول‌هایی که معاملات به سویتان روانه می‌کنند را پارو کنید!

اما حقیقت ماجرا این نیست و انجام همین کارها در طولانی‌مدت ضعف‌های ما را چه به لحاظ روانی، ضعف در اجرا و یا نداشتن تجربه نشان خواهد داد.

در این مطلب قصد دارم تا به مقوله‌ی مدیریت ریسک در معامله‌گری خصوصاً در بازارهای دارای اهرم (همانند بازار آتی سکه) بپردازیم. در اینجا نمی‌خواهیم صرفاً چندراه و چاه به شما نشان دهیم و بخواهیم که به ما اطمینان کنید و بی‌چون‌وچرا آن‌ها را انجام دهید؛ بلکه با استفاده از اطلاعات و داده‌های به‌دست‌آمده از معاملات واقعیِ معامله‌گرانی که باهدف کسب سود از بازار، وارد آن شده‌اند، صحت و اتکاپذیری راهکارهایمان را به شما نشان خواهیم داد.

چرا مدیریت ریسک این اندازه مهم است؟

لُب کلام این است که شما نمی‌دانید در آینده چه چیزی پیش می‌آید. شغل شما به‌عنوان یک معامله‌گر، پیش‌بینی آینده بر اساس اطلاعات نصفه و نیمه ایست که در حال حاضر برایتان مهیاست. بخش اعظمی از آن اطلاعات هم بر مبنای آنچه قبلاً درگذشته رخ‌داده است قرار دارد و درنهایت هم قادر خواهید بود سناریوهایی را بر اساس رخدادهای اقتصادی آتی یا انتشار اطلاعات بچینید؛ اما اصل ماجرا این است که ما با استفاده از اطلاعات قدیمی سعی داریم آینده را پیش‌بینی کنیم.

اما سؤال اینجاست که آیا اتفاقات مشابه همیشه به یک‌شکل روی می‌دهند؟ البته که نه. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، همه‌چیز تغییر می‌کند و همین مسئله، تحلیل بازارها را به امری چالش‌برانگیز تبدیل می‌کند که برای بسیاری از فعالان بازار که اُفق بلندمدتی دارند، جذاب است؛ یادتان باشد که با تغییر مداوم شرایط بازارها، یک پیش‌بینی هیچ‌گاه کامل و بی‌عیب و نقص نخواهد بود و هر اتفاقی محتمل است.

درنتیجه، بااینکه نمی‌خواهیم اهمیت تحلیل شما در محاسبه‌ی بهترین احتمالات و شرایط را ناچیز جلوه دهیم، باید یادتان باشد که ممکن است تحلیل شما کاملاً نادرست از آب دربیاید چراکه هیچ روش تحلیلی در همه‌ی شرایط و اوقات جواب نخواهد داد. اینجاست که پای مدیریت ریسک به داستان باز می‌شود تا بتوانید در صورت شکست تحلیلتان ، با کاهش ضرر، سرمایه‌ی باقی‌مانده‌تان را نجات دهید.

این‌قدر بر روی درصد بُردتان تمرکز نکنید!

تعداد زیادی از معامله‌گران تازه‌وارد، عملکردشان را بر اساس تک‌تک معاملاتشان می‌سنجند؛ انگار هر معامله، جنگی است که حتماً باید در آن پیروز شوند! اما نکته‌ای که بدان توجه نمی‌کنند این است که اندازه‌ی سود و ضررها را نباید باهم مقایسه کرد؛ مثلاً، ممکن است یک معامله‌گر تنها در ۱۰٪ معاملاتش برنده شود اما همچنان، بااینکه در ۹۰٪ معاملاتش ضرر می‌کند، در سود بماند؛ شکست در ۹۰٪ اوقات باعث می‌شود این معامله‌گران، خصوصاً در اوایل کار، همیشه احساس بدی داشته باشند، چراکه ما انسان‌ها اصلاً آمادگی پذیرش شکست را نداریم؛ درواقع مغز ما با ضرر تناسب ندارد!

البته خیلی از همان تازه‌کارها اصلاً به این نقطه نمی‌رسند چون تعدد شکست‌ها باعث می‌شود از ادامه‌ی مسیر منصرف شوند و خودشان را از یادگیری این تجربه که درصد برد هدف نهایی معامله‌گری در بازارهای مالی نیست، محروم می‌کنند.

چرا چنین چیزی اتفاق می‌افتد؟

شاید گاهی وقت‌ها باید در یک نبرد ببازیم تا بتوانیم از جنگ سربلند بیرون بیایید. نه؟

بااینکه دلمان می‌خواهد همیشه در همه کارهایی که انجام می‌دهیم، برنده شویم، اما خوب… زندگی این‌طور پیش نمی‌رود. منابع و سرمایه ما محدود هستند و به همین دلیل، ما باید به‌صورت هوشمندانه‌ای آن‌ها را در فعالیت‌هایی که بیشترین منفعت را در دستیابی به اهداف نصیب ما می‌کنند، مصرف کنیم. در غیر این صورت، با ریسک اتلاف منابع محدودمان بر روی فعالیت‌های بی‌ثمر (و معاملات زیان ده) مواجه خواهیم بود.

به‌علاوه، در اکثر مواقع هم ما با موقعیت‌هایی روبرو هستیم که کمبود آن منابع محدود، ما را در انجام فعالیت‌های آتی‌مان هم محدود می‌کند؛ درست مانند از دست دادن بخش بزرگی از حسابتان بر روی یک معامله‌ی بد که باعث می‌شود مبلغ بسیار کمتری برای معاملات بعدی در حسابتان بماند؛ یا زمانی که روی یک سهم به دلیل بازگشایی و تعدیل منفی شدید، ضرر زیادی را تجربه می‌کنیم (خصوصاً که پرتفوی متنوعی هم نداشته باشیم)

ارتباط این مطلب با معامله‌گری، در موقعیت‌هایی است که شما نمی‌توانید از دست بدهید. شاید شما در میانه‌ی یک‌روند قرار دارید یا در مورد یک معامله، احساس بسیار خوبی دارید، هر چه که هست، باید بدانید که معامله‌گران با دنیایی از امید و البته برنامه‌ریزی و تأمل بسیار کمی وارد یک موقعیت می‌شوند. نتیجه آنکه وقتی آن موقعیت، طبق مرادشان پیش نمی‌رود، صبر می‌کنند (از آن معامله خارج نمی‌شوند) یا بدتر از آن، با این تفکر که بازار اشتباه کرده است و اوضاع به روال درستش بر خواهد گشت، اقدام به دو برابر کردن خرید یا فروششان می‌کنند. (همان روش مخوف مارتینگل که برخی اساتید! به عنوان جام مقدس تدریس می‌کنند…)

یک اشتباه، آخرین اشتباه

دلیل اینکه بسیاری از معامله‌گران قربانی این اشتباه می‌شوند این است که آن‌ها در موقعیت‌های زیان ده بیش‌ازحد باقی می‌مانند اما زودتر از موعد، از معاملات سوددهشان خروج می‌زنند. وقتی معامله‌ای خلاف پیش‌بینی تریدر ادامه پیدا می‌کند، یک درگیری ذهنی ایجاد می‌کند که باعث می‌شود تریدر حد ضررش را حذف کند یا به امید برگشت شرایط، آن را پایین‌تر می‌آورد و درنهایت در آن معامله باقی می‌ماند.

خطر اصلی این اشتباه فَجیع، از مرکب شدن ضرر نشاءت می‌گیرد. وقتی‌که بخشی از سرمایه‌تان را در معامله‌ای از دست می‌دهید، با توجه به اینکه مبلغ کمتری در اختیاردارید، مجبورید سود بیشتری به دست آورید تا آن ضرر را هم جبران کنید. و اگر با اصرار بر اینکه تصمیمتان درست بوده است، ضررهای بیشتر و بیشتری بپذیرید، با سرعت بسیار بیشتری منجر به غرق شدن خودتان خواهید شد.

به‌عنوان‌مثال، اگر با ۱۰۰ میلیون تومان شروع کنید و ۲۰٪ ضرر دهید، ازاینجا به بعد، می‌بایست ۲۵٪ سود کنید تا به همان ۱۰۰ میلیون تومانتان، یعنی نقطه‌ی سربه‌سرتان برگردید.

بنابراین، اگر صرفاً به این دلیل که نمی‌خواهید از یک معامله خارج شوید و اشتباه خود را بپذیرید، خودتان را مجبور به قبول ضررهای بیشتر و بیشتر می‌کنید، از چاله به چاه خواهید افتاد. در جدول پایین، خواهید دید که بعد از هر ضرر، برای برگشتن به نقطه‌ی سربه‌سر چقدر باید سود کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.